شمال ما: گاهی برای قدردانی از بزرگان هنر، نیازی به مراسم پرزرقوبرق و یادوارههای رسمی نیست؛ یک احوالپرسی ساده میتواند غبار فراموشی را از دلهای خسته آنان بزداید.
در واپسین روزهای سال ۱۴۰۳، جمعی از هنرمندان تئاتر گیلان در سکوت و آرامش قطعه هنرمندان آرامستان تازهآباد رشت گرد هم آمدند تا در میان شلوغی پایان سال، ساعتی از روزمرگیها فاصله بگیرند و به یاد همکاران و دوستان هنرمندی که دیگر در کنار آنان نیستند، دقایقی را با عشق، تامل و احترام سپری کنند.
این گردهمایی، نه با هیاهوی رسمی، که با دلهایی سرشار از محبت و صمیمیت برای قدردانی و یادآوری خاطرات گذشته شکل گرفت. اگرچه شمار حاضران اندک بود، اما همان تعداد کم با دستی پر از مهر و دلی آکنده از عشق، سنگ مزار دوستان رفته خود را شستند، گل نثار کردند و در هوای خاطراتی که هنوز زنده بود، نفس کشیدند.
هنرمندانی که سالها عشق و انرژی خود را در صحنه تئاتر به هموطنان خویش هدیه دادهاند و امروز دیگر در جمع ما نیستند، لایق یادآوری و تقدیرند و چه قدرشناسی بهتر و صمیمانهتر که از سوی همکاران و دوستان قدیمی انجام بگیرد.
در همین شهر و حوالی، هنرمندانی هستند که هنوز نفس میکشند اما در هیاهوی زندگی فراموش شدهاند. هنرمندانی که در پشت صحنه صبورانه تلاش میکردند تا در صحنه برای مردم بدرخشند، امروز، در خلوت خانههای خویش چشمانتظار یک تماس کوتاه و یادآوری کوچک از سوی مسئولان، همکاران و دوستان خود و حتی مردمی که روزی مخاطب آنان بودند، هستند.
بهار، فصلی برای نو شدن است، نوروز را بهانه کنیم برای قدردانی و سر زدن به آنانی که روزگاری برای ما و هنر این سرزمین ایستادند، خلق کردند و لحظههای ماندگار ساختند. چرا باید امروز حمایتهای رسمی دولت از هنرمندان کمتر از همیشه باشد و حتی نباشد؟ هنرمندان در سالمندی باید دستیاری به سوی که دراز کنند؟ بسیاری، پس از سالها تلاش در صحنه فرهنگ و هنر، در سالهای پایانی عمر، بدون مستمری و یا با مستمری بسیار ناچیز روزگار میگذرانند. بسیاری از آنان، امروز در سکوت، نگران سفرههای کوچک خود هستند تا شرمنده خانواده خود نباشند.
این یادداشت نه از سر گلایه بلکه تلنگری به وجدان جمعی و خود نگارنده است. گاهی برای قدردانی از بزرگان هنر، نیازی به مراسم پرزرقوبرق و یادوارههای رسمی نیست. یک پیام کوتاه، لوح تقدیر، شاخهای گل یا حتی احوالپرسی ساده، میتواند غبار فراموشی را از دلهای خسته آنان بزداید. امروز که هنوز فرصت هست، باید قدر بدانیم؛ شاید فردا خیلی دیر باشد.
دیدگاهتان را بنویسید