شمال ما؛
وقتی یک معلم ورزش، مربی فوتبال میشود حکم به حاکمیت اخلاق، نظم، مروت و جوانمردی دهید. نمونهی بارزش بهمن خان صالحنیای فقید.
دهه ۵۰ و ۶۰ اوج فوتبال فومن بود، همان سالهایی که فوتبال باشگاهی در ایران هم در اوج شکوفایی خود پیش میرفت و لیگهای برتر استانی کشور را رسما فوتبالزده کرده بود. در گیـلان اما این ملوان انزلی بود که به پاس زحمات بهمن صالحنیا حرف اول را میزد و قدمتی قدیمیتر در لیگ کشور داشت. لیگ برتر گیلان اما سه قطب داشت که ملوان انزلی، سپیدرود رشت و هلال احمر فومن (بعضا سجاد و میثم و بعدها پاس فومن) طرفداران زیادی را به استادیومها میکشاند. اساسا جمعـههای هر هفتـه مردم گیـلان یا در استادیومها بودند یا سینماها. فرهنگی _ ورزشیها در روز جمعه پس از هر مسابقه فوتبال، سینما مقصد بعدیشان بود.
باری، این سه قطب بخاطر حساسیتهای فوتبالی و نزدیکی شهرها و قدرت فوتبالشان همیشه در کورس و جنگ و دعوا با هم بودند.
رشت و انزلی کینـهی دیرینـه داشتند. انزلی و فومن رفقـای جانجانی هم بودند. ملوان همیشه تیم اول لیگ بود و فومن و رشت دعوایشان سر دومی بالا میگرفت. اگر از حواشی و زد و خوردها و هفتتیرکشیها فاکتور بگیریم، این سه قطب، دو قطب در میان با هم خوب نبودند. بنا بر شواهد نامعلوم انزلیچـیها و فومنـیها از قدیم و ندیم با هم خوب بودند. شایـد بخاطر دوستیهای مشترک برخی افراد با هم بود و یا نزدیکی دو شهر و پیوند کوه و دریا. بعدها در فوتبال رفاقتشان بر سر سپیـدرود بالا گرفت. مانند دو برادری که برادر سوم را برنمیتابیدند. حالا چرا؟! بازهم شواهد نامعلوم است.
این میان اما یک نفر بود که چون پدری حلقهی اتصال این سه تیم و قرابت و رفاقت با هم بود. بهمن صالحنیا جدا از سرمربی ملوان بودن، همیشه نقش پدری را بازی میکرد تا فرزندانش سر سفره با هم دعوا نکنند و به جان هم نیافتند. برای او فوتبال فقط انزلی، رشت یا فومن بودن نبود. او میدانست که فوتبال ورای رقابت، حساسیتها و کریها ورزشی است برای دوستیها، محلیست برای پیوندها و رفاقتها.
وقتی یک معلم، مربی فوتبال میشود چیـزی جز این انتظار نبـاید داشت. کسی که حضورش جو بازی را تحت الشعاع قرار میداد نه که تحت الشعاع جو بازی قرار گیرد و سبب تنش، حاشیه، جنگ و دعوا شود.
در روز منتهی به پاسداشت مقام معلم از دست دادن یک معلم _ مربی فوتبال میتواند تامل برانگیز و افسوسدار بسیار باشد.
در زمانـهای که فوتبـال زرق و برق امروز را نداشت او همچـون همسلفان خود پرویز دهداری، ناصر حجازی، منصور پورحیدری، بیوک وطنخواه و خیلیهای دیگر ورای فوتبال درس اخلاق و مردانگی میدادند. درس به هر قیمتی نماندن و نان نخوردن. مردانی از معدود مردان مردستان چمن سبز. مردی از نسل انسانهای بیتکرار.
بهمن صالحنیا کسی بود که از دل آموزشگاهها بر میآمد، معلم ورزش بود و ملوان بندرانزلی را زیر نظر نیروی دریایی بنا نهاد.
علی عباسزاده
روزنامهنگار
دیدگاهتان را بنویسید