شمال ما؛
میراث فرهنگی صرفاً مجموعهای از بناهای کهن، آیینها یا اشیای تاریخی نیست؛ میراث فرهنگی حافظه زنده یک جامعه است. حافظهای که هویت، باورها، سبک زندگی و خلاقیت نسلهای پیشین را در خود نگه داشته و پیوندی ناگسستنی میان گذشته، حال و آینده برقرار میکند. بیتوجهی به این میراث، در حقیقت بیاعتنایی به ریشهها و تضعیف احساس تعلق اجتماعی و هویت ملی است.
در این میان، بناهای تاریخی جایگاهی ویژه دارند. این سازهها نه فقط دیوار و سقف، بلکه روایتگر تاریخ، معماری، هنر و زیست اجتماعی مردمانی هستند که پیش از ما زیستهاند. تخریب یا آسیب به آنها، بهمنزله پاک شدن بخشی از شناسنامه فرهنگی یک سرزمین است؛ آسیبی که در بسیاری موارد جبرانناپذیر خواهد بود.
استان گیلان با پیشینهای کهن، تنوع قومی و فرهنگی، و سبک زندگی منحصربهفرد مردمانش، یکی از گنجینههای کمنظیر میراث فرهنگی ایران بهشمار میرود. معماری بومی سازگار با اقلیم مرطوب، بناهای تاریخی، آیینها، موسیقی محلی، پوششهای سنتی و غذاهای بومی، همگی بازتاب پیوند عمیق مردم این خطه با طبیعت و تاریخاند. این میراث، افزون بر تقویت هویت منطقهای، ظرفیتی مهم برای آموزش نسلهای آینده و توسعه گردشگری پایدار به حساب میآید.
با این حال، در اغتشاشات اخیر، افزون بر خسارتهای اقتصادی و اجتماعی فراوان، ضربهای دردناک بر پیکر نحیف میراث فرهنگی گیلان وارد شد. ضربهای که آثار آن نهتنها امروز، بلکه در حافظه تاریخی این سرزمین باقی خواهد ماند.
بقعه چهار پادشاهان لاهیجان، یکی از کهنترین بناهای شرق گیلان و مدفن چهار تن از سادات و شاهان کیایی بیهپیش، با قدمتی حدود ۷۰۰ سال، در جریان این حوادث دچار آسیبهای جدّی شد. شکستن درهای تاریخی و صدمه به مقبرهها، تنها تخریب یک بنا نیست؛ بیحرمتی به تاریخ، باورها و هنر چندین قرن است. این بقعه که در سال ۱۳۱۷ خورشیدی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده، نمونهای کمنظیر از معماری و نقاشیهای دیواری عاشورایی است که امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند مرمت و حفاظت است.
مسجد جامع لاهیجان نیز از آسیبها بینصیب نماند. این مسجد با قدمت حداقل ۶۷۰ سال که در قلب بافت تاریخی شهر و در کنار مجموعهای ارزشمند از آثار تاریخی قرار دارد، یکی از قدیمیترین مساجد شرق گیلان و لاهیجان بهشمار میرود و در طول قرون متمادی بارها بازسازی و دچار تغییر شده است. آسیب به ورودی این مسجد، زنگ خطری جدّی برای حفاظت از بافت تاریخی شهر است؛ بافتی که هویت شهری لاهیجان بر آن استوار است.
اما شاید تلخترین تصویر، سوختن بازار سنتی رشت باشد؛ بازاری که نهتنها مرکز اقتصادی شهر، بلکه قلب تپنده زندگی اجتماعی و تاریخی آن محسوب میشد. آتشسوزی گستردهای که حدود چهل درصد بازار را دربر گرفت و بناهایی چون طاقی بزرگ، طاقی کوچک با عمر حدود ۱۳۰ سال، قیصریه فخر، بازار کتابفروشان و سرای مَلَک (کاروانسرای مَلَک التجار) که همگی از آثار دوره قاجاریه هستند، را به خاکستر نشاند، نه تنها سرمایه بیش از ۴۵۰ کاسب را نابود کرد، بلکه بخشی از حافظه تاریخی رشت را نیز سوزاند. کاروانسراهایی با قدمت بیش از یک قرن و ثبتشده در فهرست آثار ملی، که روزگاری نقش مهمی در تجارت محصولات برنج و ابریشم داشتند، در چند ساعت به ویرانه تبدل شدند.
حال پرسش اینجاست که مسئولیت حفاظت از میراث فرهنگی بر عهده کیست؟ اگرچه این خسارتها را میتوان به حوادث و اغتشاشات اخیر نسبت داد، اما در این حادثه از ضعف در پیشگیری، حفاظت و مدیریت بحران نمیتوان چشمپوشی کرد.
میراث فرهنگی سرمایهای ملی است؛ سرمایهای که اگر از دست برود، نه با پول بازمیگردد و نه با وعده. ما امروز بیش از هر زمان دیگر، نیازمند عزم جدّی، برنامهریزی دقیق و مشارکت همگانی برای پاسداری از این میراث هستیم. بیتفاوتی امروز، فردا را تهی از هویت و گذشته خواهد کرد؛ و جامعهای که گذشتهاش را بسوزاند، آیندهاش را نیز در آتش خواهد دید.
qubbat@yahoo.com
منتشر شده در روزنامه گیلان امروز
دیدگاهتان را بنویسید