شمال ما؛
در یکی از جلسات رسمی شهرستان، همه نگاهها به در ورودی دوخته شده بود. نام نماینده مجلس در دستور جلسه قید شده بود، آنکه وارد سالن شد، نه نماینده بود، نه حتی مسئول رسمی دولتی.
با این حال، همه ایستادند. استقبال کردند. برخی حتی گزارش عملکرد دادند؛ گویی اوست که تصمیم نهایی را میگیرد، نه آنکه در تهران بر صندلی سبز نشسته است. اینجا، نقش اصلی با کسی است که هیچوقت رأی مردم را نگرفته و هیچ جایگاه قانونی ندارد.
مردم به نماینده رأی دادهاند، نه به برادر، پدر، پسر، یا یک چهرهی در سایه. اما امروز در خیلی از حوزههای انتخابیه، واقعیت چیز دیگری است: نماینده فقط برگهی رأی را پر کرده، ولی قدرت واقعی دست کسانی است که پشت پرده نشستهاند. آنها با عناوین قشنگ و دروغینی مثل «مشاور عالی»، «نماینده تامالاختیار» یا «رئیس دفتر نماینده» به جلسات میآیند، مدیر جابهجا میکنند، تصمیم میگیرند و حتی در کار فرماندار و بخشدار دخالت میکنند.
سؤال ساده است: این کجای قانون نوشته شده؟ اصل ۸۵ قانون اساسی میگوید وظایف نمایندگی قابل واگذاری نیست. پس این بساطی که راه افتاده چیست؟ جز پایمالکردن قانون و توهین به رأی مردم؟
بدتر از خود این افراد، سکوت مدیران است. فرماندار، بخشدار یا رئیس ادارهای که به جای ایستادن پای قانون، تسلیم میشود و به این چهرههای سایه رسمیت میدهد، خودش شریک همین قانونگریزی است. وقتی مدیران ما برای حفظ میز، اختیارشان را دو دستی تقدیم میکنند، چه انتظاری از مردم عادی دارید که به قانون احترام بگذارند؟
به همه اینها اضافه کنید رسانههایی را که آگاهانه یا ناآگاهانه این نمایش را بزک میکنند. خبر و عکس و تیتر میزنند: «مشاور عالی نماینده در جلسه»، «نماینده تامالاختیار در بازدید». این رسانهها به مردم دروغ میگویند و برای کسانی که هیچ مشروعیتی ندارند، مشروعیت میسازند. این خطرناکتر از خود دخالتهاست، چون ذهن مردم را آرام آرام عادت میدهد به قبول کردن یک قدرت غیررسمی.
وقت آن رسیده یکبار برای همیشه این بساط جمع شود. وزارت کشور باید صریح اعلام کند هیچ فرد بیسمتی حق حضور و دخالت در جلسات رسمی را ندارد. هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان هم باید پاسخ دهد: آیا نماینده میتواند جای خودش را بدهد به دیگری؟ اگر نمیتواند، چرا سالهاست سکوت کردهاید؟
مردم ساده یک خواسته دارند: نمایندهشان، همان کسی باشد که رأی گرفته. نه نامی روی بنر، نه سایهای پشت پرده. اگر قرار است کسی دیگر تصمیم بگیرد، این همه هزینهی انتخابات و رأیدادن برای چیست؟
انوشیروان مباشرامینی – کنشگر سیاسی و پژوهشگر مسائل توسعهای
دیدگاهتان را بنویسید