شمال ما؛
نخست: ضرب المثل «شمشیر دو لبه» برای جمع شدن فرصت و تهدید در کنار هم به کار می رود. یعنی اگرچه یک لبه شمشیر به سمت دشمن است، ولی لبه دیگرش به سمت کسی است که آن را در دست دارد. یکی از این شمشیرهای دو لبه، مسئله قوم گرایی است. گاهی قوم گرایی میتواند به یک استان و کشور لطمه وارد کند و گاهی نیز ممکن است مثلاً باجذب اعتبارات بیشتر از مرکز کشور، موجب پیشرفت استان شود. برایند مقایسه منفعت و ضرر در مسئله قوم گرایی، حکایت از بیشتری آسیبزا بودن این موضوع در جامعه ایران به ویژه گیلان است.
دوم: در استان گیلان همانند سایر استان های کشور اقوام مختلف زندگی می کنند. این اقوام به ترتیب فراوانی عبارتند از: گیلکان، تالشان، تُرک ها، تات ها، کُردها و دیلمی ها. دو قوم گیل و تالش جزو قدیمی ترین اقوام استان گیلان هستند. آذربایجانی ها به ویژه خلخالی ها در مشاغل و فعالیتهای فرعی اشتغال دارند. بیشترین مهاجرت آذربایجانی ها به گیلان در طول ۱۵۰ سال اخیر بوده است. مردم محلی به آذربایجانی ها به خاطر غریبه بودن، «کُرد» اطلاق می کنند. تیرههای بزرگ کُردزبان در عمارلوی شهرستان رودبار و پیرامون آن یعنی شهرستان سیاهکل و شهر لاهیجان زندگی می کنند. دیلمیان در کوهپایه ها و کوههای جنوب شرقی گیلان هستند. در کنار این اقوام، در ده های اخیر عده ای مهاجر با قومیت های مختلف مثل فارس، ترک، لر و عرب، به خاطر مشکلات آب و هوایی در محیط زیست اولیه از سایر نقاط کشور مانند شهرهای تهران، اصفهان، شیراز و یزد، به استان گیلان مهاجرت کردند.
سوم: ازجمله مشخصه های رفتاری گیلانی که بیش از ۱۲۰۰ سال قِدمت دارد، قبول نداشتن همدیگر، برتری خود بر سایرین و جنگ و ستیز بیهوده در راه قبولاندن نظرات خود به طرف مقابل است. مؤلف کتاب «حدود العالم» در سال ۳۷۲ق. اولین شخصی بود که به این رفتار ستیزه جویانه گیلانی ها اشاره کرد. این رفتار حتی امروزه نیز در میان مردم استان دیده می شود. به گونه ای که مردم دو روستای مجاور همدیگر را قبول ندارند، حال بماند قبول نداشتن مردم دو شهر کنار همدیگر. وقتی رعایت یکدیگر نشود حریم ها شکسته خواهد شد و خصلت های مثل حذف دیگران و ایجاد انحصار، جایگزین رفتار معقول و تعامل معقول می شوند.
چهارم: سرزنش کردن یک انسان به خاطر قومیتش کار زشتی است. سرکوفت زدن و تحقیر قومیت دیگران در میان مردم استان گیلان فراوان دیده می شود. در شهر رشت برای پرهیز از سرزنش شدن، بسیاری از اقوام غیرگیلانی قومیت خود را مخفی می کنند. تحقیر دیگران به خاطر قومیت ناشی از عصبیت بی مورد است که در قرآن کریم نهی شده است. از طرفی دیگر، سرزنش کردن دیگران برای قومیت ناشی از خاطر عدم آگاهی است که خود باعث ایجاد تبعیض گسترده می شود. این نگاههای برتریجویانه، متأسفانه در آثار برخی از نویسندگان گیلانی نیز وجود دارد.
پنجم: ایجاد رسانه های ماهواره ای مانند ایران اینترنشنال و توسعه شبکه های اجتماعی در طول سالیان اخیر، موجب فعالیت گروه های گیلکی در فضای مجازی اروپا گردید. نهادهای اروپایی مانند بنیادهای فعال در آلمان و سوئد، از پروژه های «احیای زبان گیلکی» با اهداف سیاسی حمایت می کنند. گروهی گیلانی ساده اندیش در دام گفتمان های قوم مدارانه فرامرزی افتاده و حتی برخی بدون آن که دستمزدی بگیرند در حال ترویج این پروژه هستند. فرهیختگان گیلانی نیز از آماج این حملات در امان نمانده اند و در دام نهادهای اروپایی افتاده اند، در حالی که خود یقین دارند بیگانه قدمی در راه سربلندی این ملت بر نخواهد داشت و گفتمان قوم گرایی برای تضعیف کشور و حاکمیت ملی ایران است.
ششم: بنابه گفته یکی از پژوهشگران: قوم گرایی اگرچه ریشه در ناکارآمدی های داخلی دارد، در بستر تحولات بین المللی به ابزاری برای فشار بر ایران تبدیل شده است. مدیریت این پدیده نیازمند عبور از رویکرد امنیت محور صرف و اتخاذ راهبردهای چندوجهی است که هم به عدالت توسعه ای توجه کند و هم از دیپلماسی فرهنگی به عنوان سپری در برابر جنگ نرم دشمنان بهره ببرد. در واقع، تقویت هویت ملیِ فراگیر، بدون نادیده گرفتن تنوع فرهنگی، کلید حلّ این معادله ی پیچیده است.
منتشر شده در سرمقاله روزنامه گلچین امروز
دیدگاهتان را بنویسید