شمال ما: مسجد شهید اشجری روستای ماوردیان شهرستان فومن هم از بدو تاسیس که اوایل قرن ۱۳۰۰ است همواره مراسمی درخور برای همه مناسبتهای مذهبی و عزاداری برای مصیبت امام حسین (ع) برگزار میکنند.

به گزارش خبرگزاری فارس از فومن، گویا هیچکس و هیچ چیز نمیتواند عشق به اهل بیت را از دل کودکان و جوانان این سرزمین بیرون کند، مثل همه مساجد ایران، در مسجد شهید اشجری روستای ماوردیان شهرستان فومن هم از بدو تاسیس که اوایل قرن ۱۳۰۰ است همواره مراسمی درخور برای همه مناسبتهای مذهبی برگزار میشود.

اما در شام غریبان ماه محرم حالوهوای مسجد متفاوت است، فضا عجیب کربلایی است، امسال نیز برای شرکت در مراسم عزای حسین (ع) به این مسجد رفتم.
شب یازدهم است انگار در قطعهای از بهشت پا گذاشتهام، شمعهای سفید روشن از گوشه گوشه حیاط مسجد، عشقپاشی میکنند، همه از کودکان گرفته تا پیران عصا به دست روستا، برای برگزاری هر چه با شکوهتر مراسم شام غریبان آقا امام حسین (ع) در تلاش هستند.

با نوای دلنشین مداح و زمزمه عزاداران، صدای حسین حسین در حیاط مسجد پیچیده است، پرچم خیمههای برافراشته در میان نیزارها که مزین به نام اهل بیت است آرامش عجیبی به دل طوفان زده آدمی میدهد. خانم سادات هم تا وارد مسجد شد دستی روی پرچم کشید و با احترام روی قلبش نهاد، او میگوید پرچمی که بیش از هزار سال است برافراشته، او پیش خدا ارج و قرب بسیار دارد و مورد تکریم و سبب آرامش دلهاست.

در این مسجد، همیشه سالن آقایان و خانمها پر از عاشقان حسینی است اما هرساله در شب یازدهم بخاطر شبیهسازی واقعه عاشورا و اجرای مراسم شام غریبان، عزاداران بیشتری از اقصی نقاط کشور در مسجد حاضر میشوند و امسال هم با وجود کرونا و باران صدها نفر حضور دارند و با همدلی و همیاری در تلاشند مراسمی در خور و شایسته برای سوگواری فراق سرور و سالار شهیدان برگزار کنند.

سماکوچولو که تازه وارد مسجد شده بود نگران از متولی مسجد پرسید: امشب که باران است بازهم مراسم شام غریبان و آتش زدن خیمهها را برگزار میکنید؟! ما به عشق تماشای این مراسم از رشت آمده ایم و این سوالش بر این جمله صحه گذاشت که کار فرهنگی و مذهبی اگر دلی و اصولی انجام شود در جذب افراد تاثیر دارد و تلاش مخالفان اسلام را بیاثر میسازد.
نازنین فاطمه نوجوان روستا کفش میهمانها را جفت میکند، زهرا کوچولو دستمال کاغذی میچرخاند، علی آقا چای میریزد و امیرآقا توزیع میکند، آن یکی قند و خرما و دیگری ادعیه و زیارت عاشورا تعارف میکند، از آشپزخانه هم صدای ظرف و ظروف میآید، تورم و اقتصاد نابسامان گرچه حریف سفرههای مردم شده اما نتوانسته حریف این خوان حسینی شود و اینجا هرشب صد کیلو برنج پخت میشود و از عاشقان حسینی پذیرایی میکنند.
حُسن این پذیرایی این است که اینجا خبری از ظروف یکبار مصرف نیست و بخاطر آسیب نزدن به طبیعت و کم کردن حجم زباله، هنوز هم از ظروف ملامین قدیمی استفاده میکنند، پرسیدم هرشب شست و شوی حدود یکهزار تا بشقاب و قاشق و چنگال سخت نیست؟ خانمها یکصدا گفتند: کار برای امام حسین که سختی و خستگی نداره، سراسر آرامش و لذت و عزته.

آقای خدادادی مداح محل، اعلام کرد که عزیزانی که باید لباسهای اجرای تعزیه شام غریبان را بپوشند آماده شوند، همه برای تغییر لباس به سمت اتاقک کوچک هیات جوانان روستا شتافتند، لباس سبز برای بچهها سریع تمام شد، نوجوانان حتی دلشان نمیخواست نقش یزید و اصحابش را اجرا کنند و اکراه در چهره چند نوجوان برای پوشیدن لباس قرمز کاملا احساس میشد.

.

در حالی که باران متوقف شده بود، تعزیه آغاز شد. در شام غریبان روستای ماوردیان، نوجوانان سیاهپوش با نوای (لا اله الی الله) پیکر بیسر امام حسین را روی دوشهایشان حمل میکردند و کودکان سبزپوش شمع بر دست فریاد میزدند که شام غریبان است و یزید و اصحابش ظالمانه بر این مظلومین میتاختند و با همراهی زنان روستا و سینهزنی مردان از فضای مسجد خارج شدند و به سمت روستا رفتند.
آقایان کنعانی و باقری از مسؤولین هیات جوانان حسینی روستا میگویند: با این کار میخواهیم بگوییم: این روستا عزادار امام حسین (ع) است.
این پیاده روی نوعی اعلام عزا در روستا برای شهادت سرور و سالار شهیدان و یارانشان است، همه در تلاشیم تا فرهنگ عاشورا زنده بماند و نیت میکنیم که انشاالله این پیاده روی متصل به پیادهروی اربعین و زیارت مرقد مطهر حضرت آقا در کربلا شود.

هیات با زمزمه نواهای مربوط به شام غریبان مثل (مکنای صبح طلوع، شام غریبان است _زینب پریشان است، فریاد یا محمدا _آتش زدند به خیمهها و غیره) به سمت مسجد باز میگردد، خیمهها را آتش میزنند و آه و فغان از این داغ همیشه ماندگار، سر داده میشود و به محض تمام شدن مراسم شام غریبان آسمان ماوردیان بارانی شد.

گویا خدا هم میخواست این تعزیه اجرا شود، انگار آسمان میخواست با این بارش بگوید روح ملکوتی حسین ع و خاندانش سیراب رحمت الهی است و تشنگان حقیقی آنانی هستند که از ظلم و ستم به دیگران سیرایی ندارند.
آری آسمان میخواست مرحم آتش خیمهها باشد.
شام غریبان امسال هم تمام شد اما حکایت همچنان باقیست و به لطف خدا راویان اسلام و عاشورا همیشه زنده هستند.
دیدگاهتان را بنویسید