رسول سعیدی زاده

شمال ما؛

 

در هر تعطیلی، میلیون‌ها مسافر راهی جنگل‌ها، سواحل و روستاهای گیلان، مازندران و گلستان می‌شوند. این تصویر، سال‌هاست به بخشی از فرهنگ سفر ایرانیان تبدیل شده است؛ اما پشت این رونق ظاهری، پرسشی جدی نهفته است که آیا گردشگری انبوه موتور توسعه شمال است یا تهدیدی برای آینده این سرزمین؟

بی‌تردید، گردشگری یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی استان‌های شمالی به شمار می‌رود. هزاران خانوار از طریق هتل‌ها، اقامتگاه‌های بوم‌گردی، رستوران‌ها، بازارهای محلی، صنایع دستی و خدمات حمل‌ونقل امرار معاش می‌کنند و حضور گردشگران می‌تواند به ایجاد اشتغال، افزایش سرمایه‌گذاری و رونق کسب‌وکارهای کوچک کمک کند. اما توسعه زمانی پایدار است که هزینه‌های آن از منافعش پیشی نگیرد؛ اتفاقی که امروز در بسیاری از مناطق شمال کشور رخ داده است.

ظرفیت زیرساخت‌های گیلان، مازندران و گلستان برای جمعیت دائمی این استان‌ها طراحی شده، نه برای پذیرایی از چندین برابر جمعیت در روزهای اوج سفر. نتیجه این ناهماهنگی، ترافیک‌های سنگین، فرسودگی شبکه‌های آب، برق و فاضلاب، اختلال در خدمات عمومی و کاهش کیفیت زندگی ساکنان بومی است. در کنار این مشکلات، بحران پسماند به آشکارترین نماد گردشگری بی‌ضابطه تبدیل شده است. انبوه زباله‌های رهاشده در جنگل‌های هیرکانی، سواحل و حاشیه رودخانه‌ها، تنها چهره طبیعت را مخدوش نمی‌کنند؛ بلکه با تولید شیرابه، خاک و منابع آب زیرزمینی را نیز آلوده می‌سازند و سلامت انسان و حیات‌وحش را به خطر می‌اندازند.

فشار بر منابع آب نیز به یکی از جدّی‌ترین چالش‌های شمال کشور تبدیل شده است. در برخی مناطق، ساکنان محلی برای تأمین آب آشامیدنی با محدودیت روبه‌رو هستند، اما هم‌زمان مصرف آب در ویلاها، مراکز اقامتی و مجتمع‌های گردشگری به شکل چشمگیری افزایش می‌یابد. ساخت‌وسازهای بی‌رویه، تغییر کاربری اراضی کشاورزی و تخریب جنگل‌ها نیز زنجیره‌ای از پیامدهای زیست‌محیطی را به دنبال دارند که از کاهش تنوع زیستی تا فرسایش خاک و آسیب به اکوسیستم‌های ارزشمند شمال را شامل می‌شود.

با این حال، راه‌حلّ حذف یا محدود کردن گردشگری نیست. تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد که توسعه اقتصادی و حفاظت از محیط‌ زیست دو هدف متضاد نیستند؛ بلکه تنها در چارچوب گردشگری پایدار می‌توان میان آن‌ها تعادل برقرار کرد. شمال ایران با جنگل‌های سرسبز، تالاب‌ها، رودخانه‌ها و فرهنگ بومی غنی، ظرفیت آن را دارد که به یکی از مهم‌ترین مقاصد اکوتوریسم منطقه تبدیل شود، مشروط بر آنکه مدیریت علمی جایگزین مدیریت مقطعی شود.

گذار به گردشگری پایدار مستلزم مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ است؛ از توزیع سفر در طول سال و معرفی مقاصد کمتر شناخته‌شده برای کاهش تمرکز جمعیت گرفته، تا تعیین ظرفیت پذیرش مناطق حساس، توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی، دریافت عوارض زیست ‌محیطی برای تأمین هزینه‌های حفاظت از طبیعت، ارتقای نظام مدیریت پسماند و آموزش گردشگران درباره مسئولیت‌های زیست‌محیطی. در این میان، مشارکت جوامع محلی نیز باید به محور اصلی سیاست‌گذاری تبدیل شود تا منافع اقتصادی حاصل از گردشگری به شکل عادلانه میان ساکنان منطقه توزیع شود.

واقعیت این است که شمال ایران بیش از ساخت هتل‌های بزرگ، ویلاهای بی‌شمار و پروژه‌های عمرانی بدون پیوست محیط ‌زیستی، به حکمرانی هوشمند نیاز دارد. طبیعت این سرزمین سرمایه‌ای ملی و میراثی بین ‌نسلی است؛ سرمایه‌ای که اگر امروز قربانی بهره‌برداری بی‌برنامه شود، فردا نه جنگل‌های هیرکانی همان طراوت را خواهند داشت، نه رودخانه‌ها و سواحل همان کیفیت را، و نه گردشگری، جاذبه‌ای برای تداوم خواهد یافت. آینده شمال ایران در گرو ادامه گردشگری انبوه و فرسایش تدریجی سرمایه‌های طبیعی، یا حرکت به سوی گردشگری پایدار است؛ مسیری که هم اقتصاد محلی را تقویت می‌کند و هم این بهشت سبز را برای نسل‌های آینده حفظ خواهد کرد.

«رسول سعیدی زاده»

qubbat@yahoo.com


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *