
شمال ما: باورش سخت بود که در یکی از روزهای سرد و بارانی پاییز بندرانزلی که این شهر را شبیه شهرهای فیلم های اینگمار برگمان، کارگردان شهیر سوئدی می کند، در کافه هنرمندان باز شود و هنرمندی را ببینی که ماه ها است در جعبه جادویی و بر روی پرده سینماها حضور ندارد.
حاج کاظم آژانس شیشه ای چه قدر پیر و شکسته شده بود، نه باور نمی کنیم هنرپیشه محبوب بسیاری ایرانیان، مردی که از جنس مردم کوچه وبازار جنوب شهر است این همه پیر شده باشد!

او به گرمی ما را پذیرفت، نخواستیم برای مصاحبه به شیوه تازه ژورنالیست هایی که فرق بین بگذارم و بگزارم را نمی دانند و لنزهای رنگارنگ دوربین شان را پدر پول دارشان ماه به ماه عوض می کند، ازسرو کول استاد بالا برویم و با او مصاحبه کنیم و هی مدام فلاش بیندازیم!
به یقین دمی صدای گرم و شیوای استاد پرویز پرستویی را شنیدن، می ارزد به تمام خزعبلات آن شبکه های ماهواره ای خزنده و منحرف که با حریم سلطان، تاریخ ما را تحریف می کنند و لکاته های خود را به خورد ما می دهند!
آری! دمی با پرویز پرستویی صحبت کردن می ارزد به همنشینی با تمام هنرمندان متظاهری که تسبیح ریا در دست گرفته اند و هر گاه که به خلوت می روند، آن کار دیگر می کنند!
استاد برای پیش تولید فیلم جدید کاوه سجادی به انزلی آمده بود، فیلمی که در زمستان ۹۲ در مهم ترین بندر شمال ایران کلید می خورد. او که از فضای متفاوت و جالب کافه هنرمندان انزلی متعجب و خوشحال شده بود با جمعی از بچه های تئاتر انزلی از جمله سیامک مظفری گفت و گوی صمیمانه ای داشت.
مظفری از مشکلات هنرمندان و تئاتری های انزلی که مشکل بیشتر هنرمندان و تئاتری های کشور است، سخن گفت و این که کافه هنرمندان را برای از هم نپاشیدن جمع بچه های هنرمند انزلی باز کرده است.
پرستویی به مظفری گفت چنین فضایی برای هنرمندان در بندرانزلی بسیار مناسب است و این که با هزینه شخصی این مجموعه را باز کرده اید، ارزش آن را صد چندان می کند.
بازیگر برجسته کشور همچنین گفت: از طبیعت زیبای انزلی خوشم می آید و خوشحالم کار جدیدم را در این شهر زیبا بازی خواهم کرد.
آقای پرستویی! ما هم خوشحالیم که با یکی از هنرمندان فرهیخته و برجسته کشورمان هم صحبت بودیم و نفس گرمش را حس کردیم، هنرمندی که به مانند برخی شبه هنرمندان روشنفکر نما! هیچ وقت اسیر زرق و برق آن ور آب و پیروانش در ایران نشده است.
هنرمندی که در برنامه ۲۰ و ۳۰ از دردهای جانباز عزیزی سخن گفت که همانند رفیق شفیقش در فیلم آژانس شیشه ای، نفس هایش را بمب های شیمیایی دشمن در هشت سال دفاع مقدس به شماره انداخته بود و چشم انتظار کمک مسوولین بود.
و چه زیبا پرویز پرستویی در آن برنامه گفت که من می خواهم اگر صحبتی است آن را در رسانه های کشورم مطرح کنم نه در رسانه های بیگانه.
استاد! در روزهای سرد زمستانی بندر منتظر شما خواهیم ماند، سینما و هنر ایران با شما و هنرمندانی مانند شما برای همیشه در جهان خواهد درخشید، همچون اشعار ازلی حافظ و بسیاری از هنرمندان نامی ایران زمین در طول قرون و اعصار.
منبع: خزر آنلاین
دیدگاهتان را بنویسید