شمال ما: کاروانسرای «تیتی» که روزگاری مأمن خستگی مسافران بود، امروز خسته و بیپناه، چشمانتظار دستی است که مرهمی بر زخمهایش بگذارد.
کاروانسرای تاریخی «تیتی» در دل جنگلهای سیاهکل، همچون نگینی بازمانده از روزگار صفوی، این روزها در سکوت و تنهایی، زخمهای زمان را به جان میخرد. دیوارهای ترکخورده، سقفهای نمزده و طاقهای فرو ریختهاش گواهی روشناند بر بیمهریای که سالهاست بر این اثر ملی سایه انداخته است.
این بنا به دستور مریم بیگم سلطان، دختر شاه تهماسب اول صفوی و همسر خان کیایی ـ زنی که به تیتی خانم شهره بود ـ ساخته شد تا پناهگاهی امن برای کاروانها و رهگذران مسیر سیاهکل به دیلمان و طالقان باشد. مصالح ساده اما ماندگار همچون قلوهسنگ، آجر و ملات ساروج در کنار طراحی منحصربهفردش، کاروانسرا را به یکی از شاخصترین یادگارهای معماری شمال ایران بدل کرد؛ اثری که با شماره ۱۷۸۴ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است.
حدود دو سال پیش، نام «تیتی» در کنار ۵۴ کاروانسرای دیگر در فهرست جهانی یونسکو جای گرفت. این اتفاق بارقه امیدی در دل دوستداران میراث فرهنگی روشن کرد. ولی جهانی، مدیرکل وقت میراث فرهنگی گیلان، آن روزها وعده داد که مرمت و ساماندهی بنا در دستور کار است، حریم آن تعیین خواهد شد و حتی خبر از واگذاری به بخش خصوصی با اعتباری معادل ۲۵۰ میلیارد ریال داد. اما وعدهها بر کاغذ ماند و بنای کهن همچنان بیپناه در برابر باد و باران ایستاده است.
امروز اگر پای در حیاط کاروانسرا بگذارید، با صحنههایی تلخ روبهرو میشوید: دیوارهایی که رگههای عمیق ترک آنها را تهدید به فروپاشی میکند؛ طاقهای ورودی که بخشی از هویت معماری بنا بودند، فرو ریختهاند؛ بندکشی آجرها در بسیاری نقاط از میان رفته و سیاهی دود همچون زخمی کهنه بر دیوارها نشسته است. رطوبت مداوم اقلیم گیلان فرصت را برای روییدن خزهها و گیاهان خودرو فراهم کرده و بارانهای بیامان هر روز بیش از پیش بر پیکره این میراث گرانسنگ فشار میآورند.
کاروانسرای «تیتی» روزگاری مأمن خستگی مسافران بود؛ جایی که کاروانها در آن آرام میگرفتند و چراغهایش روشنی راه میشد. اما امروز، خود این کاروانسرا خسته و بیپناه، چشمانتظار دستی است که مرهمی بر زخمهایش بگذارد. فراموشی و بیتوجهی به این بنا تنها نابودی یک اثر تاریخی نیست؛ از دست رفتن فرصتی است برای رونق گردشگری، هویتبخشی به منطقه و پیوند دوباره نسل امروز با گذشته پرافتخار سرزمینش.
«تیتی» در سکوت به ما یادآور میشود: اگر اکنون به یاریاش نشتابیم، فردا شاید تنها تصویری محو از او در کتابها و رسانهها باقی بماند.
دیدگاهتان را بنویسید