وحید شعبانی

شمال ما؛

آنچه در هنر ما به شدت مغفول مانده مقوله ی چرایی وجود آن، ماهیت هنرو همچنین درک تفاوتهای فرهنگی ما با کانونهای اغلب غربی صادرکننده ی دیدگاههای هنری دنیاست.

متاسفانه پیروی فاقد بینش در این مورد، باعث آسیبهای جدی فرهنگی در فعالیتهای هنری ما شده است. به طور مثال اُپرا؛ آیا لزوما همان دیدگاهی که در کشوری مثل آلمان به آن وجود دارد باید برای ما ایرانی ها نیز باشد؟ آیا ما باید همان نوع تئاتری که اروپایی ها و آمریکایی ها به آن می پردازند را به شکل کاریکاتور شده برای مخاطبانمان روی صحنه ببریم؟ آیا یک هنرمند چه در تئاتر، چه در سایر عرصه های هنری، لزوما باید با همان سبک و سیاق غربی کار کند و شیوه ی زندگی اش الگو گرفته از هنرمندان شاخص خارجی باشد؟ اگر اینگونه است، پرسش دیگری مطرح میشود؛ در این میان، جای آن گونه های اصیل فکری که از چشمه های زلال معرفت دینی و پیشوایان مذهبی و فرهنگی ما آبشخور میگیرد کجاست؟

یعنی کدام خواننده، کدام بازیگر، کدام نویسنده، کدام نهاد فرهنگی باید محصولاتی تولید کند که برای مثال بیانگر و مروج ساده زیستی، دیگرخواهی و پرهیزگاری، و پرورش آحاد مفید و مسئول برای فرهنگ جامعه ی ما باشد؟ این را در نظر بگیرید که این مادیگری در میان بسیاری از اندیشمندان غربی نیز مورد مذمت قرار گرفته و تقبیح می شود.

در واقع هنر ما به شدت به سوی مادیگری، شهرت اندیشی، و موفقیت محوری حرکت کرده و اغلب جوانهایی که قدم به عرصه های هنری می گذارند سودای پول، اشتهار و پیشی گرفتن از دیگران را در سینه می پرورانند. این رویکرد جایی برای دیگرخواهی، احساس مسئولیت اخلاقی و اجتماعی، پرهیزگاری، ساده زیستی و فروتنی، که اساس اخلاقیات فردی و اجتماعی ما را می سازند باقی نمی گذارد.

در این شرایط، ما به دنبال توسعه ی تفکر آماتوریسم هستیم که به نوعی گسستن از هر نوع بی اخلاقی و آسیب اجتماعی است که از مسائل حرفه ای و مادی نشات می گیرد که ارمغان نظام سرمایه داری غربی هاست. به گونه ای مبتنی بر همان تفکر ساده زیستی و اخلاق مدار که پیشوایانمان نیز سفارش کرده اند.

برای نمونه در تئاتر، در نظر بگیرید که روزانه چه طیف گسترده ای از هنرمندان در حال چانه زنی های مالی و اداری و تلاش برای پیروزی در رقابت های ناخوشایند مادی و هنری و به دست آوردن جایگاه های مقتدرانه تر و اقتصاد قوی تر هستند.

در این بین آسیب های بسیاری رخ می دهد؛ یک جنگ عصر حجری تمام عیار، که امروز در بسیاری از رسانه ها اعم از مکتوب و صوتی و تصویری و مجازی شاهدش هستیم. البته اینها مربوط به الان نیست و از جایی شروع شده و امروز به این وضع ناخوشایند امروزی رسیده.

در این مورد اساس و تاکید بحث ما بر مسئله ی پول و مادیگری است که بر خلاف باورهای دینی ما، امروز در بسیاری از عرصه های اقتصادی، فرهنگی، ورزشی و آموزشی به طرز نامبارکی تبلیغ می شود. پرسش من اینست که چرا مثلا موضوعاتی مثل مباحث کتاب پرآموزه ی شهید مطهری با نام علل گرایش به مادیگری، معیار سنجش ما قرار نگیرد، تا دریابیم چه بسیار از آسیبهای فرهنگی ما نشات گرفته از همین کژی هاست.

دیدگاه آماتوری رویکردی ظریف و پویاست و فضایی فارغ از این نافرخندگی ها را فراهم می کند. در همین راستا اقدام به توسعه ی این ایده، با رایزنی با هنرمندان علاقمند، و انجام فعالیتهای هنری کاملا مستقل و خودانگیخته و بی هزینه و بدون تبلیغات کرده ایم که تا کنون بسیار مثبت بوده و دورنمای روشنی را نوید می دهد. هم اینک بسیاری از هنرمندان گیلانی با همین رویکرد به فعالیت های هنری خود می پردازند و امید می رود با گسترش آن، نگاههای صمیمانه ی بیشتری از سوی جوانان و علاقمندان به هنر، به آن دوخته شود.

به نهادهای مربوطه بالاخص اداره ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی پیشنهاد می کنم با درک شرایط حساس فرهنگی کنونی، به چنین ایده ای ارج گذاشته، به آن بها بدهند؛ ایده ای که در راستا و پیرو باورهای انسانی و اخلاقی و اجتماعیِ برآمده از دین مبین ما، و در مقابله با دیدگاههای تحمیلی غربی نیز هست.

وحید شعبانی؛ نویسنده و هنرمند رسانه

منبع: پویشگران گیل


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *