شمال ما:

به کدام سازت برقصم
ای آسمان رشت؟
… به گاه ِ بارانی که خاکه خاکه
چون نقرههای آسمانی
بر صورت و مویم مینشینند؟
با بهارانی که بالابال ِ قرقاولان
– مَست-
به جست و جوی یار میگردیم؟
یه کدام سازت برقصم ای آسمان رشت
به گاه ِهمیشه بهارانت
که گلهای فرش سبزهزاران است؟
به گاه ِ آلالههای قوس و قزح
که عیدانههای مرا سرشار میشوند؟
به روزهای آخر اسفند
که سپید ماهیانت
دم میجنبانند و
به جیبهایم چشم میدوزند؟
یا «سیاهکولی»هایت که چندیست
همعیار طلا شدهاند؟
به سفرههای رنگارنگ خانههایت
که مانندی ندارند؟
به گاه ِآن که فکر میکنم
رشت
همان مرکز جهان است؟
با کدام سازت
دست در دستِ گل پامچال، گل شببو
شبانه پای کوبم؟
به کدام سازت برقصم
ای رشت؟
شهر بارانهای همیشهام؟
18/ 12/ 90
سلام. چه شعر خوبی از استاد علی رضاپتجه ای گذاشتین. من سال گذشته در باراه ایشون پایان نامه مو در مقطع فوق لیسانس نوشتم. آقار ایشونو در وبلاگم هم گذاشتم. ممنون از حسن سلیقه تان. از شعرهای تازه تر استاد هم بذارین لطفا.
هرچی بگین کم گفتین. کیف کردم از این شعر استاد علیرضا پنجه ای شاعر یزرگ معاصر و همولایتی گرامی به سایتشونم سر بزنین یه شعر عالی بنام مناجات ازشون خوندم
پیامبر کوچک:Www,panjeei.ir
پیامبر کوچک:Www,panjeei.irیادتون رفت قوربون حواس جمع.
پیامبر کوچک:Www,panjeei.irیادتون رفت قوربون حواس جمع.
uعجب لطافت و عشقی در این شعر نهفته از سرزمین خوبمان رشت.به افتخار همه رشتیهای با غیرت. این شعر رو پرینت گرفته ام و مدام می خوانم. زنده باد علیرضاپنجه ای.
باسلام وعرض ادب
ازدیدن شعرزیبایتان دروصف رشت بسیارخرسندگشتم به امیدشعری دروصف ساوه ازشما
پیروزباشید.
ایشان در باره ی زادگاه شان از پدر و مادری رشتی در ساوه هم شعری در کتاب عشق اول دارند، پرفروش نرین کتاب شان که چاپ سوم شده است توسط انتشارات فرهنگ ایلیا