رسول سعیدی زاده

شمال ما؛

 

اشتغال، مهم‌ترین دغدغه اقتصادی امروز کشور و به‌ویژه جوانان است. این چالش در استان‌های شمالی، با وجود ظرفیت‌های فراوان اقتصادی، بیش از پیش خودنمایی می‌کند. در گیلان، کشاورزی به دلیل فصلی بودن، با بیکاری پنهان همراه است و در مازندران و گلستان نیز بخش عمده‌ای از مشاغل، از کشاورزی و دامداری تا صیادی، آبزی‌پروری، مشاغل خانگی و صنایع‌دستی، از پایداری و امنیت شغلی لازم برخوردار نیستند.

گیلان و مازندران و گلستان از معدود مناطقی است که همزمان از مزیت‌های کشاورزی، باغداری، شیلات، صنایع غذایی، اقتصاد دریامحور و گردشگری برخوردار است. با این حال، بخش عمده این ظرفیت‌ها همچنان به شیوه‌ای سنتی اداره می‌شود و نتوانسته‌ به موتور محرک اشتغال پایدار تبدیل شود.

ضعف در توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی، نبود زنجیره ارزش، سرمایه‌گذاری ناکافی، کمبود زیرساخت‌های تولید و فرآوری و همچنین موانع اداری، موجب شده است تا ارزش افزوده بسیاری از محصولات و ظرفیت‌های منطقه در خارج از استان‌های شمالی ایجاد شود؛ در حالی که سهم جوانان بومی از این ثروت، اغلب بیکاری یا اشتغال موقت و کم‌درآمد است.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این وضعیت، مهاجرت گسترده نیروی انسانی متخصص شمال کشور است. جوانانی که سال‌ها برای کسب دانش و مهارت تلاش کرده‌اند، وقتی آینده‌ای متناسب با تخصص خود در زادگاهشان نمی‌بینند، ناچار راهی تهران، قزوین، اراک و دیگر کلان‌شهرها می‌شوند. این مهاجرت، صرفاً جابه‌جایی نیروی کار نیست؛ بلکه خروج سرمایه‌های انسانی، ایده‌های نو، کارآفرینان آینده و موتورهای توسعه منطقه است.

در چنین شرایطی، سه استان شمالی نه‌تنها فرصت رشد را از دست می‌دهند، بلکه در چرخه‌ای از توسعه ‌نیافتگی گرفتار می‌شوند؛ چرخه‌ای که در آن، کمبود فرصت موجب مهاجرت می‌شود و مهاجرت نیز ظرفیت توسعه را بیش از پیش تضعیف می‌کند.

از سوی دیگر، ساختار اقتصادی شمال همچنان وابستگی زیادی به مشاغل فصلی دارد. رونق گردشگری در ایام تعطیل و تابستان، هرچند درآمدی مقطعی ایجاد می‌کند، اما با پایان فصل سفر، بسیاری از فرصت‌های شغلی نیز از میان می‌روند.

چنین اقتصادی نمی‌تواند امنیت شغلی، امکان برنامه‌ریزی برای آینده، تشکیل خانواده یا سرمایه‌گذاری بلندمدت را برای نسل جوان فراهم کند. اشتغال پایدار، زمانی معنا پیدا می‌کند که فرصت‌های کاری در تمام طول سال استمرار داشته باشند و درآمدی قابل اتکا برای نیروی کار ایجاد کند.

عبور از این وضعیت، نیازمند تغییر رویکرد در سیاست‌گذاری توسعه سه استان شمالی است. شمال کشور بیش از هر زمان دیگری به اقتصاد مبتنی بر ارزش افزوده نیاز دارد؛ اقتصادی که صنایع تبدیلی کشاورزی، صنایع غذایی، شیلات، گردشگری چهار فصل، اقتصاد دریا محور، فناوری‌های نوین، اقتصاد دیجیتال و شرکت‌های دانش‌بنیان را در کنار یکدیگر قرار دهد.

توسعه صنایع کوچک و متوسط، حمایت هدفمند از کارآفرینان، تسهیل سرمایه‌گذاری، گسترش مراکز مهارت‌آموزی متناسب با نیاز بازار و حذف موانع اداری، می‌تواند زمینه ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار را برای جوانان شمال فراهم سازد.

توسعه شمال تنها با ساخت جاده، مجتمع‌های گردشگری یا افزایش تعداد مجوزهای سرمایه‌گذاری محقق نمی‌شود؛ آنچه این منطقه بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، حفظ سرمایه انسانی است. هیچ توسعه‌ای بدون حضور جوانان متخصص، خلاق و امیدوار پایدار نخواهد بود.

اگر فرزندان این سرزمین احساس کنند که در زادگاه خود امکان رشد، کارآفرینی و پیشرفت دارند، نه‌تنها روند مهاجرت معکوس خواهد شد، بلکه اقتصاد منطقه نیز از اندیشه‌های نو و توان علمی آنان جان تازه‌ای خواهد گرفت.

امروز فاصله میان ظرفیت‌های بی مانند شمال و واقعیت بازار کار آن، دیگر صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست؛ این شکاف به مسئله‌ای اجتماعی، جمعیتی و حتی امنیتی تبدیل شده است. حفظ پویایی شمال، جلوگیری از مهاجرت نخبگان و تحقق توسعه متوازن، بدون اشتغال پایدار امکان‌پذیر نیست.

«رسول سعیدی زاده»

qubbat@yahoo.com

منتشر شده در سرمقاله روزنامه ی سوال جواب


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *