شمال ما؛
جنگلهای ایران به دلیل تنوع اقلیمی و گستره جغرافیایی خود، از غنیترین زیستبومهای منطقه به شمار میروند. دهها گونه درختی، صدها گونه درختچهای و هزاران گونه علفی و بوتهای در این جنگلها حضور دارند. با این حال، در دهههای اخیر بسیاری از گونههای گیاهی و جانوری، به دلیل دخالتهای نادرست انسانی، با کاهش جمعیت، محدود شدن پراکنش و حتی خطر نابودی روبهرو شدهاند.
تجربه نشان داده است که تخریب ساختار طبیعی جنگلها، پیش از هر چیز تنوع گیاهی را کاهش میدهد و در ادامه به فقر تنوع جانوری و برهم خوردن تعادل اکولوژیک منجر میشود. رشد جمعیت، گسترش شهرنشینی و افزایش نیاز به چوب، فشار بر جنگلها را بیش از پیش افزایش داده است. در چنین شرایطی، نوع مدیریت و نحوه دخالت در جنگلها اهمیت تعیینکنندهای پیدا میکند.
عملیات پرورشی یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت جنگل است. هدف از این عملیات، ایجاد شرایط مناسب برای رشد درختان، تقویت زادآوری طبیعی، افزایش پایداری اکوسیستم و کاهش آسیبپذیری جنگل در برابر عوامل طبیعی مانند باد، برف و طوفان است؛ اما نتیجه این اقدامات کاملاً به نوع نگرش و شیوه اجرای آن بستگی دارد.
برای دهههای طولانی، الگوی غالب در بسیاری از کشورهای جهان بر پایه ایجاد جنگلهای همسال و نسبتاً یکنواخت استوار بود. در این روش تلاش میشد درختان با سرعت بیشتری رشد کنند و در کوتاهترین زمان ممکن به سن بهرهبرداری برسند. پیامد این رویکرد، در بسیاری از موارد، کاهش تنوع ساختاری جنگل و فاصله گرفتن آن از ویژگیهای طبیعی خود بود.
نمونههایی از این نوع مدیریت را میتوان در برخی از جنگلهای شمال کشور مشاهده کرد؛ جایی که بخشهایی از جنگلهای طبیعی ناهمسال به سمت ساختارهای همسال و یکنواخت هدایت شدند. این نگرش هنوز نیز در برخی دیدگاهها و برنامههای مدیریتی مشاهده میشود.
در مقابل، طی دهههای گذشته رویکرد دیگری در اروپا توسعه یافت که امروز با عنوان «جنگلشناسی نزدیک به طبیعت» شناخته میشود. در این شیوه، هدف اصلی نه تولید حداکثری چوب، بلکه حفظ پایداری بلندمدت جنگل است؛ جنگلی که در آن تنوع گونهای، ناهمسالی درختان و تعادل اکولوژیک حفظ شود و در عین حال، تولید چوب نیز به شکلی پایدار ادامه یابد.
در این رویکرد از برداشت بیرویه درختان جوان و سالم پرهیز میشود. دخالتهای پرورشی عمدتاً بر حذف درختان بیمار، آسیبدیده یا درختانی متمرکز است که به مرحله دیرزیستی رسیدهاند. چنین اقدامی ضمن بهبود شرایط رشد، امکان استقرار زادآوری طبیعی و تداوم حیات جنگل را فراهم میکند.
واقعیت این است که آینده جنگلها نه در «بهرهبرداری بیضابطه» و نه در «رها کردن کامل جنگل» نهفته است. جنگلهای آسیبدیده برای بازگشت به پایداری، نیازمند مدیریت علمی و دخالتهای پرورشی هدفمند هستند. این دخالتها باید به گونهای انجام شوند که ضمن حفظ تنوع زیستی و ساختار طبیعی جنگل، امکان تداوم تولید و بهرهبرداری پایدار را نیز فراهم آورند.
سرنوشت جنگلهای ایران تا حد زیادی به انتخاب میان این دو نگرش وابسته است؛ نگرشی که جنگل را صرفاً منبع تولید چوب میبیند و نگرشی که آن را یک اکوسیستم زنده، پویا و میراثی ماندگار برای نسلهای آینده میداند.
منبع: پیام ما
«مظفر شیروانی»
دیدگاهتان را بنویسید