شمال ما: نوروزهای دوران جنگ ضیافت غیورمردان و شیرزنانی ایرانی در مناطق عملیاتی برپا بود، ضیافتی به رنگ خون با عطر غیرت و شهادت.
بار دگر، بهار از راه می رسد و از عطر خون سرخ شهیدان است که نوروزمان خجسته و خوشبوست و در موسم شکفتن ایمان بر شاخسار جان خلایق، نوروز دیدنی است.
کشورمان با نزدیک شدن به آغاز سال جدید رنگ و بوی نوروز و هفت سین به خود می گیرد و ما در جای جای میهن عزیزمان ایران شاهد سنت هایی ارزشمند و زیبا به قدمت یک عمر زندگی و حیات هستیم.
بهار برای هر ایرانی در هر جای این کره خاکی که باشد معنا و مفهوم منحصر به فردی دارد. این معنا و مفهوم در هر شهر و روستای کشور متناسب با آداب و رسوم آن جا تجلی خاصی پیدا می کند اما همه و همه در داشتن سفره هفت سین با هم مشترکند؛ سیب و سکه و سیر و سماق و سنجد و سبزه و سمنو سین های مشترک این سفره ها هستند.
اما در کنار این سی و شش نوروزی که از انقلاب شکوهمند اسلامی کشورمان می گذرد هشت نوروز آن برای کشورمان رنگ و بوی دیگری دارد، نوروزهایی که ضیافت غیورمردان و شیرزنانی ایرانی در مناطق عملیاتی برپا بود، ضیافتی به رنگ خون با عطر غیرت و شهادت.
در آن روزها رزمندگان ما دفاع از میهن و ناموس خود را از نشستن در کنار سفره هفت سین خانوادگی مهمتر می دانستند اما آیین نوروز را به رسم عشق با خط خون پاس می داشتند، در خاطرات بسیاری از رزمندگان می خوانیم که آنان نیز در زمان جنگ با نزدیکی به سال نو سفره هفت سینی برای زنده نگه داشتن روح امید و تازگی در دوران جنگ و مناطق عملیاتی درست می کردند.
آغاز سال نو و جشن عید نوروز با دید و بازدید، تبریک و تهنیت، عیدی دادن و عیدی گرفتن ها نیز کم و بیش در مناطق جنگی جریان داشت، موقع تحویل سال، بعضی سفره هفت سین می انداختند که سین های آن بسته به نوع رسته بچه ها توفیر می کرد. در تخریب که بیشتر با مین سروکار داشتند، به نحوی بود و در زرهی به نحو دیگر.
سلاح ها و لوازم جنگی این بار جای خود را به هفت سین دلاور مردان ما در مناطق عملیاتی می دادند، عکس شهدای عملیات را سر سفره می چیدند، به سر لوله تفنگ ها پرچم سرخ می زدند، وصیت نامه ها یا نوار صدای دوستان در لحظات قبل از شهادت را سر سفره می گذاشتند، جای شهدا و مفقودالاثرها را خالی می کردند.
سفره هفت سین به روایت مناطق عملیاتی رنگ و بوی دیگری دارد این بار سجاده، سربند، سنگ، سرنیزه، سیم خاردار و ساچمه هفت سین رزمندگان ما را تشکیل می دهند و جای سیب، سیر، سماق، سنجد، سمنو و … را می گیرند، وقتی یک سین برای کامل شدن سفره نوروزشان کم است همه با هم یک صدا طنین سلام بر حسین را سر می دهند.
در ایام نوروز بسیاری از جوانان و نوجوانان برای زنده نگه داشتن و آشنایی با رشادت های رزمندگان کشورمان در قالب کاروان های راهیان نور سفره هفت سین سال تحویلشان را در مناطق جنگی برپا می کنند.
«دوکوهه» سین ندارد اما ساختمان هایش، سحرگاهانی را به خاطر دارد که رزمندگان، با نوای دلنشین مناجات همدوش ستارگان، همپای فرشتگان و در کنار ماه با خدا سخن می گفتند…
«فکه» سین ندارد اما سجده های بسیجیانی را به خاطر دارد که با سربندهای سبز و سرخ سرهایشان را به خدا سپردند و با «ندای یا حسین» به دیدار معشوق شتافتند.
«شرهانی» سین ندارد اما سنگرهایش زخم تن شقایق هایی را به خاطر دارد که در کربلای خمینی(ره) با رمز «یا زینب» هر آنچه داشتند تقدیم حضرت ارباب نمودند…
«کانال کمیل» سین ندارد اما سکوی پرواز لب تشنگانی شد که مقتلشان یادآور کربلاست…
«طلائیه» سین ندارد اما سه راه شهادتش گواه رشادت مردانی است که سبکبال، تا عرش اعلا، پرستو شدند.
«اروند» سین ندارد اما ساحل خونینش، غواصانی را به خاطر دارد که در شبهای عملیات، از سیم خاردار نـَفس، گذشتند و دل ، به دریای بیکران عشق و عرفان زدند…
«شلمچه» سین ندارد اما سرداران بی نام و نشانی را به خاطر دارد که همچون مادرشان زهرا(س) فدایی ولایت شدند و گمنام ماندند…
آری! با آمدن هر بهار، شکوفه های دلم، به عشق یادتان می شکفد و مرغ خیالم پَر می گیـرد و بـر بام احساس می نشیند…
منبع: ایسنا منطقه گیلان
دیدگاهتان را بنویسید