شمال ما؛
روشنفکر یا اندیشمند، به کسی می گویند که میخواهد چشمانداز و دریچهای جدید بر روی انسان بگشاید. معادل واژه روشنفکر در زبان عربی «منوّر الفکر» است. روند تاریخی جریان روشنفکری Intellectual در ایران را میتوان در پنج گروه: روشنفکران دوره مشروطه، روشنفکران دوره پهلوی اول، روشنفکران دوره پهلوی دوم، روشنفکران دوره جمهوری اسلامی، و روشنفکری دینی، تقسیمبندی کرد؛ اما بهتر آن است که جریان روشنفکری معاصر را به شش دسته زیر تقسیم کنیم:
اول: چپگرا، بیشتر شاعران و نویسندگان برجسته ایران مانند بزرگ علوی، هوشنگ ابتهاج، غلامحسین ساعدی و احسان طبری جزو طرفداران اندیشه چپ هستند؛ چپگرایان چون وابسته به بلوک شرق بودند، آسیب های زیادی به کشور ایران زدند.
دوم: غربگرا، به افرادی که فقط به ظاهر پیشرفت های غرب توجه داشته و از فرهنگ غنی ایران غافل بودند، یا به فرهنگ ایران باستان توجه داشته ولی به ایران پس از اسلام نگاه مثبتی نداشته اند، جزو طرفداران اندیشه های غرب شمرده می شوند، مانند میرزا فتحعلی آخوندزاده (آخوندوف)، میرزا ملکم خان، سیدحسن تقی زاده و صادق هدایت.
سوم: سنتگرا، که فرهنگ غرب را نفی می کردند و به تاریخ ایران نیز می تاختند مانند سیدجلال آل احمد، سیداحمد فردید و دکتر علی شریعتی.
چهارم: مستقل و آزاد، که اشخاصی ایران دوست بودند و در راه پاسداشت فرهنگ و تمدن ایران پیوسته کوشش کرده اند، مانند دکتر محمدعلی اسلامی نَدوشن و محمدابراهیم باستانی پاریزی.
پنجم: روشنفکری دینی یا نواندیشی دینی، این جریان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به وجود آمد و در دو قالب طیف روشنفکر مردمی که مأنوس با انقلاب و جامعهی ایران بود و طیفی که علیه انقلاب و اصالت آن به اجماع رسید، شکل گرفت؛ افرادی مانند حسن رحیم پور ازغذی نظریهپرداز توطئه و ایدئولوگ محافظهکار اصولگرا، از طیف اول و اشخاصی مانند حبیب الله پیمان، حسین حاج فَرَج الله دَبّاغ معروف به عبدالکریم سروش، محمد مجتهد شبستری و احمد قابل، که کلیت نظام جمهوری اسلامی را قبول داشته ولی نظرات خاصی دارند، داخل در طیف دوم شمرده می شوند. البته طیف اخیر خود به دو دسته تندرو و میانه رو تقسیم می شوند. طیف تندروی اصلاح طلب از نظام جمهوری اسلامی بریده و همواره سعی می کنند تأویل جدیدی از اسلام و حکمرانی به دست دهند. طیف میانه روی اصلاح طلب در میان نسل فرهیخته لائیک یا سکولار عصر حاضر طرفداران زیادی دارد.
ششم: شبه روشنفکری، که در میان گروهی از افراد تازه به دوران رسیده ساکن ایران دیده می شود. آنان برای ابراز وجود با شبکه بی بی سی فارسی انگلیس، رادیو فردا آمریکا، و شبکه های ماهواره ای معاند با نظام جمهوری اسلامی مصاحبه می کنند؛ و گاهی نیز به خاطر ضدیت با حکومت، اشعار و مقالاتی به نام مستعار، یا حتی به نام واقعی در نشریات کشورهای اروپایی و امریکایی منتشر می کنند.
به هرحال، اغلب جریان های روشنفکری قبل از انقلاب اسلامی در ایران پیشینه ی خوبی ندارند. این جریان ها باتوجه به نبود صداقت در گفتار و عمل مدعیان آن، به مرور از سوی مردم طرد شده است. شهید مرتضی مطهری از مهمترین منتقدان و تحلیلگران جریان های روشن فکری قبل از انقلاب بودهاست. جریان شبه روشنفکری نیز حرفی برای گفتن ندارد و بیشتر حالت پرچم دارد. یک روز مخالف ایران و روز دیگر سنگ ایران را به سینه می زند. روشنفکر آن است که آینده را بشناسد و دچار یک پیشفرض ایدئولوژیک و نژادپرستانه نباشد و داوریش بر مبنای باستانگرایی و عربستیزی قرار نگیرد؛ بلکه باید به تمدن ایران باستان و تمدن ایران پس از اسلام به طور یکسان توجه کند؛ نهایت آن که تنها جریان روشنفکری دینی با طیف روشنفکر مردمی است که مأنوس با انقلاب اسلامی می باشد و طیف اصلاح طلب تندرو را که درصدد تغییر نظام اسلامی هستند باید کنار گذاشت.
رسول سعیدی زاده
qubbat@yahoo.com
منتشر شده در روزنامه «گلچین امروز» شماره ۴۶۵۹
دیدگاهتان را بنویسید