شمال ما: به بهانه نخستین بازی داماش در لیگ آزادگان: داماش برد، اما چه دیر …
سرانجام پس از گذشته بیش از ده ماه پسران شهرباران توانستند لذت بهرمندی از واژه ای به نام پیروزی را دوباره درک کنند! لذتی که البته مزه اش برای رشتی ها کمی گس شده است.
سال گذشته، چیزی حدود ده ماه پیش در یکی از غروب های دلگیر آدینه آذرماهی رشت، که باران های شلاقی این فصلش می تواند هر انسان سرخوشی را به قعر افسرگی فرو برد، خبری از آن سوی رشته کوههای البرز موجب شد تا هلهله و پایکوبی به میان جوانان شهر بیاید.
خبر کوتاه بود و سرشار از انرژی: داماش موفق شده بود در کرج با نتیجه سه بر دو سایپا را شکست دهد و جای این تیم را در رتبه هفتم بگیرد. شاید گمان شود که یک برد ساده و این همه شادی کمی اغراق باشد! اما اگر بدانیم که صحبت از داماشی بود که ابتدای فصل گذشته ستارگانی چون: حسین ابراهیمی، علی رضا جهانبخش و حسن رودباریان را از دست داد و در نیم فصل هم به جای تقویت با انبوهی دیگر از یاران جدا شده همچون: افشین چاوشی، بوبکر کبه، داسیلوا، جهانگیر عسگری، سعید حلافی و محمد آبشک ضعیف تر شده بود، آن موقع دلیل شادی بیش از اندازه آن روز رشتی ها را شاید بتوان درک کرد.
تو گویی شاید داماشی ها در آن روز پاییزی به دلشان افتاده بود که تا مدتها قرار نیست با شادی پیروزی مانوس شوند. روزها گذشت و داماش نبرد! باخت پشت مساوی و ناکامی یکی پس از دیگری. و رسید روزی که نباید. داماش در یک آدینه دیگر در بیست و دوم فروردین ماهی که هرگز نشانه ای از بهار را برای فوتبال رشت نداشت با لیگ برتر وداع کرد تا مردم شهر بمانند و حوضی که دیگر آبی نداشت.
و البته این تازه آغاز داستان مصیبت وار داماش بود و به قولی هنوز غمش مانده! یک روز فریاد مدیرعامل دم دمی مزاجش بلند شد که منحل می کنم! فردا روز صحبت از انتقال کرد و روز بعد از فروش سخن گفت. یکبار گفت که می روم و روز بعد سرمربی برکنار کرد و روزی دیگر سرمربی آورد، درست شب بازی ها البته! این وسط تنها اتفاقی که محقق شد کوچ دست جمعی ستاره های باقی مانده داماش بود.
احتمالا اگر قرار بر رکورد گیری باشد باید رکوردهای فوتبالی دنیا را همه با هم شکسته شده فرض کنیم زمانی که می بینیم از یک تیم بیش از سه چهارم بازیکنانش رخت سفر می بندند و بازهم نام آن تیم باقی می ماند. از داماش محمدرضا مهدوی، رضا کاردوست، روح الله سیف اللهی، علی رضا نظیف کار، محمد مختاری، مرتضی ابراهیمی، مسعود حسنزاده، میلاد فراهانی، امین متوسلزاده، مصطفی حاجتی، رضا الماسخاله، محمد سیاه، رسول سروش نیا، حبیب دهقانی و هادی محمدی جدا شدند و این یعنی زیر و رو شدن کامل یک تیم.
حالا داماش پس از ۳۰۹ روز توانست در تبریز شهرداری این شهر را شکست دهد و با سه امتیاز به رشت بازگردد. سه امتیازی که اگر چند ماه زودتر کسب می کردش حالا داشت چهارمین سال حضور متوالی اش را در لیگ برتر می گذراند. داماش برد تا آه از نهاد هوادارانش بلند شود که کاش کمی زودتر می برد.
شاید پیروزی در شهر استاد شهریار نخستین مطلبی را که برای رشتی ها در ذهن تداعی کند شاه بیت استاد است. اینکه: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا …!
منبع: ایران ورزشی
دیدگاهتان را بنویسید