شمال ما؛
پیش کلام
در جهان امروز، مهم ترین تشکل های فراگیر مردمی، احزاب سیاسی هستند. حزب یک تجمع سیاسی سازمان یافته با اصول، عقاید و مرام و مسلک واحد است. حزب ابزار استقرار حکومت مردم بر مردم، و نقطه غلیان سیاست ورزی و رقابت قانونمند شهروندان برای در دست گرفتن مدیریت کلا ن جامعه است چنانچه شاهدیم که در دنیای معاصر، احزاب ایفاگر نقشی والا در جوامع هستند و شرط اولیه حکومتهای دموکراتیک، وجود احزاب گوناگون میباشد. احزاب سیاسی با کارکردهای متعدد، از جمله گسترش مشارکت سیاسی، مشروعیت، یکپارچگی ملی، مدیریت منازعات و جامعهپذیری سیاسی، میتوانند تأثیر بسزایی در زندگی عمومی و سیاسی جامعه برجای بگذارند. نگاهی بر تاریخچه احزاب سیاسی در ایران از سالهای مشروطه ، تا به امروز بیانگراین مهم است که تشکیل احزاب در کشور دارای نقشهای سیاسی و اجتماعی ؛ تاریخی، فرهنگی و قانونی بوده است
بیان مسئله
بیش از یکصد سال از تاسیس اولین حزب بمعنای امروزین آن درایران می گذرد و سلسله احزاب متعددی درطول این سده اخیر تشکیل، رشد و افول کرده است. دراین رهگذر برخی از احزاب به نقشهای تاریخی خواسته یا ناخواستهای نیز پرداختهاند که سیر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران را نیز تحت تاثیر خود قرار داده است.
موضوع تحزب و ضرورت و یا عدم ضرورت آن پس از پیروزی انقلاب اسلامی مکرر مورد بحث جریانات سیاسی و مذهبی قرار گرفته است. اگرچه این بحث گاهی اوج گرفته و گاهی نیز افول میکند، لکن یکی از نتایج بسیار سودمند و مبارک اعلام مخالفت و ضدیت با تحزب در ایران و ادعای ناکارآمدی این مقوله در عرصه جامعه؛ ایجاد زمینه فکری مناسب در سطح جامعه برای پرداختن مجدد به این امر ضروری است. همین مخالفتها سبب طرح مقالات، سخنرانیها و اظهارنظرات خوب و سازندهای در حمایت از تحزب و اثرات مثبت آن در جامعه گردیده است.
از سوی دیگر: پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امامخمینی(ره)، نظام سیاسی جدیدی را تحت عنوان «جمهوری اسلامی» جایگزین نظام سلطنتی کرد. این طرح حکومتی مبتنی بر نظریهی ولایت فقیه در عصر غیبت امام زمان(عج) است که بر اساس آن، فقیه عادل با پذیرش مردم در رأس قدرت سیاسی قرار میگیرد و ضامن اسلامیت نظام سیاسی است. جمهوریت نظام سیاسی نیز با حضور مردم در تمام صحنههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که نحوهی آن از طریق ساختارهای حقوقی و قانون اساسی مشخص شده است، بروز مییابد.
تلفیق اسلام و جمهوریت در جمهوری اسلامی یک الگوی ابتکاری بوده که تاکنون چنین الگویی در کشور ودنیا حاکمیت نداشته است. در چارچوب چنین بینشی شکلگیری احزاب سیاسی مورد پذیرش قرار گرفته، فعالیت سیاسی آنها در چارچوب کلی قانون اساسی رسمیت مییابد. بر اساس همان بینش، فعالیت احزاب سیاسی در این نظام سیاسی نمیتواند ساختارشکن باشد و چنین فعالیتی بایستی تحت حاکمیت قانون اساسی و اصول تغییرناپذیر آن صورت پذیرد.
ضرورت و اهمیت موضوع
ضرورت وجود حزب یا احزاب سیاسی در جامعه زمانی احساس می گردد که به شکلی برای پاسخ دادن به پرسشهای مردم در برابر حاکمیت نیاز خلق شود. وجود احزاب به نوعی به تقسیم و چند گانگی قدرت سیاسی و ایجاد یک ضد قدرت در برابر قدرت دولتی منجر می شود که باید نظام سیاسی آن را بپذیرد. امام جعفرصادق(ع)فرمود: «علی العاقل ان یکون عارفاً بزمانه»برهرخردمند لازم است زمان خویش رابشناسد. و با فرمود: «العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس» هرکس عالم به زمانش باشد مورد هجوم حوادث ناگوار واشتباهات قرار نمی گیرد.
احزاب سیاسی یک از پدیده۴های سیاسی اجتماعی در قرن اخیر است که نقش مهمی در شکلگیری نظامهای سیاسی و دولتها ایفا می کند و آنان را در گردونه های سیاسی تبدیل به محرکهای قدرتمندی کرده است که جامعه سیاسیگریزی از آن ندارد و امروزه هیچ نظام سیاسی در دنیا وجود ندارد که با این احزاب دست و پنجه نرم نکند . قوانین متعددی در ارتباط با فعالیت احزاب تدوین شده است و در برنامههای مالی برنامه ریزان دولتی برای آنها ردیفهای بودجه جهت کمک به فعالیتهای احزاب در نظر گرفته میشود و در مجموع حضور آنها را در عرصههای مختلف اجتماعی نمیتوان منکر شد . جوامع اسلامی هم از این موضوع مستثنی نیستند و با وجود داشتن دولتهای که از طریق شیوه های دموکراتیک به قدرت می رسند ضرورت احزاب خود بخود پیدا می شود چرا که نظامهای دموکراسی متکی به آرا مردمند و مردم در همه زمینههای سیاسی اجتماعی آگاهی کامل را ندارند لذا گروهی از نخبگان سیاسی و اگاهان اجتماعی با تشکیل حزب نسبت به آگاهی بخشی مردم اقدام می کند و مردم با مسائل سیاسی بطور نسبی آگاهی پیدا میکنند بر همین اساس اینکه وظیفه و رسالت احزاب در جانعه اسلامی چیست در این مقاله به آن پرداخته شده است.
حزب Party چیست؟
در ادبیات سیاسی ، حزب به گروهی از شهروندان جامعه که دارای هدف و منافع سیاسی مشترک میباشند و برای رسیدن به آن منافع و اهداف مبارزه و یا فعالیت نموده و برنامههای کادر رهبری حزب و هیات موسس حزب را که عموماً بر پایه خط مشی و اساسنامه حزبی می باشد را اجرا می نماید.
به عبارت دیگر : حزب گروه شهروندان با آرمانهای مشترک و تشکیلات منظم و متکی به پشتیبانی مردم است که برای به دست گرفتن قدرت دولت و یا شرکت در آن مبارزه میکند.
“دموند برک” حزب را گروهی از افراد جامعه تعریف می کند که با یکدیگر متحده شده و بر مبنای اصول خاص که مورد قبول همه آنهاست برای حفظ و توسعه منافع ملی می کوشند .
موریس دوورژه در کتاب احزاب سیاسی ، حزب را چنین تعریف می کند : «یک حزب مجموعهای از گروههای اجتماعی پراکنده در اطراف کشور است ( قسمتها ، کمیته ، انجمن ها وغیره ) که از طریق سازمانهای هماهنگ کننده به هم پیوسته اند . » این محقق در کتاب اصول علم سیاست تعریف محدودتری را ارائه می دهد : « هدف مستقیم احزاب به چنگ آوردن قدرت با شرکت در اعمال آن است . احزاب در پی آنند که در انتخابات ، کرسیهایی به دست آورند ، نمایندگان و وزرایی داشته باشند و حکومت را به دست گیرند . »
حزب سیاسی (Political Party ) چیست؟
حزب سیاسی عبارتست از بخش پیشرفته و فهمیده یک طبقه اجتماعی که برای تامین منافع طبقاتی و رسیدن به حکومت و اجرای مرام خود با یک نظام معین مبارزه کرده و طبقه ویژهای را که این حزب نماینده آن است در کشمکشهای اجتماعی رهبری میکند به عبارت دیگر : حزب سازمان سیاسی است که هدف و برنامههای سیاسی روشنی دارد و معمولاً در پی کسب قدرت سیاسی در کشور است .
چیستی یک حزب :
ماهیت هر حزب سیاسی از دیدگاه کلی از عناصر بنیادی زیر ساخته می شود :
۱- دستیابی به قدرت یا شرکت در آن
۲- نظم و سازماندهی
۳- ایدئولوژی و دکترین سیاسی ( مانیفست سیاسی )
۴- حاکمیت روح جمعی
تفاوت حزب با جناح جمعیت، تشکل:
جناح Faction مجموع گروه یا گروههایی که با اهداف و دیدگاههای مشترک در کوتاه مدت و یا بلند مدت به منظور رقابت و کسب قدرت سیاسی، در داخل یک حکومت یا حزب گرد هم میآیند، بدون این که دارای ماهیت رسمی و شخصیت حقوقی باشند. جناح را بخشی از یک واحد یا جریان سیاسی دانستاند، لذا برای نمونه به جناح حکومت، جناح حزب، جناح راست و چپ تعبیر می شود.
جناح تشکلی است که لزوما مداومت ندارد و بنا بر ضرورت و به مناسبتهایی (انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری و….) تشکیل می شود. بر این اساس جناح برخلاف حزب:
۱)دارای شعب مختلف در سراسر کشور نیست.
۲)دارای شخصیت حقوقی نیستند.
۳) از نظر قانونی در جایی ثبت نشده اند و عموما نمی خواهند رسمیت حقوقی و قانونی پیدا کنند.
۴) به سرعت یا به تدریج می توانند به مرور زمان، مواضع خود را تغییر دهند و شناسایی خود را دچار مشکل کنند
تقسیم بندی احزاب به چپ و راست
اصطلاح «چپ و راست» (Left and Right) از مفاهیم مبهم، لغزنده و پرفراز و نشیب در تاریخ و ادبیات سیاسى است. خاستگاه این دو اصطلاح (وهمچنین اصطلاحهاى همردیف آن مانند چپروى و راستروى، جناح چپ و جناح راست و یا دست راستى و دست چپى و میانه) انقلاب فرانسه است که در مجلس ملى فرانسه نمایندگان محافظهکار طرفدار پادشاهى در سمت راست رئیس مىنشستند و نمایندگان جمهورىخواه و انقلابى در دست چپ و نمایندگان میانه رو در وسط که خود بازتابى از محافظهگرایى(Conservatism)، گر چه در علوم سیاسی توافق دقیقی درباره جناح ها و جناح بندی ها وجود ندارد اما در ادبیات سیاسی مشخصاتی را برای دو جریان چپ و راست بیان می کنند که تقریبا در اکثر کشورها با میزان شدت و ضعف این جناح ها و تقسیم بندی وجود دارد.
ویژگی های راست: مخالفت با تغییر، مخالفت با نوگرایی، اصرار بر محافظه کاری، پذیرش اقتصاد سرمایه داری، بی تفاوتی به اختلاف طبقاتی، تأکید بر نهادهای سنتی قدرت، تأکید بر ناسیونالیسم، تأکید بر دموکراسی و قانون گذاری، اعتقاد به کاپیتالیسم و لیبرالیسم، مخالفت با سوسیالیسم(مارکسیسم و کمونیسم)
ویژگی های چپ: خواهان تغییر و تحول و نوگرایی، مخالف وضع موجود، گروه های انقلابی و رادیکال، برابری خواهی، دفاع از تغییرات اجتماعی، مخالفت با تفاوت طبقاتی، تأکید بر نفی نهادهای سنتی قدرت، تأکید بر انترنالیسم، مخالفت با محافظه کاری، مخالفت با کاپیتالیسم و لیبرالیسم و امپریالیسم، گرایش به سوسیالیسم(مارکسیسم و کمونیسم و )
انتخابات
انتخاب کردن و انتخاب شدن یکی از شاخص ها و جلوه های ویژه احزاب است. احزاب تولد می یابند به این هدف که بتوانند آرای اکثریت را به دست آورند و برای نمایندگی پارلمانی و یا ریاست دولت انتخاب شوند. به وسیله انتخابات است که رضایت اکثریت حاصل می شود؛ رضایتی که بیانگر مشروعیت مردمی است. در این میان، اگر نظامهای انتخاباتی متناسب با نظامهای حزبی باشند، احزاب می توانند با ارائه برنامه های خود، اعتماد عمومی را جلب نمایند و یا با ارائه فهرستی، مردم را در شناسایی افراد نخبه، مؤمن و متعهد یاری رسانند.
قانون اساسی و فعالیت احزاب:
مطابق قانون اساسی فعالیت احزاب سیاسی در نظام اسلامی مجاز و آزاد اعلام شده است .
در اصل ۲۶ قانون اساسی آمده است 🙁 احزاب ، جمعیت ها و انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های مذهبی شناخته شده آزادند مشروط به اینکه اصول استقلال ، آزادی ، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساسی جمهوری اسلامی را نقض نکنند ، هیچکس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور کرد .)
برخی معتقدند به اینکه درنظامهای مردم سالاری وجود احزاب سیاسی یک ضرورت است و تعدد و تکثر احزاب سیاسی بیانگر چند صدایی و پلورالیسم در عرصه سیاسی و فکری جامعه است با این حال اعتقاد دارند تعداد احزاب سیاسی همیشه نشانه سلامت جریان دموکراسی نیست بلکه در برخی از جوامع نشانگر مریض بودن ساختار سیاسی جامعه است و نشان دهنده فضای سیاسی نامناسب حاکمیتی است .
اینان معتقدند : اگر تقاوت و تکثر احزاب برآمده از تفاوت دیدگاههای سیاسی باشد این بیانگر پلورالیسم سیاسی است اما اگر تعدد و تکثر احزاب سیاسی نشانگر تفاوت و دیدگاهها نیست بلکه بیانگر جغرافیای قوی زبانی ، منطقه ای و تمایلات شخصی باشد بیانگر مریض بودن جامعه است در این صورت تعدد و تکثر حزبی به درد جامعه نمی خورد و این احزاب هم معیارها و استاندادهای جوامع مدرن را دارا نیستند.
با توجه به این نوع دیدگاهها باید گفت در کشور ما عملاً وجه مشترکی بین احزاب و گروههای سیاسی به معنای واقعی وجود ندارد. علی العموم گروههایی که ادعای حزبی بودن می کنند براساس منافع مشترک دراز مدت بوجود نیامدهاند بلکه بهتر است بگوئیم ابن الوقتی سر در می آوردند و میدان سیاسی را با سخنرانی ها ، همایش ، کنفرانس – میتینگهای روزانه به شلوغی می کشند و بعد از فرو کش کردن موضوع سیاسی بعد از سالها دیگر در عرصه های سیاسی حضور نداشته یا اگر دارند کاملاً کم رنگ است .
ویژگیها و اهداف عمده احزاب سیاسی
در باره ویژگیها و اهداف عمده احزاب سیاسی نظریههای وجود دارد
نظریه اول از جوزف لاپالومبارا یکی از صاحبان نظران و متفکران بنام است ، ویژگیهای حزب سیاسی را در چهاربند زیر خلاصه می کند :
۱ ـ داشتن عمر و موجودیت مستقل از عمر و زندگی سیاسی رهبران سیاسی رهبران خود ؛ بدین معنی که با خرج شدن رهبران آن از صحنه سیاست ، حزب همچنان به کار خود ادامه دهد .
۲ ـ گسترش شعبهها شاخههای فعال دائمی در نواحی مختلف کشور و وجود ارتباط و هماهنگی بین آنها از یک طرف و سازمان مرکزی حزب از طرف دیگر .
۳ ـ اراده و تصمیم رهبران مرکزی و محلی در به دست گرفتن قدرت وحکومت ، چه در یک دولت ائتلافی و چه به تنهایی ( این هدف به تنهایی ) برای تحقق یافتن حزب سیاسی کافی نیست .
۴ ـ کوشش وسعی برای کسب پشتیبانی و جلب آرای مردم .
چنانچه ملاحظه می شود ، در بیان لا پالومبارا گستردگی ، ثبات ، تلاش برای کسب قدرت ، توجه به مردم از مهمترین ویژگیهای حزب سیاسی است .
نظریه دوم از هنسی یکی دیگر از صاحب نظران این عرصه است . به گمان او اصلی ترین ویژگیهای حزب در سه بخش زیر خلاصه می شود
۱ ـ انتخاب کارگزاران دولت و دوره تصدی آنها از طریق تعیین کاندیداها برای پستهای انتخابی .
۲ ـ تعیین خط مشی دولت بر مبنای اصولی که در مورد قبول اکثر اعضای آن است .
۳ ـ ارائه نگره ای کلی و منظم جهت ارائه شیوه زندگانی افراد اجتماع ، بخصوص حزبهای توتالیتر .
البته پر واضح است که دو ویژگی اول به همان بحث تلاش برای کسب قدرت بر می گردد . شاید در بیان هنسی آنچه مهم باشه ویژگی سوم است که احزاب سعی می کنند که با فشار به افکار عمومی طریقه زندگانی آنها بر مبنای اصول و ضوابط خود تغییر دهند . حال این تلاش یا از طریق ابزار دموکراتیک همانند تبلیغات است یا از طریق فشار و زور . این مطلب در احزاب قدرتمند ( چه مادی و چه سیاسی ) اهمیت بیشتری پیدا می کند .
نظریه سوم در کتاب فرهنگ علوم سیاسی آمده است . در آن کتاب چهار ویژگی برای حزب بیان شده است :
۱ ـ حزب باید دارای سازمانهای مرکزی و رهبری کننده و پایدار و ماندنی باشد .
۲ ـ حزب باید دارای سازمان های محلی پایدار بوده و با سازمانها ی مرکزی پیوند همیشگی داشته باشد .
۳ ـ رهبران مرکزی و محلی حزب باید مصمم باشند که قدرت سیاسی را درچند کشور ـ به تنهایی یا به یاری احزاب دیگر ـ در دست گیرند .
۴ ـ حزب باید از پشتیبانی توده مردم برخوردار باشد .
برخی از عوامل انشقاق و انشعاب احزاب:
احزاب در برخی موارد نتیجه تضادها و اختلاف ها میان جناح ها یا فراکسیون های مختلف موجود در مجالس نمایندگی و پارلمان هستند.
گاه حزبی از درون حزبی زاده می شود، یا حتی احزابی از دلی حزبی به موجودیت سیاسی می رسند. عواملی که می تواند حزبی را به دو حزب یا بیشتر تبدیل نماید انگیزه ها وایده های زیادی در به وجود آمدن آنها دخیل هستند. نوع رویکردها و کارکردهای احزاب در پارلمان یا خارج از آن یکی از عواملی است که انشعاب یا انشعاب ها را در درون یک حزب به دنبال دارد. این جناح ها یا فراکسیون ها برای تحقق اهداف و برنامه های خود و نیز تضمین تداوم پشتیبانی و حمایت جامعه رأی دهندگان در آینده نسبت به خود و نیز با وقوف به این نکته که: اولا: برای پیروزی در رقابت با جناح های رقیب .
ثانیا: برای تحقق هر چه سریع تر، مؤثر تر و منظم تر برنامه های خود حتما باید از تشکیلات دقیق و منظم و سازماندهی کار آمدی بر خوردار باشند، لذا به این نتیجه می رسند که ضرورتا بایستی در چارچوب یک حزب سیاسی فعالیت نمایند.دیدگاهها، ایدهها و نظریات و استدلال های فراکسیون ها و جناح ها زمانی که تداوم می یابد و در مسیر واحدی به حرکت می افتد و نقطه های مشترک در موضع گیری های شان به وجود می آید خود تبدیل می شوند به حزب یا احزاب جدید، و به این ترتیب احزاب سیاسی از دل نهادهای پارلمان سر بر می آورند. اما خارج از جناح بندیها و زد و بندهای سیاسی پارلمان، مقاطع حساس و فرازهای بحرانی در روند تکامل تاریخی هر نظام سیاسی نیز از دیگر عوامل و زمینه های ایجاد گرایش ها، جریان ها و احزاب سیاسی است. هر جامعه نظر به امکانات اجتماعی و فرهنگی و موقعیت تاریخی، جغرافیایی و رشد یافتگی سیاسی که دارد، زمینه پیدایش و ظهور احزاب سیاسی هم درآن متفاوت است.توالی و وقوع بحران هایی چون بحران هویت ملی بحران مشروعیت و بحران مشارکت، (و لوبه طور موقت) و میزان همزمانی یا انطباق آنها نیز در پیدایش ظهور نظام های حزبی مؤثر است. از سوی دیگر تحول و دگرگونی هایی که در جامعه رخ می هد، خود ظهور احزاب جدیدی را به دنبال دارد، احزابی با رویکردها و کار کردهای کاملا متفاوت با آنچه که تا به حال، دیگر احزاب داشته اند. گاهی زمینه پیدایش و شکل گیری احزاب سیاسی بیشتر از یک نوع سر خوردگی اجتماعی سر بر آورده است تا یک روند عادی طی شده که در اکثر کشورهای متمدن، برای شکل گیری احزاب سیاسی صورت می گیرد
هموار شدن بستر توسعه سیاسی
هموار شدن بستر توسعه سیاسی، خود سبب کثرت گرایی سیاسی شده و در نهایت امر، جامعه توسعه پیدا می کند، سازمان های آن نیز گسترش یافته و پیچیده تر می شوند. جامعه پویا، احزاب سیاسی پویا در درون خود پرورش می دهد؛ اما این به معنای ساختن حزب پویا از سوی جامعه پویا نیست بلکه گاه این احزاب پویا هستند که جامعه را از ایستایی به پویایی سوق می دهند.جامعه پویا، جامعه ای که رو به پیشرفت و ترقی دارد، و زمینه برای مدرنیزه شدن تمام بخش های جامعه، چه دولتی و چه خصوصی فراهم می شود و این یعنی مدرنیزه شدن جامعه و دولت. در دولت مدرن قدرت تقسیم شده است و سازمان جامعه در دست یک دستگاه اداری تخصصی و پیچیده تر قرار دارد.
حزب یا احزاب سیاسی که دولت را تشکیل می دهد، علاوه به سمت و سو بخشیدن به دولت خط دهنده جامعه هم هستند.نفس احزاب سیاسی در چنین جوامعی از نوع اقتدار سیاسی نشان گرفته و بیشتر جنبه عملی دارد، زیرا احزاب عمل نظام سیاسی را سهولت بخشیده و بین مراجع رسمی و ادارات حکومتی و همچنین مراجع دولتی و غیر دولتی رابطه بر قرار می کنند.موجودیت احزاب سیاسی برای توسعه سیاسی جامعه همان اندازه حایز اهمیت است که وجود بانک های خصوصی و شرکت های سهامی بزرگ برای توسعه اقتصادی جامعه می تواند حیاتی و مفید باشد. لذا احزاب سیاسی با رویکردهای کاملا مبتنی بر پایه علوم سیاسی، با یکدیگر رو به رو شده و با ایده پویا شدن جامعه و کارکرد های مثبت و سازنده، همیشه برای توسعه سیاسی ضروری هستند. زیرا توسعه متضمن عقلانی شدن اقتدار، تنوع ساختار های سیاسی و به ویژه گسترش مشارکت است و احزاب سیاسی برای سازمان دادن و ساخت بخشیدن به مشارکت سیاسی نقش مهمی ایفا می کنند. نقشی که تنها از عهده حزبی بر آمده می تواند که بداند جایگاه یک حزب سیاسی برای توسعه سیاسی جامعه چیست و چقدر می تواند در ساختار سیاسی جامعه سازنده باشد.به هر حال احزاب سیاسی محصول توسعه سیاسی و پیچیده شدن ساختار جامعه تلقی می شوند، جامعه ای که می تواند با احزاب سیاسی پویا و خط دهنده، نبض میزان داشته و از فرآیند رویکردها و کارکردهای کارشناسانه جامعه شناسی سیاسی، همین احزاب سیاسی از دولت حکومت و پارلمان نخبه و آگاه بر خوردار بوده و از حاصل تمام اینها، مردم آگاه به مسایل سیاسی روز و جامعه متمدن شکل گرفته باشد.
انتخابات و احزاب
یکی از میدانهای ظهور و بروز احزاب سیاسی انتخابات است همان گونه که انتخابات یکی از ابزار تصمیم سازی مردم و بروز قدرت برای مردم است می تواند بعنوان بستری برای حرکت سیاسی احزاب باشد.
انتخابات یکی از راهها وشیوه های مشارکت مردم در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های سیاسی – اجتماعی یک کشور است.گرچه امروز انتخابات برای احزاب ، گروهها و اشخاص سیاسی مهمترین شیوه برای رسیدن به قدرت اجرائی است و بدین وسیله افراد برمسندها و کرسیهای تصمیم گیری و دست یابی به منابع قدرت تکیه می زنند.
چرا که انتخابات فرآیندی دموکراتیک و یک عامل مهم برای تشکیل ارگان های حکومتی در جوامع مدنی است و افراد در انتخابات معمولاً برای تصدی مسئولیت های حکومت نامزد می شدند و برای رسیدن به آن ها مسئولیت ها شروع به تبلیغات می کنند و برنامه های خود را ارائه می دهند.
در بسیاری از کشورهای دنیا ، قانون اساسی ، تعیین افرادی که مسئولیت های کلیدی در کشور را به عهده می گیرند ، منوط به انتخابات کرده است همانند ریاست جمهوری ، نمایندگی مجلس…
«تجربه جهانی نیز نشان میدهد که در کشورهای توسعه یافته، برگزاری انتخابات آزاد و سالم و تعیین نمایندگان واقعی مردم و سپردن کار مردم به دست مردم ازجمله دستاوردهای مطالبات دموکراسیخواهی در دویست سال اخیر بوده و در دوران جدید یگانه سازوکار مؤثر و تنها، شیوه مسالمتآمیز در دستیابی به دموکراسی و حاکمیت ملت و گردش مسئولان در چارچوب گفتمان اصلاحطلبی و تحقق برنامههای توسعه پایدار بوده است.
در کشورهای در حال توسعه حضور مردم در انتخابات و مبارزه پارلمانی به عنوان مؤثرترین روش و اصولیترین و کم هزینهترین راه دستیابی به آرمانهای مردمسالاری و حاکمیت ملی است. از اینرو حضور در انتخابات وتقویت فرایند دموکراسی یک وظیفه ملی و دینی است. در این فرایند آگاهیبخش هم حاکمان و هم مردم به تدریج آموخته میشوند و نهال دموکراسی بارور میشود دراین راستا احزاب سیاسی نقش تعیین کنندهای در سازماندهی و تربیت فعالان سیاسی ـ اجتماعی و برنامهریزی برای پاسخ به نیازها و آرمانهای شهروندان و پاسخگویی در قبال مردم بر عهده دارند. تجربه نشان داده است در غیاب احزاب سیاسی مستقل و ریشهدار در جامعه فرصت برای عوام فریبی در کشورهای در حال توسعه فراهم میشود و در این شرایط در فرایند دموکراسی و انجام برنامههای توسعه اختلال به وجود میآید. اگر شرایط برگزاری انتخابات آزاد و سالم فراهم باشد احزاب نبایستی نسبت به حضور یا عدم حضور حزب یا گروه خاصی حساسیت نشان دهند. زیرا در فضای آزاد انتخاباتی که گردش اطلاعات آزاد است و دیدگاهها و برنامههای احزاب مختلف مطرح میشود، مردم با آگاهی نسبت به برنامه احزاب و سوابق نامزدهای آنها میتوانند انتخاب شایسته داشته باشند. اگر در مقطعی اشتباهی رخ داده باشد در فرایند عمل و بررسی عملکرد نمایندگان مذکور در انتخابات بعدی مردم رأی خود را اصلاح خواهند کرد. . » .
اگر ما انتخابات را نمادی از یک حرکت دموکراسی محسوب کنیم عینیت دموکراسی بدون وجود احزاب معنی و مفهومی نخواهد داشت چرا که فلسفۀ وجودی دموکراسی ( مردم سالاری ) به موجودیت احزاب سیاسی و نهاد های مدنی وابسته است. برای آن که دموکراسی بدون احزاب سیاسی و نهاد های مدنی نمی تواند دموکراسی واقعی باشد. آن جا که احزاب سیاسی و نهادهای مدنی وجود ندارد، این خود بیانگر آن است که در آن جامعه دموکراسی وجود ندارد. هر دولتی که بدون احزاب سیاسی و نهاد های مدنی ادعای دموکرات بودن را داشته و خود را دموکراسی بخواند به یقین که دروغ می گوید. دموکراسی بدون احزاب، دموکراسی ایستا و غیر متحرک است. حزب مهم ترین سازمان سیاسی در دموکراسی های معاصر خوانده شده است. انتخابات خود پایۀ اساسی دموکراسی را می سازد. موجودیت احزاب و اعتبار آنها به رقابت انتخاباتی وابسته است. احزاب سیاسی اساساً در انتخابات به هدف رسیدن به قدرت سیاسی اشتراک می کنند، اما آنها در دوران مبارزات انتخاباتی خود در جهت آگاهی دهی به مردم در رابطه به دموکراسی، نقش مردم در برنامه های سیاسی – اجتماعی اطلاعاتی را نیز ارائه می کنند و بدین گونه به آگاهی دهی مردم می پردازند. از این نقطه نظر احزاب سیاسی با نهاد های جامعۀ مدنی هدف مشترک را دنبال می کنند. برای آن که آگاهی دهی به مردم با استفاده از آموزش های مدنی یکی از برنامه های همیشه گی جامعۀ مدنی است. احزاب سیاسی در مبارزات انتخاباتی خود نیز به چنین کاری اقدام می کنند. آنها مردم را با یک رشته از مفاهیم سیاسی – اجتماعی آشنا می سازند. احزاب سیاسی پیوسته از عملکرد دولت نظارت می کند و با ارائۀ طرح های انتقادی خود و راه اندازی تجمعات دولت را در بر آن می دارند تا در چارچوب قانون عمل نموده و در سیاست های خویش به نفع مردم تعدیل به عمل آورد. این خود نوعی دادخواهی است که احزاب سیاسی انجام می دهند.
در ایران اسلامی که در طول مدت ۳۷ سال بیش از ۳۷ انتخابات برای اموری همچون : انتخابات مجلس خبرگان ؛ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی ، شوراهای اسلامی شهر و روستا صورت گرفته است یکی از کشورهای استثنایی در میان کشورهای دنیا است که این خود نشان دهنده میزان مشارکت ، حضور در صحنه و دموکراتیک بودن این نظام اسلامی نو پا و جدید است.
عموماً کشورها با تکیه برعوامل و عناصر مختلفی حکومت خود را شکل می دهند و رفتارهای سیاسی بر اساس مرامنامه و اساس نامه های آنان انجام می شود ، بسیاری از کشورهای به اصطلاح مدنی بیشترین رفتار سیاسی مردم را در قالب احزاب سیاسی طلب می کنند.امروز احزاب در کشورهای دموکراتیک و دموکراسی مسلک نقش عمده ای را در شکل گیری قدرت ، توزیع قدرت ، رسیدن به منابع قدرت ایفاء می کنند. کارکرد احزاب در نظام جمهوری اسلامی ایران:
در نظام جمهوری اسلامی کارکرد احزاب باید
هدایت جامعه بسوی یک حرکت توحیدی و الهی باشد ، رسالت حزب در جامعه اسلامی غیر از جامعه غیر دینی یا به اصطلاح مدنی است .
تاکید برحاکمیت دینی در جامعه
برائت از حیله ها و نیرنگهای کورکورانه
جلوگیری از ورود اندیشهها و اعتقادات غیر اسلامی
تحکیم بخشیدن به مبانی اعتقادی مردم چراکه احزاب برای تشخص بخشی نظام و حکومتی فعالیت می کنند و در صدد اداره آن خواهند بود که بر اساس اعتقادات دینی و اسلامی و بنیان گذاری و اجرای احکام دین انقلاب کرده و حکومت تشکیل داده اند.
همه احزاب در نظام اسلامی بعنوان شاخه ای از حزب الله که در مقابل حزب شیطان است ، به فعالیت مشغول می شوند و باید هدف و مقصود اصلی آنها الله باشد و قدرت یکی از جلوه های تحقق اهداف الهی است و ابزاری به رساندن مردم جامعه و به خدا.
فرق اساسی بین احزاب قرآنی و شیطانی:
حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند : (الا وَ اِنَّ الشَّیْطانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ، وَ اسْتَجْلَبَ خَیْلَهُ وَ رَجِلَه وَ اِنَّ مَعى لَبَصیرَتى، ما لَبَّسْتُ عَلى نَفْسى وَلا لُبِّسَ عَلَىَّ وَ ایْمُ اللّهِ لاَُفْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضاً اَنَا ماتِحُهُ، لایَصْدِرُونَ عَنْهُ، وَلایَعُودُونَ اِلَیْهِ) آگاه باشید که شیطان حزب خود را جمع کرده و سواره و پیاده لشکر خود را فراخوانده است . بصیرتم به حقایقْ همراه من است، نه حق را بر خویش مشتبه کرده و نه کسى بر من مشتبه نموده. به خدا قسم حوضى از جنگ برایشان پر بسازم که آبکش آن جز خودم نباشد، افتادگان در آن بیرون نیایند، و فراریان به آن بازنگردند. تعبیر به «حزب» اشاره به هماهنگى اهداف آنها با هدف هاى شیطان است و تعبیر به «خیل» (سواره نظام) و «رجل» (لشکر پیاده)، اشاره به تنوّع لشکریان آنها است. همچنین آن حضرت در راستای بیان این آیه شریفه “اولئک حزب الشیطان ألا إن حزب الشیطان هم الخاسرون.” منافقان را به عنوان پیروان و من جمله حزب شیطان معرفی میکنند و می فرمایند: گمراه و گمراه کننده اند، خطاکار و به خطاکاری تشویق کننده اند و به رنگ های گوناگون ظاهر می شوند، از ترفندهای گوناگون استفاده می کنند، برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند و در هر کمین گاهی به شکار شما می نشینند قلبهایشان بیمار و ظاهرشان آراسته است در پنهانی راه می روند و از بیراهه ها حرکت می کنند . وصفشان دارو و گفتارشان درمان امّا کردارشان دردی است بی درمان ، بر رفاه و آسایش مردم حسد می ورزند و بر بلاء و گرفتاری مردم می افزایند و امیدواران را ناامید می سازند . آنها در هر راهی کشته ایی و در هر دلی راهی و بر هر اندوهی اشکها می ریزند، مدح و ستایش را به یکدیگر قرض می دهند و انتظار پاداش می کشند، اگر چیری را بخواهند اصرار می کنند و اگر ملامت شوند پرده دری می کنند و اگر داوری کنند اسراف می ورزند. آنها برابر هر حقّی باطلی و برابر هر دلیلی به شبه ای برای هر زند ه ای قاتلی و برای هر دری کلیدی و برای هر شبی چراغی تهیّه کرده اند. با اظهار یأس می خواهند به مطامع خویش برسند و بازار خود را گرم سازند و کالای خود را بفروشند، سخن می گویند اما به اشتباه و تردید می اندازند، وصف می کنند امّا فریب می دهند در آغاز ، راه را آسان و سپس در تنگناها به بن بست می کشانند، آنها یاوران شیطان و زبانه های آتش جهنم می باشند .
منظور از حزب شیطان چیست؟
در این دنیا، حزبی به نام حزب شیطان با علامت مخصوص، لباس مشخص و گروه بندی های معمولی حزب و اداره و دفتر خاص، وجود ندارد. البته شیطان و شیاطین که دارای نمودهای فیزیکی نیستند وجود دارند و مانند نفس اماره مشغول فریب دادن انسان ها هستند و انحرافات را برای انسان چنان آراسته نشان می دهند که هر کسی اندکی ضعف در وجود خود داشته باشد به سمت آن کشیده می شود. آنها شیاطین الجن هستند یعنی شیطانهایی که به چشم دیده نمی شوند اما مشغول فعالیت هستند. گروه دیگری از شیاطین وجود دارند که شیاطین الانس هستند، یعنی از جنس انسانها. آنها پلیدی ها و فریبکاریها و دغل بازی ها را در نظر مردم زیبا و موجه جلوه می دهند. خطری که این گروه از شیاطین دارند، این است که همنوع انسان ها هستند و می توانند با نمایش قیافه ی انسانی، کارهای منفی خود را انجام دهند. می توانند خود را افرادی پرهیزکار و اهل عبادت نشان دهند و در عین حال مردم را از خدا دور کنند. حتّى احزاب کنونى و لشکرهاى سواره و پیاده فعلى که در اختیار سلطه هاى ظالم و ستمگر است همان حزب شیطان و لشکر پیاده و سواره او هستند. گروهى که چابکتر و کار آمد ترند، لشکر سواره شیطانند و آنها که ضعیف تر و کم اثرترند، لشکر پیاده اند; و گاه مى شود که انسان خود، از فرماندهان لشکر شیطان مى باشد و چندان از آن آگاه نیست و حتّى گاه تصوّر مى کند که در زمره «حزب الله» است، ولى در واقع در سلک «حزب الشّیطان»قراردارد!
در آیات قرآن نیز اشاره به حزب شیطان شده است آن جا که مى گوید: «اِنَّما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَکُونُۆا مِنْ اَصْحابِ السَّعیرِ» ; (شیطان حزب خود را فقط براى این دعوت مى کند که از دوزخیان و اهل آتش باشند). آنچه که در تعبیر امام علیه السلام در جمله ی «الاوان الشیطان قَد ذَمَّرَ حزبه …» آمده است، اشاره لطیفی است به جمله ای که در قرآن مجید، در آخر سوره ی مجادله آمده است. در آنجا، انسان ها را به دو گروه «حزب الله» و «حزب شیطان» تقسیم می کند و نشانه اصلی حزب الله را «دوست داشتن برای خدا» و «دشمن داشتن برای خدا» معرفی می کند.
ویژگی های حزب خدا در قرآن:
“إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ. وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ”؛ ولىّ شما، تنها خدا و پیامبر او است و کسانى که ایمان آورده اند: همان کسانى که نماز بر پا مىدارند و در حال رکوع زکات مىدهند؛ و هر کس خدا و پیامبر او و کسانى را که ایمان آوردهاند ولىّ خود بداند (پیروز است، چرا) که حزب خدا همان پیروزمندانند.
“ولایت مدارى خصیصه مهم حزب الله است ” کسانى که ولایت خدا، پیامبر و مؤمنانى را که اوصافشان ذکر شد، بپذیرند، آنان از «حزب اللّه» هستند. بنابراین خداى متعال در این آیه «اهل ولایت» و «حزب اللّه» را یکى قرار داده است.
“لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوح مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِکَ حِزْبُ اللّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ “قومى را نیابى که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند و (در عین حال) کسانى را که با خدا و رسولش مخالفت کردهاند ـ هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند ـ دوست بدارند. در دل اینها است که (خدا) ایمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تأیید کرده است، و آنان را به بهشتهایى که از زیر (درختان) آن جوىهایى روان است در مىآورد؛ همیشه در آن جا ماندگارند؛ خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند؛ اینانند حزب اللّه، آرى، حزب خدا است که رستگارانند.
حضرت علی (ع) در بیان این آیه شریفه می فرماید :طوبی لنفس ادت الی ربها فرضها و عرکت بجنبها … و تقشعت بطول استغفارهم ذنوبهم “اولئک حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون.”
خوشا کسی که آنچه پروردگارش بر عهده او نهاده، پرداخته است و در سختی اش با شکیبایی ساخته، و در شب دیده بر هم ننهاده، و چون خواب بر او چیره شده برزمین خفته کف دست را بالین قرار داده، در جمعی که از بیم روز بازگشت دیده شان به شب بیدار است و پهلوشان از خوابگاه برکنار، و لبهاشان به یاد پروردگار و گناهانشان زدوده است از آمرزش خواستن بسیار.” آنان یاران خدایند و بدانید که یاران خدا رستگارند”.
خداوند در این آیه نیز اوصاف «اهل ولایت»«حزب اللّه» را ذکر نموده ومى فرماید: مردمى را نخواهى یافت که ایمان به خدا و روز قیامت داشته باشند و در عین حال با دشمنان خدا و پیامبر دوستى کنند؛ حتى اگر آن دشمنان پدرانشان، فرزندانشان، برادرانشان یا اهل فامیل و نزدیکانشان باشند. آرى، اگر کسى ایمان به خدا داشته باشد، هرگز با دشمنان خدا رابطه دوستى برقرار نخواهد کرد. هیچ گاه «ایمان به خدا» با «دوستى با دشمنان خدا» جمع نمىشود. آن گاه مىفرماید، پاداش عملکرد آنان این است که خداوند ایمان را در دل ایشان ثابت کرده است: «کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ»پاداش دیگر آنان، تأیید به وسیله روح الهى است«: وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوح مِنْهُ». روح الهى» یکى از فرشتگان بزرگ و مقرّب درگاه الهى است. این دو پاداش مربوط به «دنیا» است. پاداش اخروى آنان نیز وارد شدن به بهشت خداوند است: وَ یُدْخِلُهُمْ جَنّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها. پاداش دیگر آنان که از همه مهم تر است«رضوان اللّه» و خشنودى خداوند از آنان است”: رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ .” از نظر قرآن کریم بزرگ ترین پاداش الهى براى بندگان «رضوان الهى» است: وَ رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ أَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛ و خشنودى خدا بزرگ تر است. این است همان کام یابى بزرگ.
اما این که خشنودى خدا چیست و اثر آن چگونه ظاهر مىشود و اساساً چگونه این نعمت از همه نعمتهاى بهشتى بالاتر است، پرسشهایى است که خارج از بحث فعلى مااست. به هر حال خداى متعال بالاترین پاداش را براى بندگان و اولیاى خود «رضایت» خویش قرار داده است، و اهل ولایت مشمول چنین پاداشى هستند. این رضایت یک «رضایت طرفینى» بین خدا و اهل ولایت است. هم خداوند از آنان راضى است و هم آنان از خداوند نهایت خشنودى را دارند”: رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ”. در نهایت مىفرماید: اینان حزب اللّه هستند و فلاح و رستگارى براى آنان خواهد بود”: أُولئِکَ حِزْبُ اللّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ”.
از مطالعه و تطبیق این دو آیه (۵۶ مائده و ۲۲ مجادله) به خوبى به دست مىآید که اهل بیت(علیهم السلام)مصداق تام و کامل «حزب الله» هستند. بالاترین مراتب رستگارى از آنِ ایشان است و علاوه بر آن، در این دنیا همواره مورد تأیید خداوند هستند: “وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوح مِنْهُ.” اگر ادعا کنیم این گونه تأیید الهى (تأیید بِرُوح مِنْهُ) بزرگ ترین نعمت الهى در این دنیا است، سخنى به گزاف نگفته ایم. در این عالم نعمتهاى فراوانى وجود دارد که همه انسانها اعمّ از مؤمن و کافر در آن شریکند؛ مثل: حیات، عقل، سلامتى، خوراک، پوشاک و مسکن. اما در این میان نعمتهایى نیز وجود دارد که مختص کسانى است که از عقل خود به درستى استفاده کنند. اگر انسانى از عقل خود به درستى استفاده کند خداوند بر نورانیت عقلش مىافزاید. نعمت هدایت در ابتدا در اختیار همگان است، اما تنها کسانى که اهل تقوا هستند از این نعمت استفاده مىکنند. نتیجه آن نیز این است که استحقاق بهره مندى از امدادها و تأییدهاى غیبى الهى را پیدا مىکنند. در این بین، بالاترین مرتبه برخوردارى از تأیید غیبى الهى نیز این است که خداوند به وسیله فرشتهاى بسیار با عظمت و عالى مقدار کسى را تأیید کند. این فرشته انسان را در مقابل شیطان و سایر عوامل انحراف حفظ نموده و نمىگذارد مغلوب شیطان واقع شود. در هر صورت، این گروهى که شایستگى دریافت تأییدات الهى را با مراتب مختلف آن پیدا مىکنند «حزب الله» نامیده مىشوند
به نظر می رسد فرق اساسی بین احزاب قرآنی و سایرین در همین است که احزاب قرآنی تمام مقصد آنها خداست لکن هدف اصلی و نهایی سایر احزاب غیر دینی رسیدن به قدرت است که منتهی الیه هدف آنهاست لذا کشمکشها در این گیرو دار بسیار است چرا که انسانها به جای سرسپاری به خدا ، به قدرت کاذب و از دست رفتنی تکیه زده اند این امر ناپایدار آنان را به نزاع برای حفظ و بجا ماندن می خواند .در جامعه اسلامی فعالیت احزاب برای بدست گرفتن قدرت ، باید وسیله ای باشد برای تقویت مبانی تفکر دینی و مکتبی باشد ، نه صرف رسیدن به قدرت چرا که قدرت به یقین بدون نظارت درونی و بیرونی چیزی جز فساد بهمراه نخواهند داشت. مکاتب الهی آنقدر در پرورش انسان ها دقت نظر دارند که وقتی به آن مراحل دارائی قدرت رسیدند ، فروکش تر و متواضع تر و خدمتگزارتر باشند ، نه متکبر ، جبار ، ستمگر و خودخواه .
لذا احزاب سیاسی می توانند در مقولههای توان بخشی جامعه دینی نقش بزرگی را ایفاد کنند و در نهادینه کردن رویدادهای استمرار بخشی نظام دینی همانند انتخابات کمک نمایند.
امام خمینی(ره) در دیدار با اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی بیان می دارد:
« از اول عالم تا حال ، دو حزب بوده است: یکی حزب الهی و یکی حزب غیر الهی و شیطانی. و آثار هر یک هم جدا بوده است و آنی که مال الله بوده ، چون مقصد ، خدای تبارک و تعالی است ، به سوی او و در راه مستقیم است و آن که بر خلاف این راه بوده ، که اکثریت هم با اینهاست ، حزبهای شیطانی هستند ، از صدر عالم تا حالا ، زمان رسول الله هم بوده است و در زمان خودمان هم حزب رستاخیز را دیدید که مقصدشان معلوم بود. حزبهای الهی ، آثارش این است که روح خداست ؛ یعنی ، کوشش آن این است که دعوت به خود نکند و دعوت به خدا بکند ؛ دعوت به طبیعت نکند و دعوت به الوهیت و ملکوت بکند. و این علامتی است که انسان خودش میتواند بفهمد که کجا میرود ؛ آیا طرف حزب خدایی و خدا میرود و جزو حزب الله است یا طرف حزبهای دیگر؟ انسان میتواند تشخیص بدهد که چه کاره است. البته گاهی حجابها مانع میشود که انسان بفهمد چه کاره است. آنها که در این راهند که راه را پیدا کنند ، میتوانند حجابها را پاره کنند و بیایند راه حزب الله را ، از باب اینکه حزب الله هم الغالبون. و حزبهای دیگر هم که فرضا مدتی بمانند و دست و پا بزنند مغلوبند»
در جامعه اسلامی نباید مردم احساس کنند که احزاب به راهی می روند که آنان نمی روند یا به راهی کشیده می شوند که برای غیر آن در حرکتند. آمیختهگی رفتار و اندیشه به یقین باعث مشارکت و همبستگی می شود و اگر این وحدت مادی و معنوی یا نظر و عمل محسوس شوند و احزاب صادقانه بدنبال همبستگی آن باشند، مردم خود بزرگترین سرمایه و پشتیبان احزاب خواهند بود لکن تاکنون در جوامع دینی و نظام اسلامی چنین اتفاقی نیافتاده است .
در هر دوره که فعالیت احزاب برجسته می شود شکاف سیاسی و حتی اعتقادی بین مردم و آنان بوجود می آید در این بین گروهی یا بی تفاوت می شوند یا متنفر و یا مذبذب و این نوع نیرو پروری منفی نه تنها سودی ندارد بلکه به زیان یک جامعه است .
یکی از تجربیات تلخی که از حضور احزاب در کشور اسلامی ما وجود دارد و شاید یکی از علل و عوامل روی گردانی و عدم گرایش مردم به احزاب و برنامه های آنان است تقابل و یا بی تفاوتی احزاب و برنامه های آنان نسبت به مسائل اعتقادی و ارزش های دینی این مردم است.
احزاب گاهی از اوقات چنان در مسائل سیاسی بدون اعتقاد وارد عرصه های سیاسی میشوند که گویا مسائل ارزش و اعتقادی مزاحم کار آنان است و سعی در پس نگه داری آنان می کنند.
درحالیکه انقلاب اسلامی یک انقلاب اعتقادی و با فرهنگ قوی دینی و برای اجرای برنامه های اسلامی و قرآنی ایجاد شد و کاملا یک انقلاب ایدئولوژی و با جهان بینی اسلامی است.
یکی از کارکردهای منفی احزاب و گروههای سیاسی در کشور ما این است که بدنبال سابقون و رجال سیاسی ای می روند که گمان می کنند معجزه گران قرن هستند و با این فرض که اگر نباشند راه به پایان خواهد رسید و در این فرآیند ادعای چرخش نخبگان می کنند در حالیکه در چرخه مدیریت نظام سیاسی حاضر به ورود نیروهای انسانی جدید نیستند.
نتیجه گیری
راست نمایی احزاب در راستای منافع ملی و در چارچوب نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.
احزاب باید در نظام جمهوری اسلامی در خدمت مردم و اهداف نظام اسلامی باشند و منافع مردم و نظام را باید مقدم بر منافع حزبی بدارند.
احزاب باید به مردم راست بگویند و از دروغ پردازی و بزرگنمائی برخی امور پرهیز نمایند
احزاب باید زمینه اطمینان مردم را نسبت به خود فراهم کنند.
احزاب باید در جهت تحکیم نظام و اجرای برنامههای اعتقادی و ارزشهای الهی و اسلامی و قرآنی برنامه ریزی کنند.
احزاب باید در جهت طرد سیاستهای سلطهپذیری استکبار قدم بردارند و طمع قدرتهای استکباری جهانی را از خود دور نمایند.
احزاب نباید سخن گوی دشمنان داخلی و خارجی باشند . زبان احزاب نباید احزاب تفرقه . نفاق . افتراق باشد.
تقابل احزاب با ارزشهای دینی و اسلامی در جامعه دینی یک تقابل متضاد است و یک کارکرد منفی برای احزاب تلقی محسوب می شود.
شعارهای احزاب خصوصا در دوران انتخابات باید منطبق با واقعیت های اجتماعی و اقتصادی کشورو بدرو از سیاه نمایی و صرف برای جمع آوری رای باشد .
احزاب باید از فرصت ها برای ارتقا و تحکیم و اتحاد و انسجام و توسعه همه جانبه ملی و از تهدیدها برای استحکام و مقاومت استفاده نمایند.
احزاب باید پایبند به اصول انقلاب و قانون اساسی باشند و در جهت تحقق اهداف ترسیم شده از سوی امام (ره) و مقام معظم رهبری و آرمانهای شهدا حرکت کنند.
احزاب باید بدانند که اصل مترقی ولایت فقیه اصلی خدشه ناپذیر در قانون اساسی و اصلی اعتقادی برای مردم ماست و همه باید درسایه این اصل مترقی حرکت کنیم .
منابع
۱٫ قرآن کریم
۲٫ نهج البلاغه
۳٫ امام خمینی – روح الله (ره) – صحیفه نور
۴٫ روبرت میخلر؛ جامعه شناسی احزاب؛ مترجم: احمد نقیب زاده؛ تهران: نشر قومس، ۱۳۷۳
۵٫ جمال زاده ناصر ؛اصطلاحات سیاسی، انتشارات پارسایان، ۱۳۸۲
۶٫ جریان شناسی فرهنگی پس از انقلاب
۷٫ فرهنگ علوم سیاسی ، غلامرضا علی بابایی ، کتاب سوم ، ج پنجم
۸٫ موریس دوورژه؛ اصول علم سیاست؛ مترجم: ابوالفضل قاضی شریعت؛ تهران نشر دادگستر، ۱۳۷۸
۹٫ مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی؛ محمدی نژاد حسن ؛ احزاب سیاسی درکشورهای رو به توسعه ؛ مقاله ، دوره ۱۸، شماره ۰، زمستان ۱۳۵۴
۱۰٫ http://aftabnews.ir
حجت الاسلام والمسلمین حمید پورعیسی
عضو هیات علمی دانشگاه گیلان
پژوهشکده گیلان شناسی