شمال ما: مرحوم استاد ابراهیم پورداوود بنیانگذار درس ایران باستان و اوستا شناسی در ایران است که تخصصش در ترجمه متون باستانی و تسلطش به زبان سانسکریت از او فرهیخته ای ارجمند ساخت که هم چون سایر بزرگ مردان دیار گیل نام و آوازه اش فراملی شد.
هوشنگ عباسی از اعضای انجمن مفاخر استان گیلان که سردبیری ماه نامه ی ره آورد گیل و عضو شورای دبیران فصل نامه ی گیلان ما در گفتگو با خبرنگار ۸دی، استاد پور داوود را اینگونه معرفی می کند: ابراهیم پورداوود فرزند حاجی داوود که از تجار سرشناس و مورد اعتماد مردم رشت بود در خانه ای نزدیک به باغ سبزه میدان رشت در 15 اسفند 1264 شمسی متولد شد.
پدر وی حاجی داوود از تجاری بود که در جریان قیام جنگلی ها علی رغم سایر مالکین که به خارج از رشت و یا تهران مهاجرت کرده بودنند در راه پیروزی قیام جنگلی ها از مال و جان خود دریغ نکرد و مادرش دختر حاجی ملا حسن خمامی از خاندان مجتهدان بزرگ گیلان بود.
ابراهیم فرزند چهارم خانواده بود که نا آرام بودنش در دوران کودکی نشانه ای بود از طوفان وجودش که گرد و غبار زمان را از چهره ی تاریخ کهن ایران زدود و احیا کننده ی فرهنگ ایران باستان شد.
عباسی ادامه داد: پورداوود بعد از گذراندن مکتب به مدرسه ی حاجی میرزا حسن –در بازارچه ی صالح آباد سبزه میدان رشت- رفت و بیست سالگی را تجربه می کرد که همراه برادرش عازم تهران شد و آنجا نزد محمد حسن خان سلطان الفلاسفه به فراگیری طب قدیم مشغول شد و دو سال بعد در فصل زمستان ایران را ترک کرد و برای فراگیری علم حقوق عازم بیروت شد و در آنجا زبان و ادبیات فرانسه را فراگرفت.
مدتی از اقامتش در بیروت می گذشت که برای دیدار با خانواده اش به رشت بازگشت و چنان که در کتاب هرمز نامه ی خود نوشته است که در بازگشت به ایران تعدادی تخم گیاه به همراه آورد که یکی از آنها تخم بادام زمینی بود که آن را در آتشگاه – روستای متعلق به خاندانش – برای اولین بار کاشتند و هم اکنون بادام زمینی یکی از محصولات مهم استان گیلان است.
وی افزود: از آن پس استاد پورداوود برای ادامه ی تحصیلاتش در رشته ی حقوق به فرانسه رفت و در آنجا آشنایی اش با انجمن های ادبی و اجتماعی سر آغازی شد برای همکاری وی با علامه محمد قزوینی که از مفاخر ادبی ایران بود و با همراهی وی و اشرف زاده ی تبریزی نامه ی ایرانشهر را در پاریس منتشر کردند.
عباسی در ادامه اذعان داشت: با شروع جنگ جهانی استاد پور داوود با شور و علاقه برای خدمت به میهنش به بغداد رفت و در آنجا روزنامه ی ” رستخیز” را با نام مستعار ” گل ” ابتدا در بغداد و چندی بعد در کرمانشاه و مجددا در بغداد چاپ کرد و نهایتا ترکان عثمانی مانع انتشار آن شدند و در نتیجه پورداوود برای ادامه ی تحصیل به آلمان رفت و تحصیلاتش را در رشته ی حقوق از سر گرفت چندی نگذشت که پی برد آنچه تا کنون آموخته آن چیزی نیست که به دنبال آن می گردد و علاقه ی فراوانش به فراگیری زبان مردمان ایران باستان برای درک فرهنگ شان زمینه ساز شروع مطالعات و تحصیلاتش در حوزه زبان و فرهنگ ایران باستان نزد استادان خاور شناس اروپایی شد.
هوشنگ عباسی افزود: استاد پور داوود برای ادامه ی مطالعاتش در زمینه ی زبان اوستایی و پهلوی همراه همسر و تک فرزندش پوراندخت به ایران آمدند که انگیزه ی تکمیل دانسته هایش او را به هندوستان نیز کشید و در آنجا اولین ترجمه ی گزارش اوستا به زبان فارسی را ارایه داد که آن جز ارزشمندترین گزارشات اوستا است که به زبان فارسی ترجمه شده است چندی بعد برای ادامه ی مطالعاتش در زمینه ی اوستا و خرده اوستا به آلمان بازگشت و در آن دوران فعالیت های دیگری نظیر ترجمه ی کتاب ” یسنا” و تفسیر جلد دوم “یشت ها” را انجام می داد.
عباسی از شروع فعایت پورداوود در زمینه ی تدریس ایران باستان گفت “تاگور” فیلسوف و شاعر معروف هندی در سال 1311 شمسی به ایران آمد و از دولت ایران خواست تا استادی برای تدریس درس ایران باستان به او معرفی کنند که پورداوود برگ برنده ی دولت ایران برای تدریس در دانشگاهی بود که تاگور آن را تاسیس کرده بود در مدت یک سال اقامت پورداوود در هند ضمن تدریس، کتاب صند پند تاگور را از زبان بنگالی به فارسی ترجمه کرد و در کنگره ی هند شرقی شرکت جست و پس از بازگشت به آلمان مشغول ترجمه ی گزارشات اوستا بود که طبق برنامه ی اقتصادی ایران از فرستادن ارز به خارج از کشور جلوگیری کردند که در نتیجه پورداوود مجبور شد در بهمن سال 1316 شمسی به سفرهای اروپایی اش خاتمه دهد و ساکن شهر تهران شود. ورود پورداوود به ایران سبب تاسیس رشته زبان و فرهنگ ایران باستان در دانشگاه تهران شد.
در گفت و گوی جداگانه ای که خبرنگار ۸دی با دکتر مهرداد داوودی – نوه ی برادر استاد پورداوود- داشت راجع به شایعه ای موجود در زمینه ی غیر مسلمان بودن استاد پورداوود اینگونه پاسخ داد که به سبب مطالعت استاد پور داوود در زمینه ی ایران باستان و اوستا شناسی گروهی وی را غیر مسلمان خطاب می کنند در حالی که وی پیرو دین اسلام بود و حتی در زمان مرگش هم تاکید داشت به شیوه ی مسلمانان دفن شود وی برای درک این مطلب به “هادی کربان” شیعه شناس اروپایی اشاره می کند که علی رغم مطالعاتش در زمینه ی شیعه شناسی هیچ گاه پیرو مذهب تشیع نشد .
وی افزود: به سبب فعالیت های پورداوود گروهی می اندیشند چون او با ترجمه ی متون باستانی به زرتشتیان خدمتی کرده و یا احیا کننده ی فرهنگ ایران باستان بوده است در نتیجه زنده نگاه داشتن یاد و خاطره اش دهن کجی به اسلام است در حالی که این تفکری بس اشتباه بوده و ما باید به استاد پورداوود به سبب احیای فرهنگ کهن ایران افتخار کرده و یاد و خاطره اش را زنده نگاه داریم.
وی در حاشیه ی سخنانش خاطره ای را از استاد پورداوود نقل کرد مبنی بر اینکه در زمان آغاز صدر اعظمی هیتلر در آلمان مراسمی را ترتیب داد تا تمام دانشجویان خارجی در آن مراسم شرکت کنند و سرود ملی کشور خود را بخوانند و در آن زمان ایران به دلیل آشفتگی اوضاع داخلی کشور فاقد سرود ملی بود درآن زمان برادرزاده ی استاد پور داوود دانشجوی آلمان بود وی به نزد عموی خود استاد پورداوود می رود و از وی می خواهد راهنمایی اش کند که هم اکنون آنها در مقابل هیتلر چه سرودی را باید بخوانند و استاد پور داوود به آنها پیشنهاد می کند شعر مرغ سحر ملک الشعرای بهار را بخوانند و سر انجام 5 یا 6 دانشجوی ایرانی مقیم آلمان شعر مرغ سحر را خوانند که مورد توجه مستمعین قرار گرفت.
زنده یاد بهرام فره وشی درباره مرگ پورداوود می نویسد: صبح یکشنبه 26 آبان 1347 خدمتکار استاد پورداوود با من تماس گرفت و گفت استاد سخت مریض است باران تندی می بارید و من خود را به سرعت به خانه اش رساندم.
وی طبق عادت همیشگی اش روی نیم تختی در کتابخانه اش خوابیده بود در حالی که کتابی گشوده در کنارش بود دست هایش را گرفتم اما علی رغم گرم بودنشان حیاتی در آن وجود نداشت.
و سرانجام استاد گیلانی تبار زبان و فرهنگ ایران باستان در سن 83 سالگی عازم دیار ابدی شد و طبق خواسته وی در مقبره خانوادگی اش واقع در کوچه ی آفخرای رشت به خاک سپرده شد.
منبع: 8 دی 8dey.ir
دیدگاهتان را بنویسید