آوازهایی برای سرخپوست یاغی
فاطمه حق وردیان

اتوبان نیستم از من گذر کنی
تنها کوچه ای بن بست ام
می توانی بیایی و در من آواز بخوانی
رم نیستم همه ی راه ها به من ختم شود
میدانی مقدس ام
که عاشقان را در آن به دار می آویزند!
آهسته!
صدایم نزن
خواب فنچ های روی شانه ام را می آشوبی!
دل ات شهر می خواهد
در من اما هیچ میلی به شهر شدن نمی انجامد
یک کوچه
تنها یک کوچه کافی است
تا خانه ات را در آن بنا کنی!
می ترسم!
در من زنی است که ناشیانه از عشق می گریزد
در من کودکی است که به تماشای جهان می نشیند
در من شوالیه ای است که با خود به جنگ می ایستد
در من. . .
□□□
اتوبان نیستم از من گذر کنی
تنها کوچه ای بن بستم
می توانی بیایی و در من آواز بخوانی
آهسته!
طوری که خواب پروانه ها را نیاشوبی!
***
درباره فاطمه حق وردیان:
در۲۵ آبان هزار و سیصد و شصت و یک، در رشت به دنیا آمد؛ تحصیلات خود را با مدرک کارشناسی عمران از دانشگاه گیلان و کارشناسی ارشد شهرسازی از دانشگاه هنر اصفهان به پایان رسانید و هم اکنون ساکن تهران است.
فعالیت در حوزه ادبیات (شعر و داستان نویسی) را از شش سالگی و در دفتر آفرینش های ادبی کانون پرورش فکری شروع کرد وعضو دوره ی هشتم دفتر شعر جوان است.
از فاطمه حق وردیان تاکنون مجموعه شعر «دیازپام ۱۰» در سال ۸۲ توسط نشر شروع ومجموعه شعر «من زندان توام یونس» درسال ۸۶ توسط نشر فرهنگ ایلیا به چاپ رسیده است که این مجموعه شعر حائز رتبه سوم ، دومین دوره ی کتاب سال شعر جوان شده است.
منبع: madomeh.com
دیدگاهتان را بنویسید