دفتری که رحیم چراغی از هساشعر صد و دوازده شاعر شمالی فراهم آورده، علاوه بر این که حاوی هساشعرهای بسیاری از شاعران شرق و غرب گیلان است – از پیشکسوتان و نوآمدگان – بخشی از هساشعر منطقه تالش و «اساشعر» استان مازندران را هم دربرمیگیرد که به تفکیک آمده و مخاطب علاقهمند میتواند اگر اهل مقابله و تطبیق باشد، از ایننظر هم به شعرها توجه کند. گذشته از این، مقدمهها و توضیحات اول کتاب که چیستی و ضرورت پیدایی این نوع شعر را تبیین میکند، خواندنی و استخواندار است و گویای هوشمندی و ظرفیت مولف و اشراف بر جوانب کاری که انجام داده است.
او مینویسد: «هساشعر، موقعیتی جدید در شرایط استثنایی و در مناسباتی ویژه از روابط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، در حوزه فیزیکی زبان – زبان بحرانزده و آسیبدیده – به وجود آمده است. موقعیتی ممتاز، با ویژگیهای منحصر به فرد خود»(۱) چراغی در بخش دیگری از سرآغاز کتاب در تشریح موقعیت گوینده هساشعر مینویسد: «شاعر هساشعر، به اقلیم خود و فراتر از آن به میهن خود وابستگی دارد و بدان عشق میورزد. تابع اخلاق است. تفکر خاصی در حوزه سیاست دارد. اما با چنین معیارهایی به سمت شعر نمیرود. آنها را محور و معیار تشخیص خود قرار نمیدهد و به اعتبار فرمالیستها به قائم به ذات بودن شعر پایبند است و با موازین این شعر و محوریت عناصر شعر – معیارهای هساشعر – به شعر نزدیک میشود.»(۲)
آوردن بیانیه هساشعر در مدخل کتاب که در سال ۱۳۷۰ منتشر شده است از دیگر کارهای خوب چراغی است که – با همه کوتاهیاش – ضرورت خلق و پیدایش هساشعر و راه آن را توجیه میکند. مطالعه همین بیانیه کوتاه میتواند برای گویندگان جوان هساشعر بسیار راهگشا و جهتدهنده باشد، ضمن اینکه چهره هساشعر را از نظر پدیدآورندگان آن روشن میکند و نشان میدهد که هساشعر از سر ادراک و اندیشه و محاسبات هوشمندانه طی طریق کرده و پدید آمده است. این بیانیه از نمونههای مشابه خود – مثلا بیانیه شعر حجم(۳) – بسیار موقرانهتر و به دور از سانتی مانتالیسم مرسوم است.
رحیم چراغی در همین سرآغاز کتاب کار جالب دیگری کرده و آن یادکرد بخشهایی از حرف و حدیث اهل نظر در مورد هساشعر و اِسا شعر است. در این قسمت اگرچه دیدگاهها به هم نزدیک نیست، ولی همین تنوع دیدگاهها نشان دهنده وسعت ذهنیت و ساختار هساشعر است و در نهایت همه صاحبنظران، کوتاهی و اکنونیت این شعر را تایید کردهاند.
شاعران هساشعر، دفتر شعری است که فرازمندی تعدادی از شعرهای آن هر مخاطب سختگیری را راضی میکند. دسترسی به این همه هساشعر درخشان و یکه، بهطور معمول از طریق دیگری امکانپذیر نبود و اگر این مجموعه فراهم نمیآمد ایبسا که خواننده علاقهمند از دسترسی به بسیاری از آنها محروم میماند. با اینحال رحیم چراغی بهتر از هر کسی میداند که در کنار این هساشعرهای درخشان، شعرهایی یافت میشوند که نهتنها با معیارهای هساشعر همخوانی ندارند، بلکه در اندازه یک شعر کوتاه گیلکی هم نیستند و بهتر بود در انتخاب آنها وسواس و دقتنظر بیشتری بهکار میرفت. این شعرهای کممایه و توان میتوانست در هر جای دیگری غیر از این کتاب چاپ شود تا در کنار هساشعرهای چشمنواز ذوق مخاطب را اینگونه نمینواخت! از کارهای جالب رحیم چراغی در شاعران هساشعر، ترجمه درخشان شعرهای گیلکی به فارسی است که این برگردان فارسی خود به شعر پهلو میزند و خواننده شعرها – گیلک یا غیر گیلک زبان – میتواند تنها با خواندن همین ترجمهها به حال و هوای بخشی از شعر امروز گیلکی راه پیدا کند. این ترجمهها اگر در کنار متن گیلکی شعرها با آوانوشت لاتین هم همراه میشد، علاوه بر سهولت خواندن، به اهمیت بیشتر زحمات مولف میافزود. شاید چراغی برای این کارش – نیاوردن آوانوشت شعرهای گیلکی – توجیهی داشته باشد، اما از آنجا که آوانویسی شعرهای محلی عموما شعر را آسانیابتر میکند – بهتر بود که این کار صورت میگرفت. با این همه، مجموعه شاعران هساشعر در اندازهای هست که شعرهای درخشان آن، کوتاهیها و کم و کسریهای احتمالی کتاب را از ذهن ببرد و مخاطب علاقهمند را جز در حال و هوای شعرهای خوب، نگه ندارد و مجال هر نوع حاشیهاندیشی را بگیرد.
رحیم چراغی که خود از پیشکسوتان هساشعر است، در همه انواع شعر گیلکی تجربههایی دارد که از او بهعنوان یکی از سرآمدان شعر گیلکی و تحقیق در امور گیلانشناسی میتوان یاد کرد. خود همین کتاب شاعران هساشعر با بیش از چهارصد صفحه و گردآوری گزیده هساشعر ۱۱۲ شاعر کار آسانی نیست. برای خوانندگان شعر گیلکی، بهخصوص از نوع هساشعر آن، در اختیار داشتن این کتاب آنقدر مغتنم است که میتوان با تاکید گفت: با شاعران هساشعر، بخش بزرگی از نیاز به چنین مجموعهای برطرف شده است و این دفتر نه تنها در بین گیلکزبانان که در جامعه فارسی زبان اهل شعر و مطالعهکنندگان آثار ادبی متفاوت هم میتواند مجموعه درخوری باشد که معرفی شعر امروز گیلان را به عهده گرفته است.
شاید مولف در آینده که به تجدید چاپ شاعران هساشعر مبادرت میورزد به برطرف کردن برخی از یادآوریهای این قلم همت و حتی با جسارت تمام به حذف عکسهای کتاب اقدام کند. این همه عکس از شاعران، با پوزیسیونهای مختلف در مجموعه فاخری که حرف اول و آخر آن شعر است نه تنها به لطف شعرها نیفزوده، چیزی هم از اعتبار آنها کاسته است. این عکسها در هر کتاب دیگری میتوانست جایی داشته باشد جز اینجا که از قواره بلند کتاب کاسته است. به قول مولف شاعران هساشعر که «از همان سالهای آغازین، مورد توجه و بررسی چهرههای برجسته ادبی در شمال و جنوب و … قرار گرفت.» و در نهایت با دستاوردهایی که داشت و نگاهها را متوجه خود کرده، بهتر بود که در شمایل بهتری عرضه میشد و با عکسهای آنچنانی، دچار لوسبازی و رنگ و لعاب ظاهری نمیشد. هساشعر شناسنامه خودش است و بیهیچ پیرایهای میتواند خودش را فریاد کند.
باید دفتر شعر «شاعران هساشعر» را در هیات فعلی هم به دفعات خواند و به رحیم چراغی بارها خسته نباشید گفت. با هم چهار هساشعر، سروده رحیم چراغی را در پایان این مقال مرور میکنیم:
بج بینه هنگام درو
اِی پئم بجاربو چنگی از عطر شالیزار را
اَرَم میآورم
تَرِه برای تو
باد
سایه دیمه گوشه دنج سایه را
بُردان دره میکند و
تیسایه میبَرَد باد
تامَشاواسی برای تماشای سایه ات
*
تِی اَمُون پاصدا دیپیچه صدای پای آمدنت میپیچد
تراپ تراپ … گرومب گرومب …
میدیل کول سر بر دیواره بلند قلب من
*
حوت ما ایتا کشه سو اسفند ماه آغوشی از روشنی
– تکافوزه- – زیر بغل گرفته-
تی تی راشی یا … دَوارِه از جاده شکوفه … میگذرد.
پانوشت:
۱ – چراغی، رحیم. (۱۳۹۳). شاعران هساشعر (گزیده شعر ۱۱۲ شاعر شمالی.) رشت: گیلکان. ص ۱۶
۲ – همان: ص ۱۷
۳ – بررسی کتاب، دوره جدید. شهریور ۱۳۵۰٫ شماره ۴










دیدگاهتان را بنویسید