ویلای سوئیسی، نشانه‌ای از انفعال نهادی در گیلان



عماد ثروتی

شمال ما؛

مقدمه؛ از رکود تورمی تا ماتیک قرمز معماری

اقتصاد ایران وارد مرحله‌ای از رکود تورمی ساختاری شده است؛ وضعیتی که بنا بر گزارش‌های رسمی، بخش ساختمان؛ به‌عنوان یکی از پیشران‌های اصلی اشتغال و سرمایه‌گذاری؛ رشد منفی را تجربه کرده است. کاهش معنادار شروع پروژه‌های ساختمانی، افزایش هزینه مصالح، افت قدرت خرید و نااطمینانی‌های سیاسی–اقتصادی، سرمایه‌گذاری مولد را به حاشیه رانده است.

در چنین شرایطی، الگوی رفتاری شناخته‌شده‌ای در اقتصاد رفتاری فعال می‌شود:

اثر ماتیک (Lipstick Effect). پدیده‌ای که نشان می‌دهد در دوران بحران، افراد به‌جای سرمایه‌گذاری‌های بزرگ، به سمت مصرف «لوکس‌های کوچک و نمایشی» حرکت می‌کنند؛ نه برای افزایش رفاه واقعی، بلکه برای حفظ احساس کنترل، منزلت و آرامش روانی.

ادعای این نوشتار آن است که در گیلان، ساختمان ویلاهایی موسوم به سوئیسی ( Swiss Chalet – A frame) معادل فضایی همین الگو هستند: تصویری لوکس، تسکین‌دهنده و کوتاه‌مدت که جای کیفیت پایدار، سازگاری اقلیمی و مسئولیت اجتماعی را گرفته است.

 

ویلای سوئیسی؛ لوکسِ کوچکِ معماری

تعریف و کارکرد اصلی ویلای سوئیسی، خانه‌ای کوچک، پیش‌ساخته یا نیمه‌پیش‌ساخته با نمای چوبی و شیروانی شیبدار است که در مناطق کوهستانی و سرد اروپا طراحی شده است. هدف اصلی آن ارائه محل تفریح کوتاه‌مدت و ییلاقی، همراه با آسایش و زیبایی بصری، و سازگاری با بارش برف و شیب زمین بوده است.

اما این مدل ویلاها در گیلان، با الهام از مدل سوئیسی، اغلب در زمین‌های جنگلی یا کشاورزی احداث شده و با اقلیم مرطوب و باران‌خیز گیلان همخوانی ندارند. تهویه طبیعی محدود، عایق‌بندی ضعیف و مصرف انرژی بالا برای سرمایش و گرمایش، نشان می‌دهد که این ساختارها بیشتر نمایشی و نمادین هستند تا پایدار و اقلیمی.

هرچند در نگاه نخست، سقف‌های شیبدار یا استفاده از چوب در نمای برخی ویلاهای سوئیسی ممکن است یادآور خانه‌های سنتی گیلان باشد، اما این شباهت‌ها صرفا سطحی‌اند. معماری بومی گیلان بر اساس اقلیم مرطوب، بارش‌های شدید و تعامل با طبیعت طراحی شده و فضایی اجتماعی–فرهنگی و تهویه طبیعی دارد. ویلای سوئیسی اما برای اقلیم سرد و کوهستانی آلپی طراحی شده و در گیلان عمدتا عملکرد اقلیمی و فرهنگی ندارد؛ فرم و نما بیش از آنکه پاسخ واقعی به محیط باشند، نماد لوکس و نمایشی‌اند.

در شرایطی که ساخت مسکن متناسب با نیاز واقعی جامعه بدلیل رکود تورمی، متوقف یا به‌شدت کند شده، ویلای سوئیسی به‌عنوان پروژه‌ای کوچک اما پرزرق‌وبرق، جایگزین سرمایه‌گذاری‌های معنادار شده است. این پدیده، نه صرفا‌ نتیجه سلیقه فردی، بلکه برآیند سه عامل ساختاری است:

* اقتصاد فرسایشی

* فرهنگ مصرف نمایشی

* خلأ سیاست‌گذاری مؤثر در حوزه معماری، زمین و محیط‌زیست

این ویلاها اینک، ابزاری برای نمایش توانگری هستند.

 

هزینه‌ی پنهان ماتیک معماری؛ جنگل، خاک، آینده

ویلای سوئیسی اغلب در زمین‌هایی ساخته می‌شود که کاربری کشاورزی یا جنگلی داشته‌اند. تغییر کاربری، پاک‌تراشی، احداث راه‌های دسترسی غیرمجاز و فشار بر منابع آب و خاک، بهای واقعی این لوکس کوچک است.

جنگل‌های هیرکانی، به‌عنوان میراث طبیعی ثبت‌شده جهانی، در سال‌های اخیر تحت فشار فزاینده ویلاسازی قرار گرفته‌اند. هشدارهای رسمی اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان درباره عبور برخی مناطق از تاب‌آوری جمعیتی ، نشان می‌دهد مسئله دیگر صرفا معماری نیست؛ مسئله، بحران اکولوژیک ناشی از تصمیم‌های کوچک اما پرتکرار است. در مقابل، معماری بومی گیلان ، نمونه‌ای از انطباق تاریخی انسان، اقلیم و اقتصاد محلی بوده است؛ الگویی که امروز قربانی تقلیدهای وارداتی شده است.

 

انفعال نهادی؛ زنجیره‌ای منظم از بی‌عملی قانونی

مقررات ملی ساختمان، قوانین حفاظت از منابع طبیعی، ضوابط تغییر کاربری اراضی و آیین‌نامه‌های محیط زیستی، همگی در ظاهر چارچوب‌های نسبتا روشنی برای کنترل ساخت‌وساز و حفاظت از سرزمین فراهم کرده‌اند. مسئله در گیلان، نه فقدان قانون، بلکه تجمیع انفعال در زنجیره اجرا و نظارت است؛ انفعالی که در عمل، به بازتولید معماری نمایشی مشروعیت می‌بخشد.

در سطح سیاست‌گذاری منطقه‌ای، استانداری و فرمانداری‌ها در جایگاهی قرار دارند که می‌توانند میان توسعه، حفاظت و نیازهای محلی تعادل برقرار کنند. با این حال، تجربه میدانی نشان می‌دهد که سیاست «اغماض اجرایی» در برابر تغییر کاربری‌های خرد اما پرتعداد، عملاً به تثبیت الگوی ویلاسازی انجامیده است؛ الگویی که هر پروژه‌اش کوچک است، اما مجموع آن، ویرانگر.

سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری، طبق قانون، متولی حفاظت از اراضی جنگلی و جلوگیری از تصرف غیرقانونی است.

با این حال، شکل‌گیری جاده‌های دسترسی غیرمجاز و قطعه‌قطعه‌شدن اراضی جنگلی، نشان می‌دهد نظارت مؤثر، یا با تأخیر انجام می‌شود یا پس از تثبیت ساخت‌وساز. در این مرحله، قانون دیگر ابزار پیشگیری نیست؛ ابزار ثبت تخلف است.

اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان، طی سال‌های اخیر بارها نسبت به عبور برخی مناطق از «آستانه تاب‌آوری جمعیتی» هشدار داده است. اما نبود الزام عملی برای پیوست محیط‌زیستی در پروژه‌های خرد و ویلاسازی‌های پراکنده، باعث شده این هشدارها بیشتر جنبه اطلاع‌رسانی داشته باشند تا اثرگذاری اجرایی.

در سطح حرفه‌ای نیز، نظام مهندسی ساختمان و نظام مهندسی کشاورزی نقش تعیین‌کننده‌ای در کیفیت مداخله در زمین و بنا دارند. با این حال، رویه غالب، تأیید نقشه‌ها بر اساس حداقل‌های شکلی و انطباق صوری با ضوابط است، نه ارزیابی عملکرد واقعی بنا در اقلیم مرطوب گیلان. در این فرآیند، نقشه‌های سمپلی و تیپ، جای تحلیل اقلیمی، انرژی و پایداری را گرفته‌اند.

شهرداری‌ها و دهیاری‌ها نیز، به‌ویژه در محدوده‌های روستایی، با ضعف ساختاری در نظارت مواجه‌اند. تخلفات ساختمانی اغلب نه متوقف، بلکه به ماده ۱۰۰ و جریمه‌های مالی تقلیل می‌یابند؛ سازوکاری که ناخواسته، تخلف را از یک مسئله حقوقی به یک هزینه قابل پیش‌بینی تبدیل می‌کند.

در مجموع، آنچه شکل گرفته، نه یک خطای موردی، بلکه «سامانه‌ای از بی‌تصمیمی هماهنگ» است؛ زنجیره‌ای که در آن هر نهاد، وظیفه را به رسمیت می‌شناسد، اما مسئولیت نهایی را به دیگری واگذار می‌کند. نتیجه، تولید «تصویر قانونیِ لوکس» است: معماری‌ای که از نظر اداری مجاز، اما از نظر اقلیمی، زیست‌محیطی و فرهنگی مسئله‌ساز است.

در چنین بستری، اثر ماتیک قرمز از سطح رفتار مصرف‌کننده فراتر می‌رود و به سطح نهادی می‌رسد؛ جایی که قانون، به‌جای اصلاح واقعیت، به بزک‌کردن آن کمک می‌کند.

 

معماریِ نمایشی؛ از زیبایی تا فریب

آنچه می‌توان از آن با عنوان «اثر ماتیک قرمز در معماری» یاد کرد، تنها یک استعاره ادبی نیست، بلکه توصیفی دقیق از یک جابه‌جایی مفهومی در فرآیند طراحی و تولید فضاست؛ جابه‌جایی‌ای که در آن، کیفیت فضایی، عملکرد اقلیمی و منطق زیست‌پذیری به حاشیه رانده می‌شوند و «تصویر» به‌عنوان محصول نهایی معماری جای آن‌ها را می‌گیرد.

در این الگو، «نما» نه به‌عنوان نتیجه‌ی فرآیند طراحی، بلکه به‌مثابه هدف اصلی پروژه تعریف می‌شود. ساختمان باید دیده شود، ثبت شود، بازنشر شود و «لایک» بگیرد؛ حتی اگر در زیست روزمره، در مصرف انرژی، در سازگاری با اقلیم مرطوب گیلان یا در ارتباط با بستر طبیعی، ناکارآمد باشد. معماری، به‌جای آن‌که تجربه‌ای زیسته و تدریجی باشد، به کالایی بصری و فوری تبدیل می‌شود.

این‌جا معماری از قلمرو «فضای زندگی» به قلمرو «نمایش اجتماعی» مهاجرت می‌کند. آنچه اهمیت می‌یابد، نه چگونگی زیستن در فضا، بلکه چگونگی دیده‌شدن آن است. به بیان دیگر، زیبایی از معنا جدا می‌شود و به سطحی مستقل و خودبسنده فروکاسته می‌گردد؛ زیبایی‌ای که الزاماً صادق نیست، بلکه متقاعدکننده است.

در چنین بستری، نماهای سنگی کلاسیک، حجم‌های تقلیدی از معماری اروپای آلپی یا آنچه ویلای سوئیسی نامیده می‌شود، نه به‌دلیل انطباق اقلیمی یا فرهنگی، بلکه به‌سبب قدرت نمادین‌شان انتخاب می‌شوند. این فرم‌ها حامل پیام‌اند: پیام تمول، تمایز و فاصله‌گذاری اجتماعی. معماری، به زبان نانوشته‌ی طبقه تبدیل می‌شود.

طنز تلخ ماجرا آنجاست که این نمایش، دیگر یک انتخاب سلیقه‌ای شخصی نیست، بلکه در بستر ضوابط رسمی و تأییدهای تخصصی مشروعیت پیدا می‌کند. وقتی نقشه‌ای که منطق اقلیمی ندارد، اما نمایی پرطمطراق دارد، به‌راحتی تأیید می‌شود؛ وقتی چک‌لیست‌های انرژی به تطابق صوری با نمونه‌ها تقلیل می‌یابد؛ و وقتی کیفیت، به جای سنجش، آرایش می‌شود، نمایش دیگر پنهان نیست، فقط رسمی شده است.

در این نقطه است که استعاره‌ی ماتیک قرمز، از سطح شوخی عبور می‌کند و به نقد ساختاری می‌رسد.

اگر روزی مدیران، تصمیم‌گیران و ناظران با ماتیک قرمز در جلسات حاضر شوند، دست‌کم تکلیف روشن است؛ همه می‌دانند با یک نمایش طرف‌اند.

مسئله‌ی امروز اما پیچیده‌تر و خطرناک‌تر است:

نمایش، با ظاهری جدی، تخصصی و قانونی اجرا می‌شود.نه اغراق‌آمیز است، نه مبتذل؛ دقیق، تمیز و تأییدشده است. و درست به همین دلیل، فریبنده‌تر.

 

جمع‌بندی؛ از تئاتر تصویر به اخلاق حرفه‌ای

ویلای سوئیسی در گیلان، نشانه‌ی بحران عمیق‌تری است: بحران تصمیم‌گیری، بحران مسئولیت‌پذیری و بحران اخلاق حرفه‌ای. تا زمانی که تصویر بر کیفیت، و انفعال بر کنش ترجیح داده شود، معماری نیز مانند اقتصاد، تنها به بزک‌کردن زخم‌ها بسنده خواهد کرد.

بازگشت به معماری اقلیمی، اجرای بی‌مماشات قوانین موجود، و فعال‌شدن مسئولیت حرفه‌ای معماران و نهادها، تنها مسیر خروج از این چرخه است.

در غیر این صورت، ماتیک قرمز باقی می‌ماند؛ لبخند می‌زند، اما آینده را پنهان می‌کند.

 

عماد ثروتی – معمار و مدرس دانشگاه


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *