
شمال ما؛ محمدرضا رازقی پیربستی: تاریخچه ی پیدایش واستفاده از زبان گیلکی بصورت دقیق مشخص نیست اما آنچه ازتحقیقات وپژوهشهای گیلانشناسان برداشت شده است نشان می دهد که این زبان در مناطق جنوب غربی دریای خزر متداول بوده ودارای گویشهای مختلف است که در نوع تلفظ و واژه های مستعمل تفاوتهایی دارند،اماازنظرساختار نحو تقریباازیک خانواده هستند.نویسندگانی که دراین باره مطلب نوشته یا کتابی راتالیف کرده اند نظرات متفاوتی درباره ی زبان گیلکی ابراز داشته اند.عده ای این زبان را فقط گویشی از زیرمجموعه ها یا شاخه ای از زبان پهلوی اشکانی دانسته اند.عده ی دیگری هم بااین نظریه مخالف هستند وزبان گیلکی را یک زبان مستقل می دانند که باتوجه به برخورداری این زبان از دایره ی وسیع واژگان وتقریبا عدم نیاز به دریافت کلمه از زبانهای دیگر نظریه ی دوم قابلیت پذیرش بیشتری در بین زبانشناسان پیدا کرده است .به هرتقدیر این موضوع را نمی توان در این صفحه یا با یک مقاله ویک کتاب واین فرصت کم مورد بررسی قراردادیا نتیجه گیری کردو حکمی برای آن صادرکرد بلکه نیاز به مدتهازمان واستفاده ازکارشناسان مجرب وسایر عوامل موردنیاز دارد که ازحوصله ی این بحث نیز خارج است اما هدف از تحریراین نوشته بصدادرآمدن زنگ خطرنابودی این زبان است که خیلی از فعالان وپژوهشگران معاصرهم این نکته را هشدارداده اند.
تکتک ما گیلانیها در نابودی زبان گیلکی سهیم هستیم، چه آن پدر و مادرانی که اصرار دارند فرزندشان فارسی صحبت کند و چه آندسته از جوانان گیلانی که با بیکلاس دانستن این گویش شیرین، حتی در محافل دوستانه خود سعی در فارسی صحبت کردن دارند. ناپسند جلوه دادن تکلم بزبان گیلکی، از سوی پدر و مادرها و یا عدم تمایل بسیاری ازتحصیلکردگان امروزی برای بکارگیری حتی یک کلمه از این زبان شیرین فرآیند طبیعی آموزش این زبان را، بسوی مرگ تدریجی رهنمون کرده است و این عامل، با کاهش دانستههای واژگان گیلک زبانها، از یک سو باعث اختلال در فرآیند توسعه واژگان و بروز اختلاف درمورد شیوه درست دستور بکارگیری کلمات وجمله بندیهای زبان گیلکی شده است .از طرفی دیگر بسیاری ازگیلک زبانهازبان فارسی رابعنوان زبان همیشگی خود درهمه جامورداستفاده قرارداده اندکه استفاده اجباری ازواژه های فارسی در گفتوگوهای روزمره قوم شمال نشین ایران را به یک فرهنگ مترقی سراب گونه هدایت کرده وبدون تردید فرآیند مرگ تدریجی زبان گیلکی را سریعترخواهدکرد .دراین میان از بی تفاوتی سازمانها ،دستگاههای متولی آموزش ومدیران مسئول موسسات فرهنگی وپژوهشی درزمینه حفظ وگسترش زبان وادبیات گیلکی هم نمی توان چشم پوشی کرداما چه فرقی می کند گلایه کردن وانتقادکردن وتلاش کردن وکلا”دلسوزی کردن برای جلوگیری کردن از فراموش کردن این زبان هدر دادن عمربی بازگشت خواهدبودوبس .حال از قرارگرفتن دربرابر جبهه قدرتمندمدیران طرف حساب با این موضوع وسایر تصادفاتی که دراین مسیر بوجودخواهدآمدوبجزتحقیروتمسخرنتیجه ای نخواهد داشت می گذریم .
تاآنجاکه اینجانب باتحقیقات خود دریافته است ،مبارزه بازبان گیلکی ازدوران ارباب رعیتی پایه گذاری شد آنهم بصورت ناخواسته وبرای رسیدن به هدفی کاملا مجزی وغیر مرتبط با زبان واینگونه هدفها که بصورت خیلی خلاصه درادامه به استحضارشماعزیزان می رسد.
گذشته نشان میدهد ،اربابان گیلانی برای حفظ قدرت خودوبرای اینکه رعیت ازآنان حرف شنوی داشته باشدو برتری خودرا به رعیتها نشان بدهند ،فارسی حرف میزدند و صحبت کردن به زبان فارسی رانوعی تمدن برتر وفرهنگ مدرن روز القا ومعرفی کرده وازطرفی حرف زدن به گویش محلی وگیلکی را باروشهای مختلف موردتمسخروتحقیرومایه سرافکندگی وعقب ماندگی نمایش می دادند.این رویه با زیادشدن تعداد دانشآموختگان گیلانی که در خارج از کشور تحصیل کرده بودند ومتاسفانه به تقلید ازجامعه اربابها تمایل نشان داده وبزبان فارسی صحبت کردند تا اندازه ای که انگار متوجه صحبتهای پدر ومادرخودهم نمی شوند وبه مترجم احتیاج دارند برتارک وشالوده زبان گیلکی مهر بطلانی زد که برای ملغی کردن آن به همت و تلاشی فراترازآنچه درحال حاضروجود دارد نیازمندیم .
جای بسی تاسف است که امروزه همه پدرها و مادرهای گیلانی اصرار دارند به فرزندانشان فارسی بیآموزند و درتوجیه این عملکردحرف زدن بزبان فارسی راباعث بروزموفقیت وموجب نورانی شدن وضامن خوب بودن آیندهی فرزندشان اعلام می کنند!؟! آیا واقعا”همینطوراست ؟خدا می داند این را
منتشر شده در دوهفته نامه آستانه گیلان
دیدگاهتان را بنویسید