(ریشه)
ریش و قیچی
دست مان نبود
گاه
کوتاه_ کوتاه آمدیم و
گاه
بلند تر از قدمان
رقصیدیم
با سازهایی که هیچگاه کوک نبودند
برگ ها با بادها رفتند و
تند بادها
شاخه ها را شکستند
اینکه هنوز سرپا ایستاده ایم
ریشه در ریشه ای دارد
که از عمق هزاران سال
تاریخ و تمدن
آب می خورد
(چوکا)
بچه که بودم
دلم می خواست به گاوها بگویم
جای پاکت سیمان و مقوا
جای روزنامه و کتاب
از گل ها و درختچه ها بخورند
اما حالا که می دانم
کاغذها را از درخت ها می سازند
تازه فهمیده ام
که گاو ها چقدر فهمیده اند
(کفری)
آنقدر بمب ساخته ایم
که حالا می توانیم
چندین بار زمین را منفجر کنیم
گاهی کفری می شوم و
از خودم می پرسم
هنوز هم خدا به خودش می گوید
فتبارک ا… احسن الخالقین
دیدگاهتان را بنویسید