شمال ما؛
در چند سال اخیـر بسیار شنیدیم که شخصیتهای مشهـور یا جوانان ایرانی دست به خودکشی زدنـد. شنیدن چنیـن اخباری گرچه ناراحتکننده اما مستلزم بررسی شناسایی عوامل خطـر و محافظ خودکشی است. توجـه به خودکشی (suicide) در قلمرو علم از دیرباز وجود داشته و در اوائل قرن بیستم به ظهـور شاخهای در علوم رفتاری به نام خودکشیشناسی انجامیده است. خودکشیشناسی تنـها محدود به یک عمل خاص که منجر به مرگ میشود نیست، بلکه افکار خودکشی، نیت خودکشی، خطـر آن، اقدام به خودکشی و به طور کلی همه رفتارهای خودکشانه را دربرمیگیرد. خودکشی مهمان ناخوانده نیست که بیخبر وارد شود، بلکه وقوع آن همیشه به دنبال یک پیشزمینه قبلـی رخ میدهد. این بحـران معمولا توسط یک تجـربه آسیبزا و یا مجموعـهای از تجارب ناخوشایند که احساس ارزشمنـدی شخص را پایمال میکنـد ایجاد میشود و علاوه بر زیـانهای فردی و خانوادگی، زیانهای اجتماعی و کمبود سرمایه انسانی را نیز به همراه دارد. از این رو، سازمان جهانی بهداشت درسال ۱۹۹۶ پدیده خودکشی و اقدام به آن را به عنوان یک مسئله مهم بهداشت عمومی و یک رفتاری ضداجتماعی اعلام کرد که در چهار گام نیاز به تعریف، شناسایی عوامل، پیشگیری/ بهبود و پیگیری دارد.
در گام نخست، اشنایدمن، در تعریف خودکشی آن را عمل آگاهانه آسیبرساندن به خود میداند که میتوان آن را یک ناراحتی چند بعدی در انسانِ نیازمندی دانست که برای مسئله تعیینشده، این عمل را بهترین راه حل تصور میکند. امیل دورکیم نیز معتقد است خودکشی به هر حالتی از مرگ اطلاق میشود که نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم عملی باشد که شخصِ قربانی آن را انجام داده و از نتیجه عملش آگاه بوده است. در این میان تعریف فرد ریکسون تامل برانگیزتر است. وی میگوید خودکشی، تلاش برای پایاندادن به یک زندگی مرده است، زندگی واقعی که فرد آرزویش را داشته اما برآورده نشده است. بنا بر این تعاریف، اکثر افرادی که خودکشی میکنند آگاهانه به دنبال هدفی مشترک هستند که مهمترین آنها عبارت است از: حل بحران یا رها شدن از مشکل و بنبست غیرقابل تحمل، فشارهای روانی ناشی از خواستهها و آرزوهای برآورده نشده، احساس ناامیدی و درماندگی، و عدم توانایی در تحمل رنج و درد. به راستی کدام عوامل میتواند آدمی را به نابودی زندگی سوق دهد؟
شناخت عوامل خطر و زمینهساز و آشکارساز خودکشی در گام دوم حائز اهمیت است. درک زندگی واقعی به نحوه فکرکردن، احساسکردن و رفتارکردن (عمل کردن) وابسته است. به اعتقاد امیل دورکیم جامعه میتواند عامل زمینهساز خودکشی باشد. جامعه کاری میکند که وابستگی و تعلق فرد به آن تضعیف و تعامل کمتر شود. وقتی فرد ببیند وسایلی که در اختیار دارد با احتیاجاتش نمیخواند امیدش را از دست میدهد و از اجتماع جدا میشود. این نوع خودکشی در دوران بحران اقتصادی و طلاق زوجین بیشتر اتفاق میافتد. در نوع دیگر اما افرادی هستند که از خودکشی پنهان و مزمن رنج میبرنـد و این شرایط تا زمان مرگ ادامه مییابد. این نوع خودکشی فراگیر و آمار آن بسیار بالاتر از سایر خودکشیهاست. مرگ در این نوع خودکشی، تدریجی است و با وجود آنکه فرد از پیامد زیانبار عملی آگاه است اما آن را انجام میدهد. مانند فرد بیماری که میداند سیگار، مواد، الکل و پرخوری برایش مضر است و منجـر به مرگ میشود اما انجامش میدهد. در زندگی امروزی، عدم تجانس افراد با هم، تنهایی، کاهش محبت خانوادگی، ظهور آرزوهـای دور و دراز، خواستـنهای معمولی و نتوانستنها، شکستهـا و نومیدیها، فقـر اقتصادی، بیکاری، محرومیت از عشـق، طرد اجتماعی، سرگشتـگی در میان ارزشهای متضـاد، خشـم درونیشـده، هویتجـویی، وجـود تعارض، مهاجرت، رسانـهها، شرایط اقلیـمی و بیولوژیکی، احساس ناامنی و… از جمله عواملی هستند که فرد خود را در نابودی و پوچی میبیند و تاب نمیآورد. برخلاف آنکه تصور میشود خودکشی یک اقدام خصوصی و منحصرا نابودی فردی است، اما در واقع یک برخورد اجتماعی عمیق و عملی تجاوزکارانه علیه افراد دیگر است.
در گام سـوم شناسایی عوامـل محافـظ و یا موقعیتهـایی که افـراد در آن دست به خودکشی میزنند، میتواند در پیشگیری و کاهش آن کمککننده باشد. به گزارش سازمان جهانی بهداشت (۲۰۲۴)، خودکشی سومین علت اصلی مرگ و میر در بین جوانان ۱۵ تا ۲۹ سال است همان بخشی از جمعیت که رسانههای اجتماعی و هویتجویی برای آنها نقش مهمی ایفا میکند. رسانه مانند شمشیر دو لبه عمل میکند که به اثرات مضر و سودمند نتایج مربوط به خودکشی از طریق تقلید و یادگیری مشاهدهای کمک میکند. در مورد اثرات مضر یا «اثر ورتر»، شواهد متا تحلیلی وجود دارد که از این ایده حمایت میکند که تصویر رسانهای از خودکشی میتواند نرخ خودکشی را افزایش دهد.
پژوهشگران بر اساس مطالعات مشاهدهای در سطح اجتماعی که حداقل یک زمان قبل و یک زمان پس از گزارشهای رسانهای در مورد خودکشی را با هم مقایسه کردند، دریافتند که خطر خودکشی در دوره پس از گزارش رسانهها از مرگ یک سلبریتی بر اثر خودکشی، ۱۳ درصد افزایش یافته است. اگرچه عمده شواهد تجربی موجود در مورد نقش رسانهها در پیشگیری از خودکشی بر اثرات مضر تقلید متمرکز است، اما مطالعات جدیدتر پتانسیل پیشگیرانه رسانه یا «اثر پاپاگنو» را، به ویژه نقش تصاویر رسانهای از انتشار پستهایی با محتوای امید، و بهبودی از بحرانهای خودکشی بررسی کردهاند. شواهد فزاینـدهای وجود دارد که نشان میدهـد چنین تصـویرسازیهای رسانـهای به دور از روایتهـای غیرواقعی، زرد، پیچیـده و آرمانگرایانـه میتواند با کاهش افکار و رفتـار خودکشی، به طور مثبت به پیشگـیری از خودکشی کمک کند. آگاهی از اثرات مفیـد رسانههای اجتماعی در محیط رسانـههای دیجیتال مدرن، کلیدی برای بهبود درک ما از پیشگیری از خودکشی در عصـر دیجیتال است. اینفلوئنسرهای رسانـه اجتماعی – شکلی مدرن از «مشهورهـای اینترنتی/ رسانـههای اجتماعی» – هستند که در بیـن جوانان از محبوبیت بسیـار برخوردارنـد، ممکن است بتوانند در این زمینـه نقش مهمی ایفا کنند.
علاوه بر نقش رسانه و سلبریتی در کاهش خودکشی، موسیقی و طبیعت نیز میتواند سهم بسیاری در کاهش خودکشی داشته باشد. نتایج پژوهشی که در سال (۲۰۲۱) انجام شد بر تأثیر بالقوه موسیقی و طبیعت در محافظت از خودکشی تاکید کرد. پژوهشگران نشان دادند گوشدادن به موسیقی با محتوا و ملودی امید و سرزندگی میتواند مانع از اقدام اولیه خودکشی شود و امید به زندگی را افزایش دهد. از این رو، طراحان فضای شهری با بهرهبردن از نتایج پژوهشها میتوانند فضاهایی مانند پلها، و خیابانها (استیشن اتوبوس، تاکسی و پل عابر پیاده) که یکی از موقعیتهای مورد استفاده برای خودکشی هستند را با ایجاد فضای سرسبز با طراحی زیبا و معماری رنگارنگ ایرانی همراه با داستـانها و تمثیلهای نوستالژیک و پخش موسیقی شـاد کمک کنند تا از اقدام اولیه خودکشی پیشگیری شود. حواسمان باشد آنها تا آخرین لحظه هم منتظر نشانهای برای زندگی میمانند، ناامیدشان نکنیم.
از آنجا که پدیده خودکشی چندبعدی و چندعاملی است، بنابراین پیشگیری و بهبود آن به اصلاحات ساختاری جامعه در سطح کلان و میانه نیز نیاز دارد. امیدواریم تمام مسئولان حوزه اقتصادی، کار و رفاه اجتماعی، آموزشی، درمانی، فرهنگی و سیاسی کشور بطور همگام به این امر مهم بها داده و با تکیه بر نتایج پژوهشهای علمی تدابیری خردمندانه برای پیشگیری، کاهش و بهبود بحران خودکشی بیندیشند تا از افزایش و عود آن جلوگیری شود.
گیتا علیپور
دکترای روانشناسی
دیدگاهتان را بنویسید