نمیتوان از نقش مؤثر و تشدیدکننده پدیده خشکسالی مانند تغییرات وسیع در کاربری زمین، تخریب خاک و عملیات عمرانی از قبیل ساخت سدهای بزرگ غافل بود.
شمال ما: دامنه اثرات خشکسالی همه استانهای کشور را فراگرفته است. به گونهای که استانهای پربارش شمالی هم از این قضیه مستثنی نیستند. به این دلیل سازمانهای مختلفی مانند محیطزیست برای کاهش اثرات خشکسالی به اقداماتی چون کنترل گازهای گلخانهای میپردازند. در این زمینه با «قربانعلی محمدپور» مدیرکل سازمان محیط زیست گیلان گفتوگو کردیم که در ادامه میآید:
خشکسالی یک پدیده طبیعی و تکرار شونده اقلیمی است. وقوع این پدیده در تمام نقاط جهان محتمل است. ارائه یک تعریف واحد برای خشکسالی بسیار مشکل است؛ چراکه بسته به تفاوتهای اقلیمی، نیازها و نظامهای موجود و راهبردهای تعیین شده در نقاط مختلف میتوان تعاریف متفاوتی از پدیده خشکسالی ارائه کرد. در واقع خشکسالی پدیدهای تکرار شونده در اقلیمهای متفاوت است و آثار آن صرفاً به مناطق خشک و نیمه خشک محدود نمیشود، بلکه ممکن است در مناطق با بارش بالا یا در فصول مختلف سال رخ دهد. بهطور کلی خشکسالی به نبود بارش کافی در یک دوره زمانی اطلاق میشود که باعث کمبود آب برای برخی فعالیتها، گروهها یا بخشهای زیستمحیطی است. اما نمیتوان از نقش سایر عوامل مؤثر و تشدیدکننده پدیده خشکسالی همانند تغییرات وسیع در کاربری زمین (مثلاً جنگل تراشی)، تخریب خاک و عملیات عمرانی از قبیل ساخت سدهای بزرگ که مشخصات «هیدرولوژیکی» حوزه آبخیز را تحت تأثیر قرار میدهند غافل بود. علاوه بر این سامانههای هیدرولوژیکی حلقه اتصال مناطق مختلف به یکدیگر هستند و کمبود بارش در یک منطقه ممکن است مناطقی خارج از محدوده خود را نیز تحت تأثیر قرار دهد. بهعنوان مثال کمبود بارش درمناطق بالادستی حوزه آبخیز، تمام حوزه را با خطر خشکسالی روبهرو خواهد ساخت. از دیگر عوامل مؤثر در تشدید خشکسالی، بهرهبرداری بیرویه از آبهای زیر زمینی است. تخریب اراضی ناشی از چرای مفرط و روشهای نامناسب کشاورزی و آبیاری و متعاقب آنها فرسایش آبی و بادی اثرات خشکسالی را تشدید میکند. میزان آسیبپذیری جوامع انسانی در قبال پدیده خشکسالی به شدت تحت تأثیر عواملی چون: رشد جمعیت، تغییرات جمعیتی، مشخصههای آماری، میزان توسعهیافتگی و سطح تکنولوژی، روند و الگوی مصرف آب، سیاستهای دولت، رفتارهای اجتماعی و سطح آگاهیهای زیستمحیطی قرار دارد. این عوامل همیشه دستخوش تغییر و تحول هستند و به تبع این تغییرات میزان آسیبپذیری نیز ممکن است کم یا زیاد شود. بهعنوان مثال افزایش جمعیت نیاز به آب را بالا خواهد برد. بنابر این میزان تنشهای ناشی از کمبود آب گسترش مییابد و مردم بیشتری را در چالش قرار خواهد داد.
بهعلاوه بر موارد کلی که ذکر شد، در گیلان کاهش جریان آب رودخانهها، بهویژه در تابستان از بارزترین اثرات خشکسالی است که خود موجب تغییر در ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی و بیولوژیکی آبها و در نتیجه اثر روی کیفیت آب (افزایش غلظت نمک، دما، PH، اکسیژن محلول، گل آلودگی آب، افزایش غلظت آلایندهها و کاهش خودپالایی رودخانهها) خواهد شد و در نتیجه این فرایند شاهد خسارت به تالابها و تأثیر روی میزان ورودی رودخانه و مصبها (تغییر در سطح شوری) خواهیم بود. این روند سبب کاهش تنوعگونهای، کاهش و تخریب زیستگاه ماهیان و حیات وحش خواهد شد.
خطر دیگر در گیلان خشک شدن اکثر زیستگاههای آبی طبیعی و انسان ساخت است که زیستگاه پرندگان مهاجر و کنار آبزی به شمار میرود. در نتیجه اختلالی در روند زندگی پرندگان مهاجر رخ میدهد و خسارت فراوانی به جمعیت اینگونه ها وارد میکند. افزایش بیماری و تنش درگونههای در معرض خطر، بروز بیماریهای مختلف در بین حیات وحش، مرگ و میر بیشتر در نتیجه افزایش ارتباط با تولیدات کشاورزی ( هجوم حیوانات وحشی به مزارع، هجوم آفات گیاهی به محیطهای طبیعی، تعلیف غیرمجاز) و کاهش منابع غذاییگونههای وحشی از مهمترین اثرات خشکسالی بر محیطزیست استان است. افزایش شدت و تعداد آتشسوزیها در مناطق و عرصههای طبیعی و مرتعی و جنگلی را باید به فهرست بالا افزود. افزایش خسارت در سامانه آب ساحلی نیز از دیگر نتایج خشکسالی است.
از دیگر عوارض ناشی از بروز خشکسالی در کشور میتوان به بحران انتشار گرد و غبار در برخی استانها اشاره کرد که اخیراً جنوب استان متأثر از بروز این پدیده در سایر استانهای همجوار بود.
تازهترین تحقیقات انجام گرفته در کشور که از سوی وزارت نیرو در «سامانه خشکسالی و هواشناسی ایران» منتشر شده نشان میدهد که اثر مستقیم خسارت ناشی از کاهش هر یک میلیمتر بارندگی برابر با ۹/۸ میلیارد تومان است. با فرض آنکه تفاوت میزان آب استحصالی در «ترسالی» در مقایسه با خشکسالی ۱۳ میلیارد مترمکعب باشد، بنابراین خسارت کاهش سطح زیر کشت ناشی از آن برابر ۱۲۷۴ میلیارد ریال خواهد بود. البته اگر میزان بارشها نیز در سال آبی ۹۴ـ ۹۳ در نظر گرفته شود، میزان خسارت وارده از این ناحیه نیز مورد بررسی است. میانگین بلندمدت بارندگی در سال آبی ۸۶ ـ ۸۵ بیش از ۲۷۸ میلیمتر بوده است. اما این رقم در سال آبی ۹۳ـ ۹۲ به ۲۱۸ میلیمتر رسیده است. بدینترتیب مشخص میشود که میزان بارندگیها بیش از۶۰ میلیمتر کاهش پیدا کرده است. با این حساب حدود ۵۹۰ میلیارد تومان میزان خسارت وارد شده به اقتصاد ایران است. اما اگر این میزان خسارت با توجه به تورم موجود (یعنی تورم سال ۹۴) محاسبه شود، میزان خسارت نزدیک به هزار میلیارد تومان (تقریبا ۹۲۰ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان) بوده است. بدیهی است با توجه به اینکه گیلان یکی از قطبهای مهم کشاورزی خصوصاً کشت برنج است، بیشک به میزان قابل توجهی تحت تأثیر این اثرات و در نتیجه خسارت مربوطه خواهد بود.
خشکسالیها معمولاً دارای دو جنبه هستند: ۱ـ آب و هوایی: یعنی کاهش در میزان بارش ۲ـ نیاز: یعنی نیاز به مصرف آب در مقابله با خشکسالی که دولتها تمایل دارند بیشتر فعالیت خود را روی کاهش میزان نیاز به آب متمرکز کنند.
در زمینه اقدامات انجام شده برای مبارزه با خشکسالی شایان ذکر است مبارزه با پدیده خشکسالی نه به عهده یک شخص، سازمان، دولت و… بلکه به عهده تک تک افراد جامعه است. اگرچه سازمان حفاظت محیطزیست سازمانی نظارتی است نه اجرایی و دستگاههای مسئول و مؤثر در این خصوص جهاد کشاورزی و بهخصوص وزارت نیرو هستند. اما محیطزیست هم در این زمینه تلاش میکند. لایروبی تالابها نظیر تالاب سلکه برای تعمیق تالاب، تشویق واحدهای دانهبندی به برداشت و استفاده از رسوبات پشت سدها بهخصوص سد سفیدرود بهمنظور افزایش حجم دریاچه پشت سد، مخالفت جدی با پروژههای غیرضروری که میتواند ذخایر آبی استان را به خطر اندازد مثل ساخت سدهای غیرضروری، حمایت کشاورزان در تغییر شیوه کشت و بهرهوری پایدار از منابع آبی و صدور مجوز برای بهسازی اراضی کشاورزی و… از اقدامات مؤثر است.
منبع: همشهری؛ فرشته رضایی
دیدگاهتان را بنویسید