رضا جلوس فعلی

شمال ما؛

وقتی در خیابان‌های رشت قدم می‌زنم، گاهی حس می‌کنم در شهری مثل دهلی راه می‌روم. نه از نظر فرهنگ، بلکه از نظر شلوغی، آلودگی، تراکم، و آشفتگی. رشت امروز دیگر شباهتی به آن شهر آرام و سبز گذشته ندارد؛ بیشتر به شهری در هند شبیه شده که درگیر بی‌نظمی شهری، رودخانه‌های آلوده و تراکم جمعیت است.

ترافیک یکی از مشکلات جدی شهر است. خیابان‌ها گنجایش این حجم از خودرو را ندارند. هر روز صدها خودرو و موتورسیکلت از مسیرهای باریک عبور می‌کنند و صدای بوق‌ها به یک موسیقی آزاردهنده تبدیل شده. حمل‌ونقل عمومی هم پاسخگوی نیاز شهروندان نیست، و بسیاری مجبورند با خودروی شخصی تردد کنند.

وضعیت رودخانه‌های شهر، گوهررود و زرجوب، از همه دردناک‌تر است. این دو رودخانه که زمانی نماد حیات شهری بودند، حالا به کانال‌های روباز فاضلاب تبدیل شده‌اند. بوی تعفن‌آورشان در روزهای گرم تابستان غیرقابل تحمل است. بوی زباله، فاضلاب و پوسیدگی، از قلب شهر به مشام می‌رسد و تبدیل به بخشی از هوای تنفسی مردم شده است. درست مانند رود یامونا در دهلی، که سال‌هاست مرده و تنها نقش یک فاضلاب شهری را بازی می‌کند.

مسئله مهم دیگر، ورود بی‌سامان مسافران به رشت است. هزاران نفر در روزهای تعطیل، تابستان و حتی آخر هفته‌ها به شهر وارد می‌شوند. اما این ورود بی‌برنامه و بدون زیرساخت، شرایط زندگی را برای ساکنان دشوار کرده. خیابان‌ها، پارک‌ها، مراکز خرید، حتی سرویس‌های بهداشتی عمومی، پاسخگوی این حجم حضور نیستند. مسافران بدون آنکه تقصیری داشته باشند، به شهر فشار می‌آورند. چون نه شهر برایشان آماده است، نه ساختاری برای مدیریت حضورشان وجود دارد.

نبود سرویس‌های بهداشتی در مکان‌های عمومی و پارک‌ها، خودش یک معضل دیگر است. در شهری با این همه جمعیت ثابت و شناور، نباید پیدا کردن یک سرویس بهداشتی تمیز این‌قدر سخت باشد. با این همه، انگار این نیاز اولیه هم فراموش شده است.

در خیابان‌های شهر، سگ‌های ولگرد به بخشی از منظره روزمره تبدیل شده‌اند. نه کسی آن‌ها را مدیریت می‌کند، نه برنامه‌ای برای سامان‌دهی‌شان وجود دارد. برای برخی ترسناک‌اند، برای برخی خطرناک، و در هر صورت نشانه‌ای از بی‌نظمی شهری‌اند.

در کنار همه این‌ها، ساخت‌وسازهای بی‌رویه، نابودی باغات، و بی‌برنامگی در توسعه شهری باعث شده رشت روزبه‌روز از هویت خود فاصله بگیرد.

اگر امروز کاری نکنیم، فردا دیگر «دهلی کوچک» فقط یک شوخی تلخ نخواهد بود، بلکه واقعیتی تلخ و دردناک خواهد بود. شهری که تعفن، ترافیک، بی‌برنامگی و فشار مسافر بر آن سایه انداخته، جای خوبی برای زیستن نیست؛ نه برای میزبان، نه برای مهمان.

 

رضا جلوس فعلی
معمار (کارشناس ارشد مهندسی معماری)

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *