
شمال ما،
میثم عبدالهی: اسم «امیرحسین فردی» را سالهای کودکی، در مجله کیهان بچه ها دیده بودم. این چنین نام او با خاطرات شیرین دوران کودکیام گره خورده بود. رمان «اسماعیل» اش باعث شد تا بار دیگر نامش بر سر زبان ها بیفتد. چاپ های متعددی که بر این کتاب خورد نام او را بیشتر مطرح کرد.
بعدها مشتری پروپاقرص مطالبی که فردی در روزنامه کیهان می نوشت بودم. جشنواره داستانی شهید حبیب غنیپور از آخرین مسائلی بود که با نام امیرحسین فردی گره خورده بود.
اما هیچ کدام از اینها دلیل بر اینکه یادی از امیرحسین فردی کنیم نبود. آنچه باعث شد تا در سایت های گیلانی از او یاد کنیم 2 کتابی است که درباره میرزاکوچک جنگلی نگاشته است. رمان «کوچک جنگلی» برای اولین در سال 1360 توسط حوزه انديشه و هنر اسلامي (حوزه هنری) منتشر شد. تا مدت ها نایاب بود و اسمی از آن به میان نمی آمد تا اینکه برای دومین بار در 240 صفحه در سال 1380 توسط انتشارات قدیانی در تهران منتشر شد. بلافاصله چاپ های متعددی بر آن صورت گرفت. در سال 1388 این کتاب با همان محتوا ولی با طرح جلدی متفاوت در انتشارات انجمن قلم ایران به چاپ رسید. و الان هر دو چاپ این کتاب در بازار وجود دارد.
اما رمان امیرحسین فردی درباره میرزاکوچک، اولین رمان درباره این نهضت جنگل نبود. پیش از آن نیز رمان هایی درباره میرزاکوچک نوشته شده بود که رمان «دختر رعيت» نوشته محمود اعتمادزاده (م. ا. به آذين) در سال 1331ش اولین رمان درباره این روحانی بزرگ بود. بعد از این نیز رمان هایی در این موضوع نوشته شد. رمان «سکوت پرهیاهو» نویسنده فریده چوبچیان در سال 1390 که نشر شالان و پرسمان به طور مشترک منتشر کردهاند تازه ترین رمانی است که بخشی از تاریخ نهضت جنگل را به صورت داستانی روایت می کند.
اما آنچه که کتاب فردی را از سایر رمان هایی که درباره میرزاکوچک نوشته متمایز می کند نگاهی است که او به جریانات و به رهبری نهضت دارد. فردی با نگاهی اسلامی، نهضت جنگل و رهبری روحانی آن میرزاکوچک را به نظاره نشسته است و آن را برای ما روایت می کند.
اولین قسمت داستان بازگشت مخفیانه میرزاکوچک از تبعید است. او با دوستان قدیمی چون میرزا اسماعیل جنگلی و دکتر حشمت مطلاقات می کند و قرارهای مبارزه گذاشته می شود. کم کم مردم هم به آنها ملحق می شوند و قدرت شان افزایش می یابد. هر جا ظلم و تعدی رخ دهد چوب شجاعان جنگل را بالای سر خود خواهد دید. این مسئله دولت روسیه را نگران کرد و منافع او را در گیلان به خطر انداخت.
اما نهضت به همینجا منحصر نماند بلکه اهداف بزرگتری را مطرح کرد، مقابله با استبداد داخلی و استعمار انگلیس و روسیه هدف اصلی نهضت اعلام شد. نهضت بزرگی بر پا شد و جمهوری انقلابی تشکیل شد. مردم گیلان سر از پا نشناخته و به نهضت کمک می کردند. در شمال ایران خون تازه دمیده شد و همه خود را برای مقابله با استعمارگران آماده دیدند. در همین زمان در روستایی خیالی به نام «صنوبر سرا» یک ماجرای عاشقانه در حال وقوع است تا بر جذابیت داستان اضافه شود.
نویسنده به خوبی توانسته نفوذ عناصر کمونیست را به نهضت و قسمتی از خیانت های نیروهای کمونیست به رهبری احسان الله خان را در به بن بست کشاندن نهضت و شهادت میرزاکوچک به تصویر بکشد.
یکی از نویسندگان درباره این رمان چنین می نویسد: «حوادث رمان در فضاى رئال شكل مى گيرند و نويسنده با آفرينش شخصيت هاى غيرتاريخى چون كدخدا، مناف، مونس و نريمان در پى بسط داستان و افزودن بر جذابيت آن است. نثر فردى در اين رمان نثرى است روان با توصيف هايى زنده و ملموس كه عطف به فضاى رئاليستى كار – به عهد – از اغراق هاى شاعرانه فاصله مى گيرد. كوچك جنگلى – در سى و پنج فصل نوشته شده، كوتاه بودن فصل ها به خوانش متن ضربآهنگى دور از اطناب و ملال مى دهد. در ترتيب و تدوين فصول از روند تداوم خطى حوادث تخطى شده تا داستان كششى دو چندان يابد. روايت فصل به فصل ميان شخصيت هاى داستانى يعنى مناف و نريمان و مونس و شخصيت هاى واقعى جا به جا مى شود، با داستانى فرعى يعنى عشق نريمان و موس – دختر مناف – به پيش مى رود، دو داستان تاريخى و خيالى با هم تداخل مى كنند و در پايان فرجامى غمبار مى يابند.» (رمان «كوچك جنگلى» نویسنده امير حسين فردى، رضا ليمودهى، هفته نامه پگاه حوزه، شماره شماره 268 ، آذر 1388، ص 39.)
اما دومین کتابی که از امیرحسین فردی درباره میرزاکوچک منتشر شده کتاب «میرزا کوچک خان » است که فردی برای کودکان نگاشته است. این کتاب زندگی و مبارزات میرزاکوچک را به صورت مصور برای کودکان به تصویر کشیده است. این کتاب در 24 صفحه و در قطع خشتی به صورت تمام رنگی و با تصویرگری راشین خیریه توسط انتشارات مدرسه در سال 1390 منتشر شده است.
درگذشت امیرحسین فردی (در 6 اردیبهشت 1392) داغی بزرگ برای ادبیات انقلاب است واینکه چطور این خلا باید پر شود جای سوال دارد.
خوشا به حال «فردی» که ولی فقیه اش و امامش از او راضی بود و در رفتن او داغدار شد. برای یک مومن چه سعادتی از این بالاتر که امامش در فراغش سوگوار شود و چنین بفرماید: «درگذشت تأسفبار هنرمند و نویسندهی متعهد و مجاهد آقای امیرحسین فردی رحمهاللهعلیه را به همهی اصحاب ادبیات و هنر انقلاب و به خانواده و بازماندگان و یاران همراه ایشان تسلیت عرض میكنم … در شمار برجستگانی بود كه نهال پرطراوت هنر انقلاب را در برابر دشمنان عنود و همراهان سست عنصر، با انگیزه و ایمان راسخ خویش پاسداری كردند و به شكوفایی و باروری امروز رساندند.»
دعا می کنیم که ادبیات انقلاب هر روز پرو بال بیشتری بگیرد و در طرازی که شایسته «جمهوری اسلامی» است بدرخشد. و به یاد امیرحسین فردی فاتحه ای می خوانیم. بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله …
دیدگاهتان را بنویسید