با وجود وعده و وعیدهای مسئولینی که مدام در حال تودیع و معارفه هستند و نگرش های تک بعدی بسیاری از آنها نسبت به فضای فرهنگی در استانی که سال هاست به عنوان “اســـتان آخــر” از آن یاد می شود، استانی که بسترساز بسیاری از جریان های تفکری و روشن گری نوین ایران بوده و مسیرهای جدیدی را رغم زده است، استانی که ادیبان و هنرمندانی پیشرو را به سرزمین پهناور ایران معرفی کرده و موجب افتخار آفرینی های بسیار در دنیا بوده است، همچنان فقدانِ مکانی مناسب برای عرضه ی آثار فرهنگی و هنری معاصر هنرمندانش (و نه سوغاتی های مرسوم و خوراکی های محلی) است.
باید به مدیرانِ فرهنگی بقبولانیم که اثر هنری معاصر با سوغاتی و صنایع دستی تفاوت دارند. باید بپذیرند که هنرهای تجسمی، تنها نقاشی و خوشنویسی آن هم در حوزه های تفکری ویژه ای که آنها تعیین می کنند، نیست. باید به آنها یاد بدهیم که امروزه برای بیان تفکر و ارائه ی اثر، سال هاست که هنرمندان از شیوه های نوین و ابزار جدید نیز بهره می برند. در دنیای امروز استفاده از رسانه های تلفیقی(بینارشته ای) برای بهتر بیان نمودن ذهنیات هنرمند کارکرد بسیار دارد.
تنوع افکار و نقد و نظرهای بی پرده ی هنرمندان و اندیشمندان گیلانی موجب گسترده تر شدن دامنه ی ذهنی اقشار مختلف جامعه و در امتداد آن پذیرش افکار و آرای جدید برای زندگی بهتر و سالم تر شده است.
لزوم ایجاد موزه ی هنرهای معاصر رشت از سال ۱۳۵۶ احساس شده است. اما چرا با وجود گذشت بیش از ۳۷ سال همچنان از جانب مدیران و مسئولین مورد شک و تردید است و برای ایجاد آن نامه ها را از این دست به آن دست می دهند؟
به جاست با توجه به سفر مدیر کل یونسکو به شهر رشت و احتمال زیاد تاسیس دفتر ثابت “یونسکو” در این شهر با توجه به حجم گسترده و سابقه ی فرهنگی آن تقاضای راه اندازی طرح تاسیس “موزه ی هنرهای معاصر رشت”، با جدیت تمام از سوی هنرمندان و اقشار اندیشمند و فرهیخته ی استان گیلان پیگیری شود.
برای همین مقصود پیشنهاد می شود، دوستان هنرمند و اندیشمندی که لزوم چنین مکانی را احساس می کنند با گذاشتن نام خود در قسمت کامنت، این تقاضا را امضا نمایند و از دیگر دوستان شان برای این کار دعوت کنند، تا بصورت مکتوب به دست یا به گوش مسئولین ذیربط برسد، شاید در پیشبرد و لزوم تاسیس هر چه سریع تر آن تاثیری ایجاد داشته باشد.
دیدگاهتان را بنویسید