شمال ما: روزگاری گیلان سرزمینی سرشار از زندگی، کودکان پرشور، زمینهای آباد و خانههایی پرجمعیت بود اما امروز آمارها چهره دیگری را از این استان بهظاهر آرام و سرسبز نشان میدهد؛ تصویری نگرانکننده از آیندهای با کاهش شدید زاد و ولد، غلبـه مرگ بر تولد و مهاجرت بیرویـه از دیگر استانهای کشور. نرخ باروری در گیـلان به ۰٫۹ فرزنـد به ازای هر زن رسیـده است؛ عددی که بهمراتب کمتر از نرخ جانشینی جمعیت (۲٫۱) است. این بدان معناست که نهتنـها نسل فعلی جایگزین نخواهـد شد، بلکه فرصت ادامه حیات جمعیتی بومیان نیز به خطر افتاده است.
افزایش هزینههای زندگی، بیکاری و ناامنی شغلی، بحران مسکن و فشار اقتصادی بر خانوادهها باعث شده بسیاری از جوانان گیلانی قید فرزندآوری یا حتی تشکیل خانواده را بزنند. از سوی دیگر، موج مهاجرت اقوام دیگر به گیلان سرعت چشمگیری یافته که اغلب با توان اقتصادی مناسب و حتی امتیازات خاص وارد این استان شمالی میشوند. این روند نهفقط یک چالش جمعیتی، بلکه تهدیدی جدی برای هویت فرهنگی، زبانی و قومی گیلان بهشمار میرود. وقتی خانوادههای بومی در زاد و ولد عقب میمانند و مهاجران جای آنها را در روستاها و شهرها میگیرند، آیندهای محتمل است که در آن فرهنگ گیلکی، زبان محلی و سنتهای دیرینه در میان نسلهای آینده رنگ ببازد یا در اقلیت شدید قرار گیرد.
تبعات این وضعیت اکنون نیز تا حدودی قابل مشاهده است؛ اما بدتر از امروز، آیندهای است که در آن بیشتر جمعیت بومی استان گیلان سالمند خواهند بود. بدون ارادهای جدی برای اصلاح وضعیت معیشت مردم گیلان و مقابله با مهاجرت بیرویه اقوام دیگر به این استان، امیدی به حفظ جمعیت بومی باقی نخواهد ماند.
تلاشهایی در سطح استان برای رهایی از این وضعیت انجام میگیرد اما کافی نیست و باید در سطحی ملی برای حفظ اقوام اصیل، از جمله قوم گیلک، تالش و گالش و زبانهای این اقوام، برنامهریزی شود. استان گیلان تنها به طبیعتش زنده نیست؛ آنچه این خاک را زنده نگه میدارد، اقوام بومی و فرهنگ چند هزار ساله آنها است.
دیدگاهتان را بنویسید