شمال ما؛
غروب چهارشنبه گذشته، الن ووسالو-توکلی، زنی که به «مادر درناها» شهرت داشت، در سن ۹۵سالگی چشم از جهان فروبست. الن که اصالتاً اهل فنلاند بود، برای نخستینبار در سال ۱۳۵۰ بهواسطه همسر ایرانی خود به مازندران سفر کرد. اگرچه این ازدواج بعدها به جدایی انجامید و همسرش در آمریکا ازدواج مجدد کرد و همانجا فوت شد، اما الن ایران را برای زندگی برگزید. او بیش از پنجدهه از عمر خود را وقف حفاظت از پرندگان، بهویژه درنای سیبری، کرد و در این مدت نیز رفتوآمدهای منظم به فنلاند داشت.
عشقی که او به درناها داشت بینظیر بود، اما مرگ او همزمان با انقراض جمعیت غربی درنای سیبری در ایران، واقعیتی تلخ و عبرتآموز را برجای گذاشت. الن در طول زندگی خود، حمایتهای متعددی از سوی سازمان حفاظت محیطزیست ایران، جوامع محلی و حتی منابع مالی و تخصصی کشور فنلاند دریافت کرد و تمام این ابزارها را برای تحقق هدف خود بهکار گرفت. اما چرا باوجود این تلاشها و امکانات، رؤیای احیای جمعیت درنای سیبری در ایران که آرزوی او بود، ناکام ماند؟ پاسخ به این پرسش، دریچهای به واقعیتهای پیچیده و پرریسک حفاظت پرندگان در ایران باز میکند.
الن به حفظ و احیای دامگاههای منطقه فریدونکنار اصرار داشت و آنها را ترکیبی از اکوسیستم طبیعی و زمینهای کشاورزی میدانست که نهتنها محل زمستانگذرانی پرندگان بودند بلکه منبع معیشتی مردم محلی نیز بهشمار میرفتند.
او حتی بازگشایی دامگاههای قدیمی را دنبال و آن را خبری خوب قلمداد میکرد. این درحالی بود که بهخوبی میدانست و بهصورت مستند مکتوب کرده است که وضعیت کنونی دامگاهها ناپایدار بوده و کشتار بیشازحد پرندگان و عدم برخورد قانونی با متخلفان، آینده این زیستگاههای مصنوعی را تهدید میکند.
بااینحال، الن امیدوار بود که با آموزش و تسهیلگری، دامگاهها به روشی پایدار برای معیشت و حفاظت تبدیل شوند. این امید گرچه رؤیایی زیبا بود، اما تا زمان مرگ الن به واقعیت نپیوست. یکی از واقعیات تلخ حفاظت پرندگان در دنیا و بهخصوص در ایران، تأثیر متغیرهای بسیار فراوان و بعضا غیرقابل پیشبینی و کنترل در میزان موفقیت حفاظت است.
الن در دهه ۵۰ اولینبار ایران را دید بیخبر از آنکه انقلابی در شرف وقوع است، بیخبر از آنکه شمال ایران با بحران تغییر کاربری و تخریب زیستگاه روبهرو خواهد شد و بیخبر از تغییرات اجتماعی وسیعی که در این ۵ دهه بهصورت مداوم در حال وقوع بوده است. تمام این تغییرات خارج از کنترل الن یا هر حفاظتگر دیگری است، اما نقش آنها در انقراض یک گونه میتواند بهمراتب پررنگتر از نقش یک حفاظتگر باشد، چنانچه در رابطه با درنا بود. تمام متغیرهای تأثیرگذار بر حفاظت لزوماً اجتماعی، اقتصادی و محیطزیستی نیستند. اگر بدشانس باشیم، رفتار خود پرنده نیز میتواند شانس بقایش را کمتر کند. در ارتباط با درنای سیبری این بدشانسی بهوضوح وجود داشت.
درنا در مقابل تغییر مسیر مهاجر خود بسیار مقاوم بود و مسیر، زمان و مقصد مهاجرت تا مرگ آخرین فرد پایدار ماند. مسیری که از شوروی در حال فروپاشی گذر میکرد و به فریدونکناری که قتلگاه پرندگان مهاجر است، ختم میشد. زندگی الن به ما یادآوری میکند که عشق و تلاش بهتنهایی ضامن موفقیت در حفاظت نیستند.
دههها تلاش صادقانه الن برای حفظ درنای سیبری، درنهایت در برابر تغییرات پیچیده و گاه غیرقابلکنترل، ناکام ماند. آرزوی الن تحسین شدن یا مورد تقدیر قرار گرفتن نبود؛ او تنها حفاظت از پرندگان را میخواست. بررسی دقیق مسیری که منتهی به انقراض درنا شد، میتواند درسهایی باشد برای آنکه آرزوهایی چون آرزوی او، به تاریخ نپیوندند.
«ایمان ابراهیمی»
«حفاظتگر پرندگان»
«روزنامه پیام ما»
دیدگاهتان را بنویسید