شمال ما؛ رشت که امروز به شهر خلاق خوراک، باران، سرسبزی معروف است، فردا میتواند با نام «پایتخت فرهنگ و ادب» شناخته شود.
سه سال از درگذشت شاعر بزرگ ایران، امیرهوشنگ ابتهاج «ه. ا. سایه» گذشته و این شاعر پرآوازه گیلانی در آغوش آرام باغ محتشم رشت آرمیده است. با خاکسپاری او، پارک محتشم که هماره پاتوق عاشقان و خاطرهبازان رشتی است، رنگ و بوی دیگری گرفت. اکنون هرکس پا در این پارک زیبا میگذارد، ناخودآگاه گوش تیز میکند تا شاید صدای محزون «سایه» را از لابهلای شاخهها و مه صبحگاهی بشنود.
امیرهوشنگ ابتهاج برای ایران و گیلان، فقط یک شاعر نیست. او صدایی است که سنت و نوگرایـی را به هم پیـوند زد، آینـهای است که تصویر شعر فارسی را در قرنی پرآشوب، شفاف و سربلند نگه داشت. مزار سایه نباید در حد یک سنگ و سردیس و سازهای نمادین وعده داده شده، باشد. باید به مکانی بدل شود که هم در شأن نام بزرگ او باشد و هم در تراز میراث گرانبهای زبان فارسی و فرهنگ ایران.
باغ محتشم ظرفیت آن را دارد که به یادمانی ماندگار برای سایه تبدیل شود؛ مرکزی که همانند حافظیه در شیراز و یا آرامگاه خیام در نیشابور، هم محفل ادبی و فرهنگی باشد و هم جاذبهای مهم برای گردشگری. ساخت آرامگاهی هنرمندانه و در شأن این شاعر نامدار، نهتنها پاسداشت مقام والای ابتهاج است بلکه سرمایهای ماندگار برای شهر رشت و گیلان خواهد بود. جایی که دوستداران شعر و موسیقی از سراسر کشور بیایند، شعر بخوانند و لحظاتی از جنس آرامش و اندیشه را تجربه کنند و خاطرهای ماندگار برای خود بسازند.
آرامگاه سایه میتواند به محفلی زنده و جریانساز برای برگزاری شبهای شعر، نشستهای فرهنگی، کارگاههای ادبی و جشنوارههای موسیقی تبدیل شود و شهر رشت را در نقشه فرهنگی کشور به جایگاهی ویژه برساند. رشت که امروز به شهر خلاق خوراک، باران و سرسبزی معروف است، میتواند با نام «پایتخت فرهنگ و ادب» شناخته شود.
این فرصت طلایی را نباید از دست داد. نسلهای آینده از ما خواهند پرسید که با میـراث عظیـم سایـه چه کردیم. آیا تنـها به ساخت آرامگاهی نمادین بسنده کردیم، یا برایش خانهای ساختیم که شعر و عشق در آن جاودانه شود؟
اکنون زمان آن است که دست در دست هم، آرامگاه سایه را برای جاودانگی شعر و رشت بسازیم.
دیدگاهتان را بنویسید