بی‌نظمی از جنس نادیده‌گرفتن قانون و انسان؛



رضا جلوس فعلی

شمال ما؛

در خیابان‌های رشت، آن‌چه بیشتر از بوق و ترافیک به چشم می‌آید، فقدان یک نگاه مشترک است؛ نگاهی که هم قانون را به رسمیت بشناسد، و هم دیگری را. بی‌نظمی در رانندگی، تنها یک مسئله‌ی فنی یا ترافیکی نیست؛ بازتابی‌ست از نوع رابطه‌ای که ما با قانون، با فضای عمومی و با یکدیگر برقرار کرده‌ایم.

رانندگی در بسیاری از خیابان‌های این شهر بیشتر به یک رقابت شباهت دارد تا یک حرکت هماهنگ. افراد نه به نوبت احترام می‌گذارند، نه به حق‌تقدم، و نه به حضور دیگران در فضا. این رفتارها، نشان‌دهنده‌ی چیزی عمیق‌تر از صرف بی‌توجهی به قانون است: نشانه‌ای از بی‌باوری گسترده نسبت به قانون، و ناتوانی در دیدن دیگری به‌عنوان انسانی با حق، اولویت و جایگاه.

قانون در چنین فضایی نه به‌عنوان یک چارچوب جمعی برای زندگی بهتر، که بیشتر به چشم مانعی تحمیلی دیده می‌شود. برای بسیاری، قانون نه از دل مشارکت عمومی برخاسته، و نه به درستی آموزش داده شده است. در نتیجه، احساس تعلقی به آن وجود ندارد. افراد، قانون را از خود نمی‌دانند و در نتیجه، پایبندی به آن را هم ضرورتی نمی‌بینند.

در کنار آن، مسئله‌ی نادیده‌گرفتن «دیگری» نیز اهمیت اساسی دارد. در خیابان‌های ما، عابر، دوچرخه‌سوار، یا راننده‌ی دیگر اغلب به چشم نمی‌آید؛ گویی فقط مانعی‌ست که باید از آن عبور کرد. وقتی کسی را نبینی، نه حقش را به رسمیت می‌شناسی و نه اولویتش را. این نوع بی‌توجهی، همان چیزی‌ست که بی‌نظمی و ناامنی را در شهرها رقم می‌زند.

اما ریشه‌ی این نادیده‌گرفتن‌ها از کجاست؟ از تجربه‌ی گسترده‌ی بی‌عدالتی و تبعیض در سایر جنبه‌های زندگی. وقتی فرد در زندگی اجتماعی، شغلی یا سیاسی خود احساس بی‌قدری و نادیده‌گرفته‌شدن دارد، انگیزه‌ای برای احترام به قواعد مشترک یا رعایت حقوق دیگران باقی نمی‌ماند. خیابان تنها صحنه‌ای‌ست که این زخم‌های اجتماعی در آن عیان می‌شود.

در نهایت، باید پذیرفت که خیابان آینه‌ی روابط ماست. اگر در خیابان به قانون احترام نمی‌گذاریم و دیگری را نمی‌بینیم، احتمالاً در سایر وجوه زندگی‌مان هم همین‌گونه عمل می‌کنیم. بهبود وضعیت رانندگی در رشت، یا هر شهر دیگری، تنها از مسیر آسفالت و تابلو نمی‌گذرد؛ بلکه از مسیر بازسازی اعتماد عمومی، آموزش شهروندی، و ایجاد حس تعلق به قانون و فضاهای مشترک می‌گذرد.

اگر قرار است خیابان‌هایمان امن‌تر، انسانی‌تر و قانون‌مندتر شود، پیش از هر چیز باید در ذهن‌مان جایی برای «دیگری» باز کنیم و یاد بگیریم قانون را نه به‌عنوان تهدید، بلکه به‌عنوان زبانِ احترام متقابل بفهمیم.

رضا جلوس فعلی

معمار (کارشناس ارشد مهندسی معماری)


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *