آیا ما آخرین نسل گیلک‌زبان‌ هستیم؟



شمال ما: زبان گیلکی تنها یک وسیله ارتباطی نیست، بلکه حامل فرهنگ، تاریخ و روح مردم گیلان است.

 

در روزهای نوروزی، خیابان‌های شهر رشت میزبان هزاران مسافر از سراسر ایران است. پیاده‌راه فرهنگی این شهر نیز مملو از گردشگرانی است که در جستجوی لحظات خوش و گذراندن تعطیلاتی رویایی هستند. اگر به مکالمه‌ها دقت کنید هر یک از مسافران با افتخار به زبان مادری خود سخن می‌گویند؛ ترکی، کردی، لری و سایر زبان‌های بومی. اما در میان این همه زبان، چیزی که کمتر شنیده می‌شود، زبان گیلکی است؛ زبان مردم همین دیار! نه اینکه پیاده‌راه فرهنگی رشت در قرق کامل گردشگران باشد بلکه رشتی‌ها علاقه‌ای به صحبت کردن به زبان مادری خود ندارند.

اینکه کودکان، نوجوانان، جوانان و حتی میانسالان گیلانی به زبان مادری خود صحبت نمی‌کنند، نه‌تنها نشانه‌ای از تغییرات فرهنگی، بلکه زنگ خطری برای هویت این قوم است. بسیاری از گیلانیان یا گیلکی را نمی‌دانند، یا اگر بلد باشند، از صحبت کردن به آن زبان خجالت می‌کشند. در واقع، گویی گیلکی دیگر نه‌تنها بخشی از زندگی روزمره آنان نیست، بلکه حتی صحبت کردن به این زبان نوعی «بی‌کلاسی» تلقی می‌شود. اما چرا؟

سال‌هاست که در ایران، سیستم آموزشی و رسانه‌های سراسری بر پایه زبان فارسی بنا شده‌اند. در مدارس، زبان‌های محلی جایی ندارند و کودکان از همان ابتدا فقط با فارسی آموزش می‌بینند. رسانه‌ها و سریال‌ها نیز اغلب، لهجه‌های بومی را به‌عنوان عنصری طنزآمیز یا کم‌اهمیت نمایش داده‌اند. این روند، ناخودآگاه در ذهن نسل جدید ما این تصور را ایجاد کرده که زبان مادری‌شان جایگاهی در زندگی رسمی و اجتماعی ندارد.

البته در سال‌های اخیر تلاش‌های زیادی برای احیای زبان گیلکی انجام شده است؛ از تدوین شیوه نامه خط و الفبای گیلکی با مشارکت جمعی از ادیبان، محققان، پژوهشگران و نویسندگان گیلانی از جمله محمدتقی پوراحمد جکتاجی، پرویز فکرآزاد، جهاندوست سبزعلی پور، محسن آریاپاد، هوشنگ عباسی، محمد بشرا، ناصر وحدتی و… به همت دکتر سیدهاشم موسوی (رئیس سابق پژوهشکده گیلان شناسی) تا برگزاری جلسات داستان‌خوانی و شعرخوانی گیلکی در خانه فرهنگ گیلان و دیگر مراکز فرهنگی استان، تولید ترانه‌های فاخر گیلکی، اجرای ارکستر و گروه کر گیلکی، راه‌اندازی پویش‌های فرهنگی متعدد همچون «گیله‌قصه» و انتشار کتاب داستان به زبان گیلکی و…، اما گویا این تلاش‌ها و اقدامات کافی نیست. آنچه گیلکی را از خطر نابودی نجات می‌دهد، اقداماتی جدی‌تر و ساختاری‌ در راستای همین اقدامات عمومی است؛ از جمله تدریس زبان گیلکی در مدارس، حمایت رسمی دولت از نشر و تولید محتوای گیلکی و ایجاد فضاهای فرهنگی متعدد که به این زبان اعتبار ببخشد.

حفظ زبان، حفظ هویت است. زبان گیلکی تنها یک وسیله ارتباطی نیست، بلکه حامل فرهنگ، تاریخ و روح مردم گیلان است. اگر امروز برای احیا و زنده نگه‌داشتن آن تلاش نکنیم، فردا ممکن است چیزی جز خاطره‌ای محو از آن باقی نماند. این یک مسئولیت جمعی است؛ از خانواده‌ها که با فرزندانشان گیلکی صحبت کنند تا سیاست‌گذاران که برای حفظ این زبان برنامه‌ریزی کنند.

آیا وقت آن نرسیده است که گیلکی را از حاشیه به متن زندگی خودمان بازگردانیم؟


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *