علی عباس‌زاده

شمال ما؛

کمتر فوتبال‌دوستی در فوتبال ایران وجود دارد که سیروس قایقران را دوست نداشته باشد. به‌عنوان کسی که در دوران کودکی چه خود سیروس را در مجامع مختلف دیده و چه بازی‌های او را بارها از نزدیک و کنار زمین فوتبال تماشا کرده و حتی عرق‌گیر آبی آسمانی‌اش را داد خطاط شهرش برچسب شماره ۹ بچسباند و این افتخار ابدی را دارد که همچنان ذوب در او و شخصیت مردانه‌اش باشد، هرگز ندیدم که آبایی به پای او بیاید.

سیروس نه فقط بخاطر اصالت فامیلی‌اش که اصل و نسبش را به ذات یک انزلیچی متصل می‌کند بلکه به واسطه‌ی اخلاق و‌ مرامش به‌عنوان یک انسان میان طرفداران و مردم شهرش نه فقط در زمین بازی که در سطح شهر و جامعه‌اش و در هر تیمی که بازی کرد نمونه‌ی بارز یک ابرمرد را برای همیشه قاب گرفت و بر دیوار دل‌ها چسباند.

ابر مردی که مردانگی را مانند فوتبالِ محکم و چشم‌نوارش در زندگی بازی می‌کرد. هر حرکت او در جامعه مانند شوت‌های سرکشش که بر هدف می‌نشست از دروازه‌ی بدون دروازه‌بان دل‌های هر فوتبال‌دوست منصفی عبور می‌کرد و می‌شد آنچه که باید می‌شد، الگوی زندگی خوره‌های فوتبال آن سال‌ها؛ یعنی همان آبای، صفتی که زندگی نشان لیاقتش را بر سینه‌ی هر کسی نمی‌چسباند.

شاید در هر شهر یا ایالتی بتوان یک عدد از آن را بتوان میان مردم یافت. او نه تنها یک کاپیتان که یک تیم را ( حتی در سطح ملی ) هدایت می‌کرد در میان مردمش هم یک کاپیتان بود. او نه فقط یک قایقران بلکه ابر کاپیتان کشتی زندگی‌اش بود.

خدایی که میان مردمش نا‌خدایی می‌کرد. دوست داشتنی‌ترین هافبک که تاکنون فوتبال ما بخود دیده با آن چهره‌ی فوتوژنیکش، چهره‌ی شاخص و محبوبی که در زمانه‌ای که مردانش یا ریش و سبیل داشتند یا کلا نداشتند، ریش‌هایش را می‌تراشید و بر سبیلش وفادار ماند در هر لباسی و قامتی دلبری می‌کرد.

سیروس قصه‌ی ما همه‌ی مولفه‌های یک گیله‌مرد را داشت، قامت کشیده، چشم‌های نافذ، موهای فر و سبیلی که نماد مردانگی بود. یک گیله‌مرد ساحلی بچه جلگه‌ی با معرفت. شاید اگر سوال جدولی بود: پهلوان گیلانی را گویند و چهار حرفی؟ جوابش قطعا آبای خواهد بود.

شاید این تنها تفسیر واضحی باشد از کلمه‌ی آبای که فقط و فقط ذیل نام سیروس می‌نشیند. تمام خصایص یک ورزشکار_انسان که زندگی به خود دیده در او دیده می‌شد و او به‌راستی و به همین دلیل سیروس آبای فوتبال ایران است. یگانه آبای فوتبال ایران.

سیروس آنقدر بزرگ بود و شخصیت و شاخصه‌های بزرگی داشت که به جرات می‌توان گفت کمتر کسی که پس از او لقب آبای را در انزلی و میان فوتبا‌ل‌چی‌ها به خود گرفت، نتوانست هرگز “آ”ی آبای زندگی این مردم عاشق فوتبال باشد. آن‌ها به یک تار سبیل سیروس آبای نرسیدند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *