شمال ما: در این روزها برنامه های متعدد بسیار زیادی در رسانه های آنلاین غیر داخلی در حال گرفتن بازدید های بسیار چشمگیر هستند که حتما همگی حداقل یکبار با تکه ویدیوهای آن برنامه ها در این چند ماه مواجه شده اند، از برنامه های ماهوارهای در گذشته تا برنامه هایی در سطح یوتیوب!
ما باید یک نکتهی مهم را درک کنیم: در بسیاری از انتقادهایی که نسبت به برنامههای پرمخاطب این چند ماه اخیر مطرح شده، یک مغلطهی بزرگ وجود دارد که نباید وجود داشته باشد! برنامهساز الزاماً وظیفهای برای ترویج فرهنگ خوب ندارد. البته میتواند چنین کاری کند، اما این وظیفهی اصلی او نیست. ما در کشوری زندگی کردهایم که برنامههای تلویزیونی همواره ابزار تبلیغ و ترویج بودهاند، و به همین دلیل تصور کردهایم که هر برنامه باید از هزار سانسور و فیلتر عبور کند.
اما واقعیت این است که وظیفهی برنامهساز، تولید محتوای سرگرمکننده بر اساس اصول حرفهای برنامهسازی است. این برنامهها الزاماً مروج فرهنگ نیستند، و جامعه باید به درکی برسد که از یک برنامهی تلویزیونی انتظار «یادگیری» نداشته باشد. این وظیفهی برنامهساز نیست.
برنامههایی مانند «بلایند دیت»، «زن روز»، «عشق ابدی»، «صندلیهای داغ»، «استندآپکمدیهای یوتیوب» و… که امروز میلیونها بازدید دارند، نشاندهندهی پر شدن یک خلأ بزرگ رسانهای در جامعه هستند. جامعهی منتقد باید نقش رسانه را بپذیرد، به جای نقد ساختار، به نقد محتوا بپردازد، و تلاش کند تا محتوای زیباتر و غنیتری به آن اضافه شود.
باید یادآور شد که هر برنامهای که ساخته میشود، ممکن است برنامهی خوبی نباشد، اما برنامهی لازمی است. اگر «استیج منوتو» ساخته نمیشد، شاید «عصر جدید» هیچگاه ساخته نمیشد؛ «پرشیا گات تلنت»، «آکادمی گوگوش»، «مسابقهی رقص خردادیان» و… نیز به وجود نمیآمدند. از زمانی که «عشق ابدی» پخش شد، «زن روز» ساخته شد، «ویلا زو کانادا» آمد، و بعد از «بلایند دیت»، دهها برنامهی یوتیوبی دیگر—حتی بدتر—ساخته شدند.
پیشنهاد نهایی این است: برنامهای که ساخته میشود را به عنوان بخشی از ساختار رسانهای بپذیریم. درک کنیم که این برنامه چیزی دارد که میلیونها نفر آن را دیدهاند. مخالفت با چنین برنامهای، مخالفت با علایق و ذهنیت میلیونها نفر است. ساختار را بپذیریم، محتوا را کامل کنیم، مکمل باشیم، نه تخریبگر.
پدرام حیدری
دیدگاهتان را بنویسید