فاطمه صدرا

شمال ما؛

نگاه جزیره‌ای و پراکنده به توسعه، یکی از موانع اصلی پیشرفت گیلان است. اگر هر پروژه یا اقدام توسعه‌ای به صورت مستقل و بدون هماهنگی با دیگر برنامه‌ها اجرا شود، به جای هم‌افزایی، با دوباره‌کاری‌ها و اتلاف منابع مواجه می‌شود. این نگرش پراکنده، نه تنها سرعت پیشرفت استان را کند می‌کند، بلکه چشم‌انداز روشن برای نسل جوان گیلانی ایجاد نمی‌کند.

در دهه‌های اخیر، گیلان شاهد اقدامات موازی در حوزه‌های اقتصادی، گردشگری، کشاورزی و فرهنگی بوده است. با این حال، تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت و جزیره‌ای مانع ایجاد جریان پایدار توسعه شده است.

به عنوان نمونه، پروژه‌های کشاورزی برای افزایش تولید برنج، بدون در نظر گرفتن بازار فروش پایدار، بارها با شکست مواجه شده‌اند. بخش گردشگری بدون ارتباط با تولیدات بومی، فرصت معرفی و فروش این محصولات به گردشگران را از دست داده است. پروژه‌های فرهنگی نیز، بدون هماهنگی با ظرفیت‌های محلی یا برنامه‌ریزی جامع، صرفاً به سطح جزیره‌ای محدود شده‌اند و تأثیرشان محدود و کوتاه‌مدت است.

وقتی از توسعه در گیلان صحبت می‌کنیم، منظور ارتقای اشتغال، درآمد و کیفیت زندگی مردم است.

کشاورزی باید آن‌قدر پایدار و سودآور باشد که کشاورز گیلانی با دلگرمی به کار خود ادامه دهد. صنایع کوچک و متوسط باید با محصولات بومی پیوند بخورند تا هم اشتغال ایجاد شود و هم ارزش افزوده در استان باقی بماند. گردشگری نیز باید فراتر از اقامت کوتاه‌مدت گردشگران عمل کرده و با فرهنگ، خوراک، موسیقی و هنر محلی گره بخورد.

تصور کنید گردشگری که به ماسوله سفر می‌کند، علاوه بر لذت بردن از طبیعت، بتواند محصولات محلی را خریداری کند، صنایع دستی را بشناسد، در رویدادهای فرهنگی شرکت کند و با کشاورزان محلی ارتباط برقرار نماید. چنین الگویی هم درآمد روستاییان را افزایش می‌دهد و هم تجربه گردشگر را غنی‌تر می‌سازد. این همان نگاه یکپارچه‌ای است که توسعه واقعی را رقم می‌زند.

راهکارها می‌توانند در قالب سه محور اصلی ارائه شوند:

اول، تدوین استراتژی توسعه یکپارچه با اولویت‌بندی پروژه‌ها و مشخص کردن شاخص‌های اثرگذاری، تا منابع بهینه مصرف شوند و جریان پایدار توسعه ایجاد گردد.

دوم، بازتاب ملموس توسعه در زندگی مردم از طریق پروژه‌هایی که اشتغال، درآمد و مزیت‌های بومی را فعال کنند و نوآوری محلی را تقویت نمایند؛ مانند ارتقای بازارهای محلی و حمایت از صنایع دستی و کشاورزی.

سوم، شبکه‌سازی و هماهنگی میان نهادها، با ایجاد نشست‌های مستمر و پلتفرم‌های دیجیتال برای تسهیل همکاری فعالان دولتی، خصوصی و جامعه محلی.

گیلان می‌تواند در مسیر توسعه  با نگاه یکپارچه و مشارکتی پیش رود و از جزیره‌ای شدن برنامه‌ها عبور کند. وقتی اثر توسعه در زندگی روزمره مردم احساس شود، این استان به نمونه‌ای از مدیریت هوشمند و بهره‌وری واقعی در سطح کشور تبدیل خواهد شد.

 

فاطمه صدرا – طراح محتوای استراتژیک


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *