شمال ما؛
شهر رشت، بهعنوان یکی از کلانشهرهای شمال کشور، در سالهای اخیر با رشد سریع جمعیت، ساختوسازهای بیرویه و گسترش بیبرنامه فضاهای شهری روبهرو بوده است. این روند اگرچه ممکن است ظاهری توسعهمحور داشته باشد، اما در واقع، بستر شکلگیری پدیدهای پنهان و نگرانکننده به نام «سیاهچال رفتاری» را فراهم کرده است؛ مفهومی که در روانشناسی محیطی به آثار منفی ازدحام، تراکم و کمبود فضای شخصی بر رفتار انسانها اشاره دارد.
نخستینبار جان کالهون، روانشناس آمریکایی، با آزمایشهایی روی جمعیت موشها نشان داد که وقتی موجودات زنده در محیطی پرتراکم و بدون امکان خلوت شخصی قرار میگیرند، بهتدریج دچار اختلال در رفتارهای اجتماعی، پرخاشگری، انزوا، بیتفاوتی و حتی نابودی روابط طبیعی میشوند. این وضعیت را «سیاهچال رفتاری» نامید. اگرچه آزمایش بر حیوانات انجام شد، اما پیامدهای آن بهوضوح در جوامع انسانی قابل مشاهده است.
در رشت، افزایش بیرویه ساختوساز، کاهش فضاهای عمومی با کیفیت، تراکم بالای جمعیت در مرکز شهر، نبود فضای سبز کافی، ترافیک سنگین، و فشار روانی ناشی از شلوغی و آلودگیهای صوتی، همه و همه دست به دست هم دادهاند تا نوعی احساس خفگی و بینظمی روانی در شهروندان شکل گیرد. این احساس، منجر به بروز رفتارهایی مانند پرخاشگری در رانندگی، بیتفاوتی نسبت به دیگران، افزایش درگیریهای لفظی و فیزیکی در محیطهای عمومی، و کاهش میل به مشارکت اجتماعی شده است.
همچنین، نبود زیرساختهای فرهنگی مناسب برای گفتوگو، تعامل و همزیستی، ضعف در آموزش رفتارهای شهروندی و نبود فرصتهای کافی برای آرامش روانی در محیطهای شهری، باعث میشود شهروندان بهتدریج از یکدیگر فاصله بگیرند و به نوعی انزوای اجتماعی دچار شوند. این وضعیت، بازتولید همان سیاهچال رفتاری است که در آن روابط انسانی به سمت گسست و فرسایش میروند.
برای جلوگیری از این فروپاشی خاموش، لازم است نهادهای مسئول در حوزه شهری و اجتماعی، با نگاه انسانیتر به برنامهریزی شهر، به ایجاد فضاهای عمومی قابلتنفس، تقویت تعامل اجتماعی، توسعه آموزشهای شهروندی، و بازآفرینی فرهنگی توجه جدی نشان دهند. تنها با درک اهمیت فضاهای جمعی، حریم شخصی، و سلامت روان شهروندان است که میتوان از رشت، شهری پویا، متعادل و انسانی ساخت و از غلتیدن آن در سیاهچالی رفتاری پیشگیری کرد.
رضا جلوس فعلی
معمار (کارشناس ارشد مهندسی معماری)
دیدگاهتان را بنویسید