نوشتاری بر نمایش «لبخندهای آویخته»؛



شمال ما: نمایش «لبخندهای آویخته» به نویسندگی «عبداله بهادری»، کارگردانی «مهتاب مصلحی» و تهیه‌کنندگی «حمیده صولتی»، دهه اول اسفند ۱۴۰۳ در تالار مرکزی شهر رشت به روی صحنه رفت و توانست تحسین مخاطبان خاص هنر تئاتر را برانگیزد.

لبخندهای آویخته اثری نمایشی با روایتی تلخ و تأثیرگذار است که به سرنوشت پنج زن محکوم ‌به ‌اعدام می‌پردازد؛ زنانی که قربانی بی‌عدالتی‌ اجتماعی، نابرابری جنسیتی و خشونت خانوادگی شده‌اند. مهتاب مصلحی با کارگردانی هوشمندانه خود توانسته است نمایش را از یک روایت صرفا درام به یک بیانیه اجتماعی قوی تبدیل کند که مخاطب را نه‌تنها درگیر احساسات بلکه وادار به تفکر و نقد اجتماعی می‌کند.

نمایش با صحنه‌ای آغاز می‌شود که پنج زن زندانی به نوبت با حرکت به سوی تماشاگران و تک‌گویی،‌ گذشته خویش را روایت می‌کنند. تابش نور قرمز بر چهره ‌آنان هنگام بیان علاوه بر ایجاد حس دراماتیک، دریافت اضطراب، رنج و سرکوب را در مخاطب تقویت می‌کند و در ادامه حضور بازیگران در قفس‌ فلزی زندان، گویی استعاره‌ای از اسارت اجتماعی و محدودیت‌هایی است که این زنان در طول زندگی خود تجربه کرده‌اند. این قفس فلزی ضمن آنکه عمق بصری نمایش را افزایش می‌دهد، زندان را در ذهن مخاطب ملموس‌تر می‌کند. میزانسن، دکور، طراحی و اجرای نور و گریم با دقت و ظرافت انجام شده و مخاطب را به خوبی با داستان و شخصیت‌ها همراه می‌کند.

 

 

بازیگران این نمایش (مهتاب مصلحی، نگین حبیبی، طنین برومند، سارا راد، رومینا مهری‌نیا و مریم سیفی) با اجرای حسی و باورپذیر، موفق شده‌اند هرکدام روایت خاص خود را به شیوه‌ای منحصربه‌فرد ارائه دهند. نحوه بازگویی گذشته، از دوران کودکی تا لحظات وقوع جنایت، تماشاگر را در یک مسیر احساسی پیچیده همراه می‌کند. اختلاف و درگیری‌های بین این زنان نیز، به‌خوبی حس ناامیدی و تنش زندان را به نمایش می‌گذارد. یکی از نقاط قوت بازی‌ها، تفاوت لحن و بیان هر یک از شخصیت‌ها در مواجهه با گذشته و حال است که از شخصیت‌پردازی قوی نمایشنامه عبداله بهادری و کارگردانی دقیق و درست مهتاب مصلحی سرچشمه می‌گیرد.

نمایش لبخندهای آویخته فراتر از یک داستان جنایی یا تراژیک، به لایه‌های عمیق‌تری از آسیب‌های اجتماعی و ساختارهای ناعادلانه‌ای می‌پردازد که زنان را در موقعیت‌های بحرانی قرار می‌دهد. این اثر، نه‌تنها داستان چند زن محکوم را روایت می‌کند، بلکه بازتابی از واقعیت‌های تلخ جامعه است؛ جایی که زنان اغلب قربانی شرایطی می‌شوند که هیچ کنترلی بر آن ندارند.

 

 

استفاده از خاطرات کودکی، نشان‌دهنده ریشه‌های سرکوب و خشونت در بستر اجتماعی و خانوادگی است. هرکدام از این زنان، در دوران کودکی با ظلم، بی‌توجهی و سرکوب مواجه شده‌اند و این گذشته تلخ، آنان را به سمت مسیرهای ناگوار سوق داده است. نمایش، مخاطب را وادار می‌کند که از نگاه قضاوت‌گرانه فاصله بگیرد و به چرایی وقوع این جنایات فکر کند.

نقطه اوج نمایش، لحظه‌ای است که زنان صف می‌کشند و به‌سوی چوبه دار حرکت می‌کنند. این صحنه، علاوه بر ایجاد تنش و هیجان، یک بیانیه قوی علیه نظام عدالت اجتماعی محسوب می‌شود؛ گویی سرنوشت آنان از پیش تعیین شده و هیچ راه گریزی برایشان وجود ندارد اگرچه چوبه دار کنار دری باز قرار گرفته تا روزنه امید در دوگانه مرگ و زندگی همچنان تا آخرین لحظه باز نگاه داشته شود. در پایان نمایش که شخصیت‌ها روی دیوار زندان یادگاری می‌نویسند، نه‌تنها یک وداع تلخ بلکه نوعی فریاد خاموش برای ثبت داستانشان در تاریخ است.

مهتاب مصلحی کارگردان نمایش لبخندهای آویخته با ترکیب هنرمندانه فرم و محتوا، بهره‌گیری از هنرمندی بازیگران توانا، استفاده به‌جا از موسیقی و ترانه و هدایت سایر عوامل صحنه، تلاش کرده اثری فاخر، قابل اعتنا و تفکر برانگیز خلق کند؛ تلاشی که با توجه به همه محدودیت‌ها و کمبود امکانات ستودنی و قابل تقدیر است.

 

 

عکس‌ها از عباس عاشوری

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *