شمال ما؛
رسانه جمعی از هر نوع، چه روزنامه و چه صفحههای اینستاگرام بازتابکننده نیازهای یک جامعه و نمایی از برآمد کلی یک جامعه مدنی میباشد. اما استان گیلان و مخصوصا شهرستانهای غیر از رشت، در یک سکوت خبری مبهم، همیشگی و ترسناک فرورفتـهاند.
به طوری که شاید هر شهر، تنها توسط یک سری شهروند دغدغهمند مطالبات مدنی خودشان را در سطح یک رسانه بیچهارچوب همهگیر میکند، اما بدون یک خـطمشی حرفـهای و بیطرف چگونـه میتوان گوینـدهی یک سری نیازمندیهای لازم برای یک استان شد.
تا زمانی که یک رسانه مصمم و حرفهای بازتابدهنده تمام مطالبات شهری و استانی یک جامعه نباشد، چگونه میتوان از خلأهای کوچک و بزرگ مدیریتی باخبر شد؟ حلقهی تکراری عرضه و تقاضا زمانی به کار میافتد که جامعه یک بلندگوی رسمی، قوی و پرمخاطب را تریبون خود قرار دهد و در کنار آن اهل رسانه تمام این نیازها را پوشش دهند.
متأسفانه در نبود آموزشهای تخصصی در حوزههای خبری و رسانه، کم اهمیتی به موضوعهای هنری، گرافیکی و علوم شناختی، جوامع کوچک خارج از مرکز استان از هرگونه قضاوتهای مدنی و نتایج آن محروماند.
هر شهـرستان نیـاز دارد، که در انواع مباحث رسانـهای از جمله خبرنگاری، عکاسی، فیلمبرداری و روابط عمومی دارای مراکز آموزش عالی شود و حتی توسط شرکتهای خصوصی این آموزشها برای افراد علاقهمند میسر شود.
مبحث آخر، استقبال از محتوای خبری است، یک جامعه دغدغهمند باید از خط فکری خبرنگاران فعال در حوزههای مختلف جامعه خودش باخبر باشد، باید به رسانههایی که خوب کار میکنند بها بدهیم، آنها را جدی بگیریم و در این بمباران محتوای روزمره از کسانی که برای دیدهشدن و شنیدهشدن درد، رنج و نیاز جامعه میکوشند حمایت کنیم.
یک رسانه قلب تپنده هر شهر است، رسانههای محلی و شهری کوچک وقتی جدی گرفته شوند در درجات بالاتر و بزرگتر حوزه گستردهتری از نیازها توسط دغدغهمندان مدنی مورد توجه قرار میگیرند.
پدرام حیدری
دیدگاهتان را بنویسید