شمال ما؛
برق را معمولاً زمانی جدی میگیریم که نباشد؛ زمانی که چراغی خاموش میشود، دستگاهی از کار میافتد یا فعالیت یک واحد تولیدی متوقف میشود. اما پشت هر کیلوواتساعت برق، زنجیرهای از تولید، مصرف منابع و پیامدهای اقتصادی و زیستمحیطی قرار دارد. از این منظر، برق در گیلان صرفاً یک زیرساخت خدماتی نیست؛ بخشی از معادله توسعه استان است؛ معادلهای که یک سوی آن اقتصاد و رفاه عمومی و سوی دیگر آن، طبیعتی قرار دارد که مهمترین سرمایه گیلان محسوب میشود.
جنگلهای هیرکانی، تالابها، رودخانهها، شالیزارها و نوار ساحلی، تنها عناصر طبیعی گیلان نیستند؛ بلکه پایههای اقتصاد کشاورزی، گردشگری و کیفیت زندگی مردم استان به شمار میروند. بنابراین، توسعه زیرساختهای انرژی نیز باید با این واقعیت همراه باشد که رشد اقتصادی نباید به بهای فرسایش سرمایههای طبیعی تمام شود.
مصرف بیشتر، الزاماً توسعه بیشتر نیست
افزایش مصرف برق به خودی خود نه مثبت است و نه منفی. یک کارخانه، بیمارستان، مرکز گردشگری یا خانوار برای فعالیت و رفاه به انرژی نیاز دارد. مسئله زمانی شکل میگیرد که رشد مصرف، بدون افزایش متناسب بهرهوری اقتصادی و اجتماعی اتفاق بیفتد.
یکی از شاخصهای مهم در این زمینه «شدت انرژی» است؛ یعنی میزان انرژی مورد نیاز برای تولید یک واحد کالا یا خدمت. هرچه یک اقتصاد بتواند با انرژی کمتر، ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند، به سمت بهرهوری و توسعه پایدار حرکت کرده است.
از این رو، در گیلان نیز پرسش اصلی نباید فقط این باشد که «چقدر برق مصرف میکنیم؟» بلکه باید پرسید این انرژی در کجا مصرف میشود، چه مقدار از آن به تولید و رفاه منجر میشود و چه میزان در اثر ساختمانهای غیربهینه، تجهیزات فرسوده و الگوهای نامناسب مصرف هدر میرود.
اقلیم گیلان و ضرورت مدیریت مصرف
شرایط اقلیمی استان، بهویژه رطوبت بالا و افزایش نیاز به تجهیزات سرمایشی در دورههای گرم سال، بر الگوی مصرف برق اثرگذار است. در کنار آن، جمعیت شناور ناشی از گردشگری نیز در برخی مقاطع فشار بیشتری بر شبکه وارد میکند.
در این میان، تنها میزان مصرف اهمیت ندارد؛ زمان مصرف نیز تعیینکننده است. افزایش همزمان تقاضا در ساعات اوج میتواند شبکه را تحت فشار قرار دهد و نیاز به سرمایهگذاریهای جدید را افزایش دهد.
بنابراین مدیریت مصرف را نباید به توصیههای ساده برای خاموش کردن وسایل برقی محدود کرد. کنتورهای هوشمند، ممیزی انرژی، اصلاح تجهیزات، بهینهسازی ساختمانها و انتقال بخشی از مصرف به ساعات کمباری، میتواند بدون کاهش جدی سطح رفاه، فشار بر شبکه را کاهش دهد.
به بیان سادهتر، گاهی بهترین راه تأمین برق بیشتر، مصرف هوشمندانهتر برق موجود است.
محیطزیست نباید هزینه پنهان انرژی باشد
آثار زیستمحیطی برق تنها در محل مصرف آن دیده نمیشود. نوع سوخت و فناوری تولید برق، میزان انتشار گازهای گلخانهای و سایر آلایندهها را تعیین میکند. از سوی دیگر، احداث و توسعه زیرساختهای انرژی نیز در صورت جانمایی نامناسب میتواند بر پوشش گیاهی، زیستگاهها و منابع طبیعی اثر بگذارد.
این موضوع در گیلان اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا اقتصاد استان تا حد زیادی به سلامت طبیعت وابسته است. گردشگری بدون طبیعت سالم، کشاورزی بدون منابع آب و خاک پایدار و سکونتگاههای انسانی بدون محیطزیست مناسب، در بلندمدت پایدار نخواهند بود.
از این رو، ارزیابی محیطزیستی پروژههای انرژی نباید یک مرحله اداری و تشریفاتی تلقی شود، بلکه باید از ابتدای فرآیند تصمیمگیری در کنار ملاحظات فنی و اقتصادی قرار گیرد.
انرژیهای تجدیدپذیر؛ بخشی از راهحل
توسعه انرژیهای تجدیدپذیر میتواند بخشی از پاسخ گیلان به نیازهای آینده انرژی باشد. استفاده از سامانههای خورشیدی در ساختمانها، واحدهای صنعتی و مراکز خدماتی، در صورت توجیه فنی و اقتصادی، میتواند بخشی از برق مورد نیاز را در محل مصرف تأمین کند.
با این حال، انرژی تجدیدپذیر نیز یک راهحل جادویی نیست. جانمایی پروژهها، ظرفیت شبکه، هزینه سرمایهگذاری و ملاحظات محیطزیستی باید همزمان مورد توجه قرار گیرد. برای گیلان، راهکار منطقی، ایجاد یک سبد متوازن از کاهش مصرف، افزایش بهرهوری، نوسازی شبکه و توسعه سنجیده منابع تجدیدپذیر است.
برق هوشمند، نیازمند حکمرانی هوشمند
استفاده از کنتورهای هوشمند و سامانههای پایش مصرف، فرصت مهمی برای حرکت از تصمیمگیریهای کلی به سیاستگذاری مبتنی بر داده فراهم کرده است. وقتی مشخص باشد کدام بخشها، مناطق و ساعات بیشترین فشار را بر شبکه وارد میکنند، میتوان برای مدیریت مصرف راهکارهای دقیقتری طراحی کرد.
در این مسیر، همکاری میان صنعت برق، دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان، مدیریت اجرایی استان و رسانهها اهمیت زیادی دارد. هدف آن است که داده و پژوهش به تصمیمهای عملی تبدیل شوند و مدیریت انرژی از واکنشهای مقطعی به برنامهریزی بلندمدت برسد.
توسعه پایدار؛ انتخاب میان برق و محیطزیست نیست
مسئله گیلان، انتخاب میان توسعه اقتصادی و حفاظت از محیطزیست نیست؛ مسئله، یافتن الگویی از توسعه است که این دو را در کنار یکدیگر قرار دهد.
استان به برق پایدار برای تولید، خدمات، کشاورزی و رفاه عمومی نیاز دارد؛ اما این نیاز نباید با مصرف بیرویه یا نادیده گرفتن ظرفیتهای طبیعی پاسخ داده شود. آینده انرژی گیلان در گرو افزایش بهرهوری، مدیریت هوشمند مصرف، کاهش تلفات، توسعه منطقی انرژیهای پاک و رعایت جدی ملاحظات محیطزیستی است.
در نهایت، هدف نباید صرفاً «برق بیشتر» باشد؛ بلکه باید به دنبال «برق مطمئنتر، کارآمدتر و سازگارتر با محیطزیست» بود.
اگر قرار است نسلهای آینده نیز گیلان را با جنگلهای هیرکانی، تالابها، شالیزارها و سواحلش بشناسند، سیاست انرژی امروز باید به گونهای باشد که رفاه نسل حاضر، به بهای از دست رفتن سرمایههای طبیعی نسل آینده تمام نشود.
آرمین رمضانی؛ جانشین سردبیر
دیدگاهتان را بنویسید