شمال ما؛
شهری که باید با طبیعت و گردشگریاش شناخته شود اما مقصد ساخت و سازهای بیرویه در شمال کشور شده است و بیش از سوپرمارکت، مشاور املاک دارد.
کوچ سرمایهگذاران اصفهانی، تهرانی و… منجر به آن شده که ساخت و سازها از فضای شهری به کوهها، ساحل و جنگلها کشیده شدهاند.
محلاتی که تحمل یک لاین ترافیک را ندارند، میزبان ساخت و سازهای اصفهانیهایی هستند که سازههای بالای شش طبقه میسازند. این سازهها با مجوز ساخته میشوند، اما مجوز ساخت یک ساختمان چندطبقه و سند قتل هزاران متر بافت طبیعی در دل کوه و طبیعت را چه کسی امضا میکند؟
به این سازههایی که تماما معماریهایشان با هویت فرهنگی این منطقه غریبه هستند، سازههایی که هیچ رنگ و هویت گیلانی به خود ندارند را چه کسی اجازه ساخت میدهد؟
آیا متوجه حجم عظیم این مهاجرتها هستند که چه بلایی بر سر طبقه تأثیرگذار، فرهنگی و اجتماعی این بخش خواهد آورد؟
ما اگر بخواهیم از مسئولین تصمیمگیرنده فاکتور بگیریم، از مجوزهای رشوهگونه فاصله بگیریم؛ آیا شهروندان چابکسر، هیچ احساس خطری نسبت به این حجم عظیم ورود غیربومیها به شهر نمیکنند؟ ما به حدی رسیدهایم که در چابکسر چندین شهرک و محلههای اصفهانینشین ایجاد شده است.
ما مخالف ورود سرمایه به شهر نیستیم، ما غیر مهماننواز نیستیم، ما دنبال خانهخراب کردن غیربومیهای خودمان هم نیستیم، اما موضوعی که بسیار مطرح است، این مسئولینی که خروار خروار مجوز ساخت دادهاند، آیا فکری به حال جمعیت در حال رشد این منطقه کردهاند؟ مدرسهای برای کودکان این مهاجران ساختهاند؟ منطقه تجاریای برای سرویسدهی به این جمعیت جدید درست کردهاند؟ خیابانی برای ترافیکهای گسترده درون شهری کشیدهاند؟ راهی برای حفاظت از فرهنگهای اصیل این منطقه تدبیر کردهاند؟
هنر جهانیشده چادرشببافی، صنایع دستی، فرهنگ غذایی این منطقه، موسیقی قاسمآبادی، رقص و… را چگونه میخواهند حفظ کنند؟
این احساس خطر از آنجایی میآید که تجربه ثابت کرده، سرمایهگذار، قدرتش در پولش است و زمانی که این قدرت در دست کسانی باشد که با این فرهنگ و اصالت غریبه هستند باید نگران بود.
مهاجر همراه خودش فرهنگ میآورد، سرمایه میآورد و نیروی اجتماعی میآورد اما آیا مسئولین ما راهی برای حفظ دوگانگی و استفاده از این سرمایهها یافتهاند؟
هویت شهری چابکسر در حال غرقشدن و بافت طبیعی در حال خوردهشدن است؛ زبان گیلکی نفسهای آخرش را میکشد، رشد جمعیت تنها حدود یک درصد است ، شهرسازی ما در دهه ۵۰ شمسی جامانده است، ما در این وضعیت اسفبار چگونه میزبان جمع کثیری از مهاجرانی هستیم که خود نمیدانیم چگونه ساماندهی کنیم؟
امیدواریم تا با ساماندهی گسترده و متمرکز با همراهی استانداری و همت شهروندان فرهیخته شهر چابکسر بسترها و اندیشکدههایی برای رفع این مشکلات ایجاد شده و تصمیمگیریهای کلان را مورد پایش خود قرار دهند، تا در کنار فرهنگ و اصالت شهر چابکسر در موازات هویت محلی این منطقه ساخت و سازها با یک شناسه فرهنگی و معماری خاص بومی پیش رفته و سرمایهگذاران و مهاجران سایر استانها با یک سازماندهی درست بدون تجاوز به حریمهای طبیعی و شهری چابکسر به پیشرفت هر چه بیشتر این بخش کمک کنند.
پدرام حیدری
دیدگاهتان را بنویسید