شمال ما: با تداوم وضعیت کنونی بیابانزایی اگر سالانه یک میلیون هکتار بیابان در ایران ایجاد شود تا حدود ۱۶۴ سال آینده سراسر این کشور بیابانی خواهد شد.
به گزارش سلامت نیوز، به نقل از روزنامه جام جم، ایران بابیش از ۳۴ میلیون هکتار بیابان یکی ازکشورهای خشک و بیابانی منطقه و جهان محسوب میشود اما وقتی عباسعلی نوبخت، رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور اعلام کرد که «در ایران هرسال یک میلیون هکتاربیابان ایجاد میشود» نگرانیها دو چندان شد، زیرا با این شرایط و با یک حساب سرانگشتی بایدگ فت در ۱۶۴سال آینده ایران به سرزمینی کاملا بیابانی تبدیل خواهد شد. موضوعی که میطلبد ازهماکنون در نحوه مدیریت آبها تجدیدنظر شده و اجرای طرحهای بیابانزدایی را با سرعت بیشتری پیش ببریم.
حدود ۱۰سال پیش ناسا گزارشی از وضعیت گرمایشی و خشکسالی جهان ارائه کردکه در بخشی از آن عنوان شده بود ۴۵ کشور بهطور مستقیم درمعرض «خشکسالی شدید» قراردارند. دراین رتبهبندی از بین ۴۵ کشور، ایران چهارمین کشوری بود که در ۳۰ تا۴۰سال آینده بخش عظیمی از آن به بیابان تبدیل میشود. دو کویر بزرگ با نامهای دشت کویر و کویر لوت علاوه بر زیباییهای ذاتی که در دل خود دارند، هر روز درحال گسترش هستند.ضمن اینکه بحران آب و افزایش یک تا ۲درجهای گرمای زمین هم مزید بر علت شده و درایجاد بیابانها نقش مستقیمی دارند.
میانگین بارندگی سالانه درایران حدود۲۵۰میلیمتر است که این مقدارکمتر ازمیانگین بارندگی آسیا و حدود یکسوم میانگین بارندگی سالانه جهان است.حال آنکه کشوری که زیر۱۷۰۰مترمکعب درسال بارندگی داشته باشد، دچار تنش کمآبی و خشکی است.در گزارشها و پژوهشهای موسسات مختلف داخلی وخارجی هم تاکید شده، در آیندهای نهچندان دور خشکسالی گریبان بیشتر نقاط جهان راخواهد گرفت.هیچکس نمیدانددقیقا چه اتفاقاتی رخ خواهد داد اما آنچه مسلم است اینکه خشکسالی در طول تاریخ عامل بسیاری ازکوچهای عظیم درجهان بوده وحالاباید پرسید، آیا خشکسالی شدید در راه است!
سه کانون اساسی خشکسالی ایران شامل، کانون خشکسالی شمالشرق که شامل استانهای خراسان شمالی، رضوی، سمنان و گلستان است وهمچنین کانون خشکسالی البرز مرکزی که شامل استانهای تهران،البرز، قزوین وقم بوده وکانون سوم،کانون خشکسالی منطقه آذربایجان و غرب کشور که شامل تمامی منطقه آذربایجان و استان کردستان است.
چندی پیش رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور گفته بود که در ایران هر سال یک میلیون هکتار بیابان ایجاد میشود. از نگاه عباسعلی نوبخت، محدودیت اعتباری و منابع سالانه هم باعث شده هرسال بتوان تنها ۳۰۰هزار هکتار از عرصه کشور را مدیریت کرد، چرا که میزان تولید بیابان کمی بیش ازسه برابر فعالیتها برای مقابله با بیابانزایی است.با استناد به این گفتهها و با گسترش پدیده بیابانیشدن مناطق مختلف که مشکلات وعواقب ناشی ازتغییرات اقلیمی بیش از همیشه در نوار جنوبی، مرکزی و شرقی ایران مشخص شده، باید چنین برداشت کردکه با تداوم وضعیت کنونی بیابانزایی اگر سالانه یک میلیون هکتار بیابان در ایران ایجاد شود تا حدود ۱۶۴سال آینده سراسر این کشور بیابانی خواهد شد. ناگفته نماند ایران متاثر از گرمایش جهانی است. تغییر اقلیم در این سرزمین در کنار خشکسالی مدیریتی، روند ناکارایی سرزمینی راتشدید میکند. نمود این وضعیت را میتوان در نابودی میلیونها اصله بلوط در غرب کشور دید که آرامآرام خشکیدند.
فشار بیش از حد حضور دام، کشت زیراشکوب جنگل، گونزنی، آتشسوزی، ورود ریزگردها و… ازجمله مواردی است که درمناطق غرب وجنوب غرب کشور،به نوعی قحطی مدیریت پایدار را نشان میدهد.با این حال تاثیرات تغییر اقلیم را هم میتوان در خشکی سرشاخه اصلی سفیدرود دید؛ رودی که به آمازون ایران معروف است.کاهش آب رودخانهها و از بین رفتن تالابها نشان میدهد چگونه ایران در فرآیند جهانی گرمایی و تغییر اقلیمی گرفتار شده است. براساس آمارهای رسمی، مساحت جنگلهای کشور روزبهروز کاهش مییابد و سازمانهای مسئول در حوزه محیطزیست و منابع طبیعی با انداختن توپ در زمین یکدیگر از پذیرش مسئولیت نابودی جنگلها شانه خالی میکنند. بهواسطه شهرنشینی و افزایش فعالیتهای کشاورزی، درختان جنگلها برای اهداف ساختوساز و سوخت قطعشده و این موضوع منجر به فرسایش خاک از طریق باد و آب میشود. درعینحال، مواد تغذیهای خاک نیز کاهش مییابد و خاک غیربارور خواهد شد.
بهمن ایزدی، بومشناس اعلام کرده: «مساحت جنگلهای ایران از ۱۸میلیون هکتار دردهه ۴۰ به حدود ۱۱میلیون هکتار در دهه ۷۰ رسیده است. بهعبارتدیگر، هفت میلیون هکتارازجنگلهای ایران در طول سه دهه نابود شدهاند.»این کنشگر محیطزیست، با استناد به این آمار درباره وضعیت جنگلهای ایران بهخصوص جنگلهای هیرکانی با ابراز نگرانی افزوده: «وسعت جنگلهای هیرکانی حدود ۵۵هزار کیلومترمربع، یعنی نزدیک به ۴درصد مساحت ایران بود اما در فاصله سالهای ۱۳۳۴ تا ۱۳۷۹ نصف شد.»
پاکتراشی جنگلها برای توسعه شهرها،افزایش جمعیت،تأسیس کارخانهها وصنایع نفت و پتروشیمی مهمترین عامل نابودی جنگلهای هیرکانی در چهار دهه گذشته بهشمارمیآیند.وضعیت جنگلها دردیگر نقاط نیزبهتر ازجنگلهای هیرکانی نیست،جنگلهای غرب کشور در رشتهکوههای زاگرس نیز با خطرنابودی مواجهند.برداشت غیرمجاز چوب، آتشسوزیهای پیدرپی، توسعه کارخانهها و صنایع و میل به توسعه شهرها ازجمله عوامل دخیل در نابودی جنگلهاست. پیشتر، سازمان خواربار و کشاورزی جهانی (فائو)اعلام کرده بودکه ایران یکی از۷۰کشوردرحال توسعه است که پوشش جنگلی اندک آن با سرعت بیشتری نسبت به دیگر نقاط دنیا در حال نابودی است. بهرهبرداری شدید و چرای مراتع و حتی زیراشکوب جنگل نیز چراگاه شده که توان تولید این مناطق را کاهش داده و این مسأله از مصادیق روشن بیابانزایی به شمار میرود.
کارشناسان معتقدند برای مقابله با بیابانزایی باید راهکارهایی چون شناسایی کانونهای بحرانی فرسایش بادی، نهالکاری و بذرپاشی، احداث بادشکن و کنترل هرزآبهای فصلی را در دستورکارقرارداد که درصورت تحقق، میتوانند زمینهساز توسعه پایدار باشند. درخطر بودن منابع طبیعی و جنگلهای کشور و احتمال تبدیل این پوششهای گیاهی ارزشمند به بیابان بهشدت بالاست. زاگرس شش میلیون هکتار جنگل دارد و سطح قابل توجهی از آن مرتع است و بحران آفت،جنگلها را تهدید میکند.
راستان چهارمحال و بختیاری ۳۵۰ هزار هکتار جنگل وجود دارد که ۳۵هزارهکتارآن درگیرآفت است، همچنین از ۳۵هزارهکتار جنگلهای این استان فقط ۱۰۰۰ هکتار آن دردستور کار کنترل آفت قرار دارد.تمام نوسانات طبیعی زمینهساز مشکلات نیستند و انسانها در اینباره آسیبهای بسیاری به طبیعت و محیطزیست وارد کردهاند.در یک کلام، ظلم بسیاری به جنگلهای هیرکانی و زاگرس شده است و احداث سدها و توسعه عمرانی باید براساس مطالعات علمی انجام شود.
دیدگاهتان را بنویسید